خیاباني؛ داوطلبی با الگوی المپیکها

Iran Varzeshi - - صفحـــه آخـــر -

سیاق زندگي جواد خیاباني شاید پیشتر هم همین بود اما از وقتي خانه و زندگياش را جمع کرده و به تبریز رفته، بیشــتر به چشممان ميآید. شاید هم هیجانزدگي همشهريهاي او از این همه فعالیت فرهنگياش اســت که نام خیاباني را بیش از همیشه بر ســر زبانها انداخته. از غذا گذاشــتن او پشــت در خانه و محل کارش براي گربهها گرفته تا همین جارو به دســت گرفتــن در خیابانهاي تبریز. کاري کــه خیليها آن را «نمادیــن» خواندند اما واقعي بود و تنها یک گوشــه از نظام داوطلبانه پروژه تبریز .2018 پروژهاي که آقاي گزارشگر اینطور معرفياش ميکند: «سازمان کشورهاي اســالمي که 57 عضو دارد، در 2014 تصویب کرد که در ســال 2018 تبریز پایتخت گردشگري کشورهاي اسالمي باشد. پیش از آن اورشلیم و قونیه انتخاب شــده بودند، در سال 2017 هم مدینه پایتخت گردشگري کشــورهاي اسالمي اســت و بعد از تبریز هم این عنوان به باکو ميرسد. این فرصت 57 ســال بعد دوباره به ایران ميرسد. پس حاال که در سال سوم نصیب ایران شــده باید آن را یک طرح ملي به حساب بیاوریم و از آن بهترین اســتفاده را ببریم. «تبریــز »2018 نماد فرهنگ از یاد رفته ایران است و ما باید به هر توریست بهعنوان یک چاه نفت نگاه کنیم.» حاال پرســش این اســت که اولبار، چه کسي یا چه کساني ایده این کار را مطرح کردند؟ خیاباني به ســادهترین شــکل ممکن و البته به وضوح، پاســخ ميدهد: «اگر منظورتان ایده این کار داوطلبانه است باید بگویم ایده من نبود. نظام داوطلبي نظام واحد و مشــخصي است که از المپیک 1984 لسآنجلــس راه افتاد. پیش از آن به چنین نظامي «هالل احمر» یا «صلیب ســرخ» ميگفتند اما اگر بخواهیم ایــن نظام داوطلبانه را در واژهاي بــه نام «تبریز »2018 بگنجانیم بایــد بگویم بله، من این کار را کردم. در المپیکها و جامهاي جهاني و ســفرهاي خارجيام دیده بودم که داوطلبها از هر قشري هستند؛ دانشجو، دانشآموز، بیکار، مهندس، پزشــک، شهردار و همســر رییسجمهوری. همه جاي دنیا اینطور است که داوطلبها نه فقط در کشــور خودشان که حتي در کشوري دیگر هم کار ميکننــد. مثل همان چیزي کــه در المپیکها ميبینیم. من خودم در المپیک 1992 بارســلون داوطلب بــودم. خیابانها را جارو ميکردم، دستشــویي تمیز ميکردم، مســافران را راهنمایي ميکردم. داوطلبها معموال کار مشــخصي انجام نميدهند. هر روز جایشان عوض ميشود تا همه، همه کار کرده باشــند. این یک نظام کارگروهي است که تخصصي هم ميتواند باشــد. مثال اینگونه که یک پزشــک داوطلــب در دهکده المپیک حاضر ميشود و درمان میکند. این نظام در تمام دنیا جا افتاده است. به طوري که ميتوان گفت یکي از دالیل توسعهیافتگي کشورهاي بزرگ، همین نظام داوطلبي است.» ميپرسیم چه شــد که به فکر اجراي چنین طرحي در ایران افتادید؟ و خیاباني اینطور پاســخ ميدهد: «همیشــه به این موضوع فکر ميکردم و ميدانــم که همه مثل من بودهاند. ما بارها بــه المپیک و جام جهاني رفتهایم. آیا لذت نبردهایم از دیدن آن نظامهاي داوطلبي واحد؟ همیشه فقط گفتهایم عالیســت، عالیســت اما خودمان انجامــش ندادیم. حاال ميخواهیم کاري کنیم که توریستها و گردشگراني که به ایران ميآیند، بگویند چه عالیســت. ميخواهیم با شــعار «لبخند بزن» ثابت کنیم که جامعه ما فقط ناهنجاري نیست.» تصویر جارو به دست شدن جواد خیاباني در تبریز را همه دیدهایم و حاال از او ميپرســیم که این کار چه زماني انجام شده؟ پاسخ او از عکسهایي که دیدهایم هم جالبتر اســت: «هنــوز کاري انجام ندادهایم. جمعه تازه قدم اول این طرح 2 هزار نفره را برداشــتیم و تا شروع سال 2018 باید پیش برویم. بعد از آن داوطلبها با حضورشــان در شــهر به توریستها و میهمانها کمک ميکنند. البته براي به ســرانجام رســاندن این طرح، بودجه ميخواهیم چون قرار است لباسهاي واحد داشته باشیم. این کار را از تبریز شــروع کردهایم اما امیدواریم به زودي در همه شهرهاي ایران گســترش پیدا کند. اسمش «تبریز »2018 هســت اما ما آن را «ایران »2018 ميدانیم. باید نگاه دنیا را به خودمان عوض کنیم. البته این کار نیاز به مشــارکت همه مردم دارد. ميدانیم دولت موظف و مکلف اســت که مشکالت مردم را برطرف کند اما بعضي ناهنجاريهاي اجتماعي مثل بوق نزدن جلوي بیمارستان، آزار ندادن حیوانات و زباله نریختن ارتباطي به دولت ندارد. این ما هستیم که باید با رفتارمان جامعه را به یک جامعه هنجار تبدیل کنیم. االن دیگر نیاز داریم که کمي هم از فرهنگ بگوییم و آن را اجرا کنیم. ما متولي فرهنگ نیســتیم، فقــط وظیفه داریم این فرهنگ را به خودمان یادآوري کنیم.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.