ابقاي ناكامي

Iran Varzeshi - - صفحه اول - سعيد آقايي ‪Saeed Aghaee‬

اين تصميم قابل پيش بيني بود. تصميمي در ادامه ساير تصميمسازيهاي غيرمنطقي و البته عجيب كه از فرط تكرار در بدنه ورزش كشــور، ديگر عادي شــده و كســي را متعجب نميكند. ابقاي يك مدير بازنده، تصميمي اســت كه تنها در ورزش ايران ســكه رايجي دارد. يك رابطه دوشرطي ميان ماندن و ناكامي؛ هر چه ناكامي بيشتر، الجرم بخت بقا افزونتر! چه آنكه مدير ناكام به واسطه شكستها و ناكاميهايش هميشه در موضع ضعف قرار دارد، زبانش كوتاه خواهد بود و البته هيچ مطالبهاي نخواهد داشت و از همين رو دردسرش نيز كمتر خواهد بود و بســتر كنترل و اعمال نفوذ و فشار بر آن نيز كامال مهياست. اين روشی است كه از ديرباز تاكنون در ورزش ايران بدل به اصل شده؛ اصلي كه سبب شده تا سپهر فوتبال ايران جوالنگاه مديران ناكارآمد و ناكام باشد و شايستهها هميشه پشت خط باشند. عجيب اينكه وقتي از اين سيكل معيوب بر حســب تصادف و يا عوامل بيروني يك مدير توانمند و كاربلد بيرون ميآيد و سريال موفقيتها آغاز ميشــود، حلقه مخالف، توان خود را در حذف اين مدير موفق به كار ميبندد و عنصر موفق را پس ميزند تا مجموعه يكدســت شــود و جمع ناكامها و ناكارآمدها جمع باشد!

اتفاقي كه در استقالل رخ داده را ميتوان ادامه همين مسير و همين روش دانست. ابقاي يك مدير ناكام و شكست خورده كه در طول يك فصل فراتر از تعداد انگشتان دو دست اشتباه و خطاي نابخشودني داشته و در ناكامي اين فصل استقالل سهم قابل توجهي به او ميرسد.

مديري كه در اســتقالل به نوعي امتداد مديريت قبل بود؛ مديريت هزينه و البته ناكامي. مردي كه از همان ابتداي فصل و در مذاكره با عليرضا منصوريان كه ســراپا شــوق نشســتن روي نيمكت اســتقالل را داشت و حاضر بود براي رســيدن به آن حتي از جيبش هزينه كند، به گونهاي مذاكره كرد كه منصوريان در قامت يك طلبكار روي نيمكت اســتقالل نشســت. طلبكاري كه قرارداد باالي يك ميليارد با استقالل بست تا افزايش 300 درصدي نسبت به تيم سابقش داشته باشــد و با ادبيات غالب به گونهاي صحبت كند كه گويي لطف كرده و منت سر استقالل گذاشته كه سرمربيگري اين تيم را پذيرفته!

افتخــاري در بريز و بپاش ابتداي فصل متهم اصلي بود. او بود كه در مذاكره با ســتارهها با ذوق زدگي قراردادهاي آنچناني بســت و بندهای ريز و درشت را در قراردادها لحاظ كرد تا بار اضافهاي را به اســتقالل تحميل كند. همو كه به جاي ايســتادن مقابل زياده خواهيهاي منصوريان و پيشــه كردن تدبير و عقالنيت در بازار، با سرمربي تيمش همراه شد تا استقالل را بدل به پرهزينهترين تيم تاريخ ليگ برتر كند.

افتخاري اما در ميــان اين بريز و بپاشها، از پرداخت 40 هــزار دالر ناقابل كه يك دهم قراردادهاي ميلياردي بازيكنانش هم نبود، غافل شــد تا رسوايي بزرگ فصل همين جا شكل بگيرد. محروميت استقالل در پنجره نقل و انتقاالت زمستاني محصول ناكارآمدي و همين بي تفاوتي در قبال وظايف بديهي اوليه بود.

نتيجه اين شكل از مديريت در مستطيل سبز نيز البته به عيانترين شكل ممكن نمايان شد. شكســت تحقيرآميز و تاريخي برابر العين وراي اشتباهات ســرمربي متوهم، بازتابنده اشكاالت مديريتي اســتقالل بود و يك پايان بندي كامل براي سريال اشتباهات و خطاهاي مديريتي به شمار ميرفت.

حاال و پس از يك فصل سرشــار از اشــتباهات، افتخاري باز هم ابقا شده تا شاهكارهاي مديريتياش را كامل كند. او مانده تا باز هم با ســتارهها عكس يــادگاري بگيرد، قراردادهاي آنچناني ببندد و البته حضورش را روي صندلي مديريت باشگاه ادامه دهد! در اين ميان ظاهرا آنچه اهميت ندارد، اســتقالل است؛ باشــگاهي كه حاال با تداوم روند فصل پيشين از صندلي مديريت گرفته تا نيمكت سرمربيگري، آيندهاي تاريك را پيش رو خواهد داشت.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.