چند پرده از زندگي آقاي اسطوره

Iran Varzeshi - - صفحـــه آخـــر -

در سيامين سالگرد حضور در ناپولي، هواداران ايتاليايي او كمپينی (پويش) راه انداختهاند براي اعطاي شهروندي افتخاري ناپل براي اسطوره آرژانتيني. مــا هم از اين اتفاق وام ميگيريم بــراي يادآوري چند پرده از زندگي ديگو مارادونا. ديگو مارادونا نخســتين بازي رسمي خود در سطح بزرگساالن را با پيراهن تيم آرژانتينيوس جونيورز انجام داد؛ در فاصله تنها 10 روز مانده تا شانزده ســالگياش. بين دو نيمه بود كه آقاي ســرمربي- خوان كارلوس مونتسمارادونا را فراخواند: «بچه، برو داخل زمين. آنطور كه بلدي، بازي كن و اگر توانستي، به بازيكنان حريف اليي هم بينداز.» ديگو به جاي روبن جياكوبتي بــه زمين رفت و در اولين حركت جدي خود، بزرگترين افتخار را به كابررا هديه كرد و توپ را از بين دو پاي او رد كرد و او را دريبل زد. درگيري با مديران باشگاه، مربيان، بازيكنان و حتي هواداران بارسا همه آن چيزي است كه مارادونا در شهر كاتاالنها از سر گذراند. بدتر اما اينكه وقتي براي مبارزه با مواد مخدر به شــهردار بارسلون براي جمعآوري پول كمك ميكرد، خودش با اعتياد به كوكائين درگير شد. 38 گل او در 58 بازي در نوكمپ رويايي بود كه زير سايه حاشيههاي او گم شد و حتي هواداران بارسا هم فراموشش كرده بودند انگار. بارســاييها تحويلش نميگرفتنــد اما هواداران رئال در برنابئو تشــويقش كردنــد؛ همان روزي كه در فينال فصــل ‪1982 -83‬ با تحقير خوان خوزه مدافع آن روزهاي رئال مادريد، دروازه خالي اين تيم را باز كرد. 22 ســال بعد از آن، مادريديها براي نخستين بار يكي ديگر از ستارههای بارسا يعني رونالدينيو را در سانتياگوبرنابئو تشويق كردند. «از وســط زمين دويدم و به ســمت راســت رفتم. روي توپ پا گذاشته و چرخيدم. دزدكي از بين سه بازيكن عبور كردم. ميخواستم به والدانو پاس بدهم اما خودم رســيدم به شيلتون و كار را تمام كردم. به هيچ تيم ديگري نميتوانستم اينطور گل بزنم چون مدام من را ميزدند اما بازيكنان انگليس نجيب بودند و مرا نزدند.» اين روايت خود مارادونا بود كه مورالس گزارشگر آرژانتيني آن بازي به خاطر اين گل او را ديهگل( )Diegoal لقب داد. در ســال 1984 بســياري از مردم ناپل به جاي نوشــتن نــام كانديداهاي انتخاباتي اروپايي، نام ديگو مارادونا را روي برگههاي رأي نوشــتند. بعد هم وينچنتزو اســكاتي شــهردار منتخب ناپل با وجود بدهي 7 ميليون پوندي باشــگاه ناپولي، از نهادهاي بانكــي 5 ميليون پوند وام گرفت و مارادونا را از بارسلونا به ناپل آورد. خريد تازهشان قرضي بود اما همان موقع روزنامههاي ايتاليايي نوشــتند كه كمبود مدرسه، مســكن، اتوبوس، شغل و صنعت در شهرمان را فراموش كرديم چون ما، مارادونا را داريم. ديگو در ميان استقبال 70 هزار نفري اهالي ناپل به اين شهر آمد و روزي كه با اين تيم قهرمان شد، ناپولي را باشگاهي خواند كه از فقراي باكالس تشكيل شده است. مارادونــا وقتي آخرين روزهاي بازيگــرياش را ميگذراند، اعتراف كرد كه قادر به آموزش مهارتهاي خود به ديگران نيست و احتماال دنبال مربيگري نميرود. يك ســال بعد اما سرمربي يك تيم گمنام شد و در 12 بازي، تنها يــك بار طعم پيروزي را چشــيد. مربيگري او در راســينگكالب هم با 2 پيروزي در 11 بازي به پايان رسيد اما نام ديگو مارادونا آنقدر بزرگ بود كه او را حتي روي نيمكت تيمملي آرژانتين بنشاند. با وجود شكســت 6 بر يك و 3 بر يك مقابل بوليوي و برزيل، تيم پرستاره آرژانتين به لطف پيروزي مقابل پرو و پاراگوئه به جام جهاني 2010 رســيد اما با مارادونا حرفي براي گفتن نداشت.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.