عجب ابلهي هستم

Iran Varzeshi - - ورزش جهــــ -

مراسم جشــن قهرماني گلدن استيت وريــرز در فصل اخير NBA با حواشــي همــراه بود. اســتيو كــر مربــي قهرمان كنفرانس غرب، سخنرانياش را تمام كرد و ميكروفن را به يكي ديگر از مسووالن گلدن استيت داد تا برود و كنار همسرش مارگوت بنشيند غافل از اينكه بالفاصله قرار است به دردسر بيفتد. همسرش به او گفت: «تو به استيفن (كاري) اشــارهاي نكردي.» كر در ابتدا منكر شد اما همسرش آنقدر مطمئن بــود كه دوباره حرفــش را تكرار كرد و آن حسي كه بعد از خرابكاري به يك نفر دست ميدهد، سرتاپاي وجود كر را گرفت.

كر به خــودش گفت: «اوه خداي من، من عجــب ابلهي هســتم. خــراب كردم. افتضاح به بار آوردم.» كر بلند شد به سمت گارد رأس تيمــش رفت و از او عذرخواهي كــرد. كر به او گفت: «اســتف، مــن واقعاً شرمندهام. يادم رفت كه دربارهات صحبت كنــم. هرچند تــو براي تيــم آنقدرها هم مهم نيســتي!» كر و كاري هردو خنديدند. كاري موضــوع را جدي نگرفت و كر هم به صندلياش برگشت، راضي از اينكه توانسته اشــتباهش را جبــران كند امــا اين پايان داستان نبود.

اشــتباهي كه كــر مرتكب شــد در شــبكههاي اجتماعي بازتــاب پيدا كرد و طرفــداران كاري بــه حمايــت از بازيكن محبوبشــان پرداختند. كر در ابتدا گفته بود كه قرار نيســت نام تك تك بازيكنانش را اعالم كند. در اواسط سخنرانياش اما او نظرش را تغيير داد و از تك تك بازيكنانش نام بــرد. از آخرين نيمكتنشــين تيمش گرفته تا سوپراســتارهايش امــا زماني كه نوبت به كوين دورانت رســيد متوقف شد. او بــه كاري هم اشــاره كرد امــا در بطن تمجيدش از كلي تامپســون. كر در اثناي معرفي كويــن دورانت بهعنــوان بهترين بازيكن اين فصل گلدن اســتيت، فراموش كرد از كاري تمجيد كند.

ورود دورانــت بــه گلدن اســتيت و بازيهــاي او در فينــال عمــال كاري را از ســتاره اصلي به مرد شماره دو تيم تبديل كرده است اما هواداران سالن بيآرهنا هنوز هم جانب او را ميگيرند، جانب كســي كه وريرز را از يك تيــم ضعيف به يك قدرت ســلطهجو تبديل كرد. به همين دليل تك تــك رفتارهايي كه با كاري ميشــود، زير ذرهبين بسياري از هواداران قرار دارد.

كر در يك مصاحبه تلفني در خانهاش در سنديهگو گفت: «كاري براي هواداران همان جايگاهــي را دارد كه بايد داشــته باشــد. اتفاقي كــه افتاد وحشــتناك بود. اهميتي كه او براي تيم ما دارد بســيار زياد اســت. من بايد حرفهايم را با اشاره به او تمام ميكردم. من چطور توانستم استيفن كاري را از ياد ببرم. كاري كه من بايد انجام ميدادم اين بود كه روي سكو برميگشتم ميكروفــن را ميگرفتم و چيــزي كه بايد ميگفتم را ميگفتــم؛ اينكه همه چيز در تيم ما حــول محور او ميچرخد و فرهنگ تيم مــا نه تنها تأثير گرفته از اســتعداد و روحيــه فداكار او بلكه تحــت تأثير روحيه شادش است.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.