سران «آبي» به روي خود نميآورند

Iran Varzeshi - - صفحـــه آخـــر - وصال روحاني ‪Vesal Rohani‬

ســران باشگاه آبي آنچنان مشغول صحبت درباره خريدهاي فصل بعدي هستند كه انگار نه انگار دوشــنبه شب در نمايشــي اسفبار مبتني بر بيكفايتي محض يكي از بزرگترين شكستهاي تاريخ فوتبال ايران را پي ريختند. كمتر از 20 ســاعت بعد از باخت ويرانكننده ۶ بر يك استقالل برابر العين امارات كه ســبب شــد برد يك بر صفر آبيها در ديدار رفت دود شــود و بــه هوا برود و استقالل با تحمل بزرگترين شكست تاريخ شركتش در ليگ قهرمانان آسيا با دوره 2017 ايــن پيكارها وداع گويد، اخبار فعاليتهاي آقايــان در بازار نقل و انتقالها رســيد كه در آن تاكيد شده بود استقالل به دنبال بازيكناني در اندازههاي مرتضي تبريزي و حســن بيتســعيد و بازپسگيري پژمان منتظري است. اگر اينها را پس از يك مسابقه معمولي ميشــنيديم، جاي گلهاي نداشت اما وقتي طراحان همين جذب و اســتخدامهاي شايد خيالي (و شــايد هم واقعي) فقط چند ساعت پيش از آن يك سرشكســتگي بزرگ فني را در زمين العين امارات پي ريخته بودند، چطور ميتوانستند آنطور بيتقاوت از فعاليتهاي فصل بعد بگويند.

قبليها چه فایدهاي داشت؟ اصال كــدام فعاليت؟ مگر از طريق همين گونه فعاليتها نبود كه در «پيش فصل» ســال گذشته هفت بازيكن تازه جذب استقالل شدند و از آن جمع مگر به جز كاوه رضايي كسي به طور وسيع به كار آبيها آمد؟ عليرضا منصوريان استاد رشته آزمون و خطا كه آنقدر سنگ علي قربانی را به سينه ميزد و او را از نفت همراه با خود به جمع آبيها آورده بود، در طول فصل چقدر از او اســتفاده كرد؟ به چه سبب او در طول فصل كمتر از هر كس ديگري به يعقوب كريمي اعتماد كرد و هر كسي را در پســت تخصصي وي – پيستون چپ – با وسعت آزمود جز خود اين بازيكن را؟ به چه ســبب او دهها بار و دهها بار تركيب خط دفاعي را به هم ريخت و هرگز به يك آرايش ثابت در اين منطقه نرسيد؟ چرا منصوريان پس از انواع مصدوميتهاي وريا غفوري به وي در مسابقه هولناك دوشنبه شب در زمين العين بازي داد و چرا هرگز نتوانست تكليفش را با ســيدمهدي رحمتي روشن كند. اگر رحمتي مشكلي ندارد چرا در وســط فصل او را در عين آمادگي جسماني هر سه هفته نيمكتنشين كرد و اگر اين سنگربان پرسابقه نظر او را جلب نكرد، چرا بساط سيدحسين حسيني را هنوز پهن نشده جمع كرد؟

توفیق اجباري منصوريان يك فصل سرشــار از تضادها و چندگانگيها را براي اســتقالل رقم زد. جوانگرايي نيمفصل دوم او البته بسيار ثمربخش بود و چندين و چند بازيكن مجرب براي امروز و فردا در دامان استقالل گذاشت اما اين جوانگرايي نه از سر اختيار بلكه اجبار بود؛ موقعي كه منصوريان ناگهان ديد دو خريد درشت مسن نيم فصلش يعني تيموريــان و جباروف اجازه الحاق به جمع آبيها به تصميم فيفا را ندارند و قرارداد فسخ شده روزبه چشمي هم قابل تمديد نيست. او حتي به اينكه مليپوشــان قبلي اســتقالل و مردان نيمه مسني مثل رحمتي و حيدري هماني باشند كه او ميخواهد اطميناني نداشت و در نتيجه به نسل جوانتر روي آورد كه براي رسيدن به سطح باالتر و مشهور شدن جانفشاني ميكردند. آنها براي منصوريان اين كار را نميكردند. آنها با همت شخصي خودشان سر به آسمان ميساييدند و برنده استقالل بود كه با بالهاي آنان به پروازي نسبي درميآمد.

خوشبخت شدهها! يك وجه ديگر كار استقالل كه به مديريت باشگاه مربوط ميشد نيز مثل منصوريان و دســتيارانش هرگز درست نشــد. مديرعاملي كه در بدو ورود گفته بود استقالل بســيار خوشبخت شده كه به مســوولي همچون او دست يافته 8 ماه بعد از گرفتن جاي بهرام افشارزاده نميداند باز از منصورياني حمايت كند كه سياستگذاري غلط فنياش پايهگذار اصلي ناكامي بزرگ دوشنبه شب بود يا به او پشت كند و به مربي ديگري روي بياورد. آيا در اين شــرايط سخت رضا افتخاري اصوال قدرت انجام اين كار را دارد و اگر وي بيش از حد روي ابقاي منصوريان اصرار كند، آيا همراه با خود وي رفتني نخواهد شد؟

اظهارنظرهاي غیرعقالیي در روزهايي كه هواداران آبي به دو دســته تقســيم شــدهاند و عدهاي باز هم طبل حمايــت از منصوريان را به صدا درآوردهاند و گروه ديگر رفتن او را الزامي ميدانند مديــران درجه اول ورزش هم با موضعگيري نه چندان معقول اخيرشــان ســاز و كار تغييرات در باشــگاه آبيپوش را دچار ابهام كرده و زبان منصوريان را حتي در روزهاي تحمل تلخترين شكست خارجي تاريخ حيات استقالل فعال نگه داشتهاند. وقتي مديران ارشــد ورزش عنوان ميكنند كه عملكرد اســتقالل مثل پرسپوليس مثبت و موفق بوده و دليل آن را نايب قهرمان شــدن آبيها در ليگ برتر ميدانند، ديگر چطور ميتوان به منصوريان خرده گرفت كه با سيســتم ما فوق احتياطياش ريشــه تيم را در بازي دوم با العين زد و چگونه ميتوان به افتخاري گفت كه براي استقالل بايد مربياني بهتر را سركار آورد و به سران ورزش گوشزد كرد كه مديراني قويتر نيز براي گردش كارهاي باشــگاه نياز است و اگر سياستها فقط حول محور تغييــر اعضاي هيات مديره و ابقاي افتخاري و منصوريان اســت، چه فايده و اثري از اين تغييرات؟

واقعهاي طبیعي؟ از سران ورزش كه طي سه چهار سال اخير به طور متوسط هر شش ماه يك بار به دو هيات مديره دو باشــگاه بزرگ و پرطرفدار پايتخت دست بردهاند، توقعي بيش از اظهارنظرهاي اخير نميتوان داشــت اما وقتي ميپذيريم كه باخت ۶ بر يك برابر رقيبي از امارات واقعهاي طبيعي است و بايد با آن كنار آمد، يعني يك باشگاه بزرگ را به ســوي كوچك بودن مطلق سوق ميدهيم و آن را عادي ميانگاريم و به روي خودمان نيز نميآوريم. انگار نه انگار كه نابود شدهايم!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.