اهداف مسي براي فصل جدید

Iran Varzeshi - - ورزش جهــــ - سايمون كوپر ‪Simon Kuper‬

13« ســال ايــن راز را حفــظ كردم، مــن با بچه هايــم در خانه پيژامــه اورتون را ميپوشــيدم.» اين حرفهــاي روني در بازگشــت به اورتــون از منچســتريونايتد بود بــراي هواداراني كه بعــد از رفتنش به اولدترافورد در سال 2004 از او متنفر شده بودند، اما روني هميشه به باشگاهي كه «از كودكي طرفدارش بود» عشق ميورزيد.

اصال موضــوع پيژامه را فراموش كنيد. اينكه از روني يا هر بازيكن ديگري بخواهيد هــوادار مادام العمــر يك تيم باشــد معنا نــدارد، از طرف ديگر نميتوان خيلي راحت بازيكنان را طماع و پول پرست توصيف كرد. هــواداران كمتر عذاب ميكشــند اگر اين واقعيت را بپذيرند كه بازيكنان گونه زيستي متفاوتي هســتند. عمال وقتي يك بازيكن با يك باشــگاه حرفهاي قرارداد ميبندد ديگر مثــل يك هوادار فكر نميكند و همه ما اگر جاي آنها بوديم شايد همان كار را ميكرديم.

روني در يك خانــواده طرفدار اورتون به دنيا آمد كه ميخواستند نامش را آدرين بگذارند به خاطر بازيكــن دهه 80 اورتون، آدرين هيت. نخستين بار در دوران نوزادی در حالي كه شــش ماه بيشــتر نداشت به گوديســون پارك رفت تا بــازي اورتون را ببيند. وقتي 9 ســاله بود، بــه مهاجم نوك

ليو مسي، ســتاره بارسلونا و تيم ملي آرژانتين گفته كه اهدافش براي فصل پيش رو چيست.

او گفته اســت: «در شــروع هر فصل، اهداف بارســا مشــخص است. ما تالش ميكنيــم كه همه جامها را فتح كنيم و اميدواريم كه امســال به اين دســتاورد برسيم. از نظر شخصي واقعا مشتاق آن هســتم كه برگردم، كار كنم و مربي جديد و كادر فني او را بشناسم و از يك سال ديگر حضور در اين باشگاه لذت ببرم.» باشگاه، دانكن فرگوســن نامه نوشت كه او نبايد در زندان باشد.

او حتــي در آزمايشهــاي ليورپول با پيراهن اورتون شركت كرد، غرضي نداشت؛ لباس بعد از مدرسهاش اين بود. ليورپول هم بي توجه به اين لباس از او خوشش آمده بود و خواســت هفته بعد دوباره بيايد. در همين هنگام، اورتون به او فرمهاي «پســر مدرسه اي» را داد و روني با باشــگاهي كه عاشقش بود، قرارداد بســت هرچند خودش در كتاب زندگينامهاش اينگونه اعتراف ميكند: «اگر ليورپول زودتر قرارداد ميبســت و كار را به هفته بعد موكول نميكرد به اين تيم ميرفتم و يك قرمز ميشدم.» ديگر هواداران اورتون مثل رابي فاولر، اســتيو مك منمن و جيمي كاراگر همين اتفاق برايشان افتاد.

روني جوان اما همچنان مثل يك هوادار رفتــار ميكرد. او بعد از اينكه در فينال جام جوانان انگليس براي اورتون گل زد و تيمش را بــه قهرماني هدايت كرد، پيراهنش را باال زد و روي تي شــرت او نوشته بود: «يك بار آبي، هميشه آبي».

محيط كاري فوتبال حرفهاي معموال بي رحم و غيرقابل اعتماد است چون باشگاهها به بازيكنان به چشم يك شيء نگاه ميكنند كه قابل خريد و فروش اســت. وقتي روني نوجوان نخســتين قرارداد خود با اورتون را امضــا كرد، بهت زده بــود از اينكه صد آدم رســانهاي و 12 فيلمبردار و عكاس دعوت

هنگامي كه از او درباره ارنســتو والورده، مربي جديد بارســلونا سوال شــد، گفت: «مــا دوبــاره همه چيز را از صفــر شــروع ميكنيم. ما مربي جديدي داريــم و نميدانيــم كه او چطــور كار ميكند امــا ميدانيم كه او مربي بزرگي اســت چــون اين را در باشــگاههاي پيشينش نشان داده است. او در والنســيا و بعد در بيلبائو خيلي عالــي كار كرد. من مشــتاق شــروع كار هســتم، همانطور كه هر سال مشتاق بودهام.» شــدهاند. آنقدر هول شــده بود كه با بطري آب خورد و ديويد مويس در گوشش زمزمه كــرد: «از آن ليوان لعنتي اســتفاده كن!» جدايي استعداد جوان از تيم محبوب دوران كودكــي محصول فوتبال حرفهاي اســت و بيشــتر دردناك. مثال فرانــك لمپارد وقتي گفت حس خاصي نسبت به وستهم ندارد به شدت مورد توهين هواداران اين تيم لندني قرار گرفت. البته بازيكناني هستند كه هرگز نميروند: پائولو مالديني، فيليپ الم، ژاوي، پل اســكولز و رايان گيگز را ببينيد، آنها را بهعنوان «خادمان وفادار» باشگاههايشــان ميســتايند امــا درســتتر اين اســت كه بگوييــم آنها در يك رابطــه خوب كارفرماكارگر بودند، در بهترين تيمهاي اروپا بازي ميكردند و بيشترين دستمزد را ميگرفتند پس چرا بايد می رفتنــد؟ گيگز بهترينها را در اختيار داشــت و حتي در دوران افت و بعد از بازنشســتگي، منچستريونايتد به او پيشنهاد شــغل داد. اگر اسكولز ميخواست تــا آخر براي باشــگاهي بــازي كند كه در كودكي حمايتش ميكرده، بايد 20 ســال براي اولدهام اتلتيك بازي ميكرد. اگر روني هم در يك تيم بزرگ كارش را شروع كرده بود، شايد آنجا ميماند و حاال «وفادار» تلقي ميشد اما وقتي 18 سالش شد براي اورتون زيادي خوب بود و رفت. برعكسش را تصور كنيد، اگــر او به اندازه كافــي براي اورتون خوب نبود، باشــگاه بي توجه به آنكه هوادار هميشــگي باشــگاه بوده او را كنار ميزد. يونايتد روني را كنار گذاشت وقتي ديگر به اندازه كافي خوب نبود و جاي تعجب نيست كه بازيكنان هم در قبال باشگاهها همين كار را بكنند.

اما هواداران اورتــون اين را نپذيرفتند. يك روز بعد از رفتن به يونايتد، در خانهاش يك برنامه تلويزيوني را تماشا ميكرد كه در آن به خائن طمــاع، موش و چيزهاي ديگر تشبيه شد.

در نخســتين بازگشــت به گوديسون پــارك با يونايتد، هواداران اورتون هر بار كه تــوپ به پايش ميخورد، او را هو ميكردند. اين كار ســالها ادامه داشت. بازيكنان هم انســان هســتند بنابراين روني با بوسيدن آرم يونايتــد روي پيراهنش مقابل هواداران اورتون، تالفي ميكرد. شــايد بعد از آنكه به خانه ميرفت، با پيژامه اورتون ميخوابيد اما چندان عجيب نيست چون بخشي از وجودش همچنان به ريشههايش تعلق داشت هرچند يك ورزشــكار حرفهاي محســوب ميشد. هــواداران غالبــا تصور ميكننــد بازيكنان تاجراني هســتند كــه هر باشــگاهي پول بيشتري به آنها بدهد، جذبشان ميكند. اگر اينطــور بود روني خيلي وقت پيش به چين ميرفت با دســتمزدي كه در اروپا خوابش را هم نميديد. در واقــع، اينكه ليگ چين نتوانسته بازيكنان درجه يك زيادي را جذب كند، نشان ميدهد انگيزه اصلي تعداد كمي از ستارهها پول است.

هواداران و رسانهها بيشتر اين موضوع را در يك چارچوب ميبينند: اينكه بازيكن يا وفادار است يا پولكي اما بازيكنان اينطور فكر نميكنند و در واقع قرار نيست بين عشق و پول يكي را انتخاب كنند. فقط گوش كنيد به حرفهايي كه درباره خودشــان ميزنند، اينكه حرفهاي هســتند و دوران كاري خود را دارند. مثل حرفه ايها در تمام رشتههاي ديگر كه به دنبال موفقيت هســتند و اگر به آن برســند، پول هم خودش ميآيد. باشگاه را كارفرما ميپندارند و به كارفرمايي ملحق ميشــوند كه فكر ميكنند با آن راضيتر و مفيدتر هســتند و بهتر ميتوانند به اهداف خود برســند اما نگاه كامــال متفاوت هوادار اين است كه بازيكن تمام عمرش را در يك تيم ســپري كند كه از نظر او يك موسسه جادويي اســت. بازيكنان تــالش ميكنند با بوســيدن آرم باشــگاه يا ادعاي هواداري مادام العمر دل هواداران را به دســت آورند اما وقتي ميروند از سوي هواداران سرزنش ميشوند و اين باعث ميشود عليه هواداراني كه دركشان نكرده اند، موضع بگيرند. روني در سال 2010 يونايتد را به جدايي و رفتن به منچسترسيتي تهديد كرد. او ميتوانست در سيتي خيلي بيشتر بگيرد اما در مجموع به خاطر شــانس قهرماني با يونايتد، محيط آشنا و البته دستمزد عالي ترجيح داد بماند، به جاي طمع بگوييد نگاه حرفه اي.

بســياري از هواداران يونايتد نتوانستند او را ببخشــند، يك گروه بنر «برو به سيتي و بمير» را در خانهاش نشان دادند. هواداران قياس مع الفارق با سر بابي چارلتون كردند كــه از نظر آنها «خادم وفــادار» بود اما اين مقايسهها با نسلهاي گذشته درست نيست.

قبل از قانون بوســمن در سال 1995 كه به بازيكنــان آزادي انتقال فوقالعادهاي بخشيد، آنها بيشــتر زنداني بودند تا وفادار. آنچنــان بــازار نقــل و انتقاالتــي نبود كه بتوانند از آن بهــره بگيرند. بازيكنان مدرن از قديميها بدتر نيستند فقط در چارچوب فوتبــال مدرن عمــل ميكنند. هــواداران انگليسي گويا يادشان رفته كه روني بهترين بازيكن كشورشان در 40 سال اخير بوده كه اينقدر با چوب بي وفايي بر سر او ميكوبند.

در بازگشــت او به اورتون، باشــگاه در توييتر نوشــت: «يك بار آبــي... به خانه خوش آمدي ويــن» پيام غلطــي بود. اگر فوتبال بتواند اين را جا بيندازد كه بازيكنان براي هر تيمي كه بازي ميكنند، دوســتش دارند آن وقت ديگر هواداران هميشه نااميد و ناراحت نخواهند بود.

مترجم: سيدعلي بلندنظر

مسنترين فيناليست ويمبلدون در 23 سال اخير

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.