مادرشوهر آلماني!

Iran Varzeshi - - صفحـــه آخـــر -

اين آديداســيها هم عجب ننرهايي بودند و خبر نداشتيم! گله كردهاند كه چرا پيراهنهاي جديدي كه فرستاديم در بازي ازبكستان تنتان نكرديد! ما ديگر نميتوانيم با شما كار كنيم! عين اين مادرشوهرها هســتند كه ميخواهند از عروس خانــم بهانه بگيرند، ميگوينــد : چرا آن لباســي را كه هديه دادم نپوشيدي! پسرم طالق بگير! آقاي آديداس! اينجا ايرانه! ما لباس شكاري را تن بچهها ميكنيم رويش آرم لي نينگ ميچسبانيم! ما همانهايي هستيم كه در مسابقه تيم جوانانمان لباس تيم ملي مان يك مارك بود، شورت ورزشي شــان يك مارك ديگر و گرمكن شــان از مارك ســوم! ما را از اين سوســول بازيها نترسانيد! ما همانهايي هستيم كه هنوز كه هنوز است از جام جهاني 2006 به اينور داريم از خودمان ميپرسيم : راستي آن پيراهنهايي كه قرار بود توسط كميته فرهنگي بين تماشاگران ايران رايگان پخش شود چطــوري دانهاي بيســت يورو به مــردم فروخته شــد! ما اين تيپ آدمهايي هستيم آقاي آديداس! پيراهني را كه قرار بوده رايگان دست مردم بدهيم به مردم فروخته ايم! حاال شــما ميگويي چرا آن پيراهن مان كار نشــد دلمان شكســت؟ شــانس آوردي همان پيراهني كه فرستادي را در ورزشگاه به مردم نفروختيم! نتيجه اخالقي : مادر شــوهر آلماني نميخواهيم. برويــد با همان شــكاري ببنديد. اصــال با مجيد ببنديد كه رفيق خودمان اســت. بچه انديمشــك است. خيلي هم با صفاست! ناراحت هم نميشود. دلش درياست!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.