هنر معاصر و جایگاه هنر در شهر

Iran Newspaper - - News - فواد علیجانی

شهر در جایگاه بستر یک اجتماع انســـانی، کالبـــد خود را براســـاس عوامل گوناگون شـــکل میدهد و در نهایت حیات پویای خود را در تعامل با همین موضوع استمرار میبخشـــد. در وضعیت معاصر، کالنشـــهر به طور مستقیم از نظر فیزیکـــی و بـــه طور غیرمســـتقیم از نظـــر متافیزیکـــی خـــود را بـــه یک «زمینه» تبدیل کرده اســـت. «زمینه»ای که در شکلگیری بسیاری از مفاهیم و رویدادها تأثیر میگذارد و با بازتولید مستمر نقش خود را در فعالیت اجتماعـــی ایفا میکنـــد. وقتی که صحبت از هنر در شـــهر میشـــود، نخســـتین چیزی که بـــه ذهن متبادر میشـــود، معماری است. مسألهای که همواره عنصر «هست و بود» شهر محسوب میشود. بنابراین در این حالت ما میتوانیم تصویری کلی از هنر را از شهر انتظار داشته باشیم. در واقع به همین واسطه در شهر با خط، سطح، بافت، حجم و در نهایتیککادروتصویرمواجههستیم.البتهاینعناصردر جهان پیرامون وجود دارند اما اینجا جنبه دخالت انسانی آنها اهمیت دارد. حال موضوع اصلی مسأله هنرهای زیبا در شهر است. پدیدهای که آگاهانه شکل میگیرد و بهعنوان عنصری با تعریف مســـتقل خود در تقابل با شـــهر ظهور میکند. در دوران معاصر حضور هنرهای زیبا بدین شرح در فضاهای عمومی پدیدهای «نو» محســـوب میشود که خود، به عرصه خروج هنر از فضاهای تعریف شده تعلق دارد. بنابراین شهر در جایگاه زمینه برای پدیدار شدن هنر در درون خود، قرار میگیرد. صحبت از تهران و این مسأله نیاز به بحثی مفصل دارد. در این نوشتار سعی میشود در این حوزه اشاراتی صورت پذیرد. تهراندردهههایاخیرازنظرکالبدیگسترشچشمگیری داشـــته اســـت. به همین فراخور بحثهای گوناگونی هم درباره جنبههای مفهومی آن صورت گرفته اســـت. یکی از این نکات مسأله «آشفتگی» اســـت که میتوان آن را ذیل مسأله «هویت» نیز قرار داد. در واقع در قدم اول آنچه اینجا معیار ســـنجش قرار داده شده اســـت نسبت شهر به خود است یعنی تهران به طهران. در قدم بعدی این نسبت با وضعیت ادراک کنونی مخاطب ســـنجیده میشود. در هر دو حوزه خـــارج از ورود به مضامین اجتماعی در تهران با این آشفتگی مواجه هســـتیم. همانطور که اشاره شد این آشـــفتگی از یک عدم تناســـب به وجود آمده است. اکنون این تهران میخواهد زمینهای برای هنر شـــود. نخســـتین سؤال از نســـبت تهران بهعنوان زمینه و هنر پیش میآید. اهمیت زمینه برای اثر هنری از جمله دغدغههای جوامع مدرن محسوب میشود که بحثهای مختلفی درباره آن صورت گرفته است. نکته مهـــم دیگر تأثیرپذیـــری معنایی متقابل ایـــن دو از همدیگر است. تأثیرپذیریای با شـــکل و میزان متفاوت، بر اســـاس آنچه به وجود آمده اســـت. «هنر معاصر» [در معنـــای خاص] محدودیتـــی برای امر هنـــری چه در یک زمینه آشـــفته و چه در یک زمینه منســـجم قائل نیست و هنرمند را به ســـمت نتیجه خاصی به غیـــر آنچه که خود او میخواهد ادراک کند، ســـوق نمیدهد. اما در وضعیتی کـــه یک پروژه بـــا رویکردی خـــاص و در زمانی مشـــخص شـــکل میگیـــرد، از ایـــن اصـــل فاصلـــه گرفته میشـــود. بنابراین اینجا مـــا با یک موضوع کلی مواجه هســـتیم که از پیش تعیین شـــده اســـت. یکی از مباحـــث درباره «هنر معاصر»، گریز از موضوع و اتکا بر مفهوم اســـت. بنابراین در یک رویداد هنر در شـــهر با حضور موضوع و شکلگیری اثـــر در زمـــان مشـــخص از پدیـــد آمـــدن «هنـــر معاصر» فاصله میگیریم و به ســـمت اشـــیای هنری کـــه در زمینه شـــهر قرار میگیرند، سوق پیدا میکنیم. ســـؤال بعدی را میتـــوان اینگونه مطرح کـــرد که آیا در وضعیت آشـــفته تهران یک شـــیء هنـــری چقدر میتواند اســـتقالل خود را حفـــظ کند؟ همانطور که اشـــاره شـــد حرکت به ســـمت موضـــوع و یکســـری شـــاخصها بـــه مـــا معیارهـــای مشخصتری برای بررسی رویکردمان میدهند. بنابراین ما میتوانیم با قیاس این دو به یک تحلیل نسبی برسیم. آنچه به نظر میرســـد مســـأله آشـــفتگی، تهـــران را دچار انفعالی کرده است که سخت بتوان با اضافه کردن شیئی جدید به آن در خارج شـــدن از این وضعیت یاری رســـاند. پس باید به چند نکته درباره مســـأله هنر و شهر اشاره کرد. ابتدا حرکت از هنر موضوعی به سمت هنر مفهومی است. در این راســـتا مطالعه هم روی مفاهیمی که نسبت هنر و زمینه را تعادل میبخشد، اهمیت دارد، هم مطالعه روی شیوههای هنرهای کاربردی که وضعیت تهران را حداقل از آشـــفتگی بیشـــتر دور میکنند. در نتیجه ما نیاز به زمان بیشتر برای خروج از این آشفتگی و همچنین تأمل بیشتر روی مفاهیمی که نسبت تهران به تهران را شکل میدهند، داریم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.