مجتبي عابديني

Iran Varzeshi - - صفحـــه آخـــر -

چكاچك شمشــيرها در آكادمــي. در اوج بي اعتنايــي اما او و مربياش بــي توجه به همه كم محليها در سكوت فقط تمرين ميكنند؛ تمرين و مبــارزه. همه دنيا را زير پا ميگذارد تا ســهميه المپيك را بگيرد امــا اينجا پايان كار او نيســت. ماجرا تازه شروع شده. ماجراي يــك ماجراجويي بزرگ. شمشــيرش را براي موفقيــت آخته كــرده. آرام آرام جلو ميآيد. رقبا يكي پس از ديگري مقهور برق شمشمير او ميشــوند تا نوبت به نبرد بزرگ نيمهنهايي ميرسد؛ هامر آمريكايي. رقابت شانه به شانه. نفس به نفس. شمشــير عليه شمشــير. هامر حريف مجتبي نيست اما داوران نماينده قدرت اول المپيك را بيشــتر از پديده ايراني دوست دارند تا مجتبي در عين شايســتگي دســتش از مــدال المپيك كوتاه بمانــد. قصه اما هنوز تمام نشــده. چند ماه بعد، او ناكامي ناعادلانه المپيك ريو را در جام جهاني ســنگال جبران ميكند، اولين مدال طلاي تاريخ شمشيربازي. نوشتن تاريخ با انگشت شكسته.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.