پورموسوی و روزهای جالبی كه در خبرنگاری داشت

Iran Varzeshi - - فوتبـــال ایـــران -

روزهای‌بسياری‌از‌زندگی‌ســيروس‌پورموسوی‌سرمربی‌فوالد‌ خوزستان،‌البه‌الی‌صفحات‌هفت ‌هنام ‌هها‌و‌روزنامه‌های‌رسالت،‌قدس،‌ خبر‌ورزشی،‌ارزش‌و‌پيروزی‌گذشت؛‌روزهايی‌كه‌ ‌آنها‌را‌هنوز‌دوست‌ دارد‌و‌اگر‌باز‌هم‌به‌91‌سالگی‌اش‌برگردد،‌خبرنگاری‌را‌انتخاب‌می‌كند.‌ 51‌سالی‌است‌كه‌از‌آن‌سال‌ها‌می‌گذرد‌ولی‌پورموسوی‌همچنان‌ذوق‌ نوشــتن‌دارد‌و‌هرازگاهی‌قلم‌به‌دست‌می‌گيرد‌و‌م ‌ینويسد‌ولی‌اين‌ بار‌برای‌دل‌خود‌و‌تداعی‌بهترين‌دوران‌زندگ ‌یاش.‌ســرمربی‌فوالد‌ خوزستان‌درباره‌ورودش‌به‌حرفه‌خبرنگاری،‌سا ‌لهايی‌كه‌در‌اين‌كار‌ گذراند‌و‌...‌صحبت‌می‌كند.

*‌*‌* پديده‌های‌فوتبال‌خوزستان‌را‌به‌فوتبال‌ايران‌معرفی‌كردم بعد از پايان دوران ســربازیام كه ســال 68 - 69 بود، در دفتر روزنامه يكی از دوستانم به نــام آقای ميربابايی كــه آن زمان به عنوان سرپرســت روزنامه رسالت انتخاب شده بود، به عنوان مسوول آگهیهای روزنامهاش، مشغول به كار شــدم. بعد از آن هم اشتياق من به نوشتن خبر خيلی بيشتر شــد كه از ورزش خوزستان مینوشــتيم و پديدههای فوتبال اســتان را به فوتبال ايران معرفــی میكرديم. من آن موقع جوان و به نوشتن مطالب تحليلی درباره فوتبال بســيار عالقهمند بودم. در كل بيشــتر مطالب تحليلی مینوشتم.

خبرهايم‌به‌اسم‌من‌نبود آن موقع كه خبرنگاری میكردم اسمی از من چاپ نمیشد. به طور مثال مینوشــتيم خبرنگار اعزامی، خبرنگار از اهواز يا سرپرستی اهواز. اصال اسمی از خودم برده نمیشد.

هنوز‌هم‌از‌خواندن‌روزنام ‌هها‌لذت‌می‌برم آن موقع كه كار خبری میكرديم، فكر میكنم تنها من و آقای ميربابايی جوان بوديم ولی االن نســل خبرنگاران متفاوت و جوان شده. آن موقع مانند االن اينقدر خبرگزاری، پايگاه خبری و كانال خبری نبود و اخبار تنها از طريق هفتهنامههــا انتقال پيدا میكرد. ما يك خبر مینوشــتيم و هفته بعد به چاپ میرسيد ولی االن خبرها لحظهای انتقال پيدا میكنند و شايد روزنامهها ديگر حال و هوای گذشته خود را نداشته باشند، هرچند كه روزنامههای چاپی جای خود را دارند و واقعا حيف اســت چرخهشان متوقف شــود. هنوز هم روزنامه خواندن لذت خاص خود را دارد.

كناره‌گذاشتن‌كار‌خبر‌سخت‌بود كنار گذاشتن كار خبرنگاری واقعا سخت بود ولی آن موقع من مربی تيم فوالد شــده بودم و واقعيت اين بود كه با توجه به اينكه میخواستم به صورت حرفهای كار كنم، بايد تمركزم را تنها روی يك بخش میگذاشتم و با توجه به اينكه كار خبرنگاری هم بسيار وقتگير بود و من از صبح تا 17 عصر در دفتر روزنامه بودم، اگر میخواســتم همزمان كار مربيگری را هم انجام دهم، شايد در هيچ كدام به موفقيت نمیرسيدم. در نهايت وقتی مربی فوالد شدم ، حرفه خبرنگاری را كنار گذاشتم.

دستمزدمان‌با‌خ ‌طكش‌محاسبه‌می‌شد آنموقع برای محاســبه حقوق ماهيانهمان از خطكش اســتفاده میكردند. خطكش را در كنار خبر نوشــته شده میگذاشتند و باتوجه بــه اندازهای كه از صفحه پر كرده بود، ميزان حقوق آن ماه مشــخص میشد. االن هم میدانم كسانی كه در اين حيطه كار میكنند بيشتر به خاطر عالقهشــان، اين كار را انجام میدهند وگرنه حق و حقوق زيادی دريافت نمیكنند و پولی در اين حرفه نيســت. من آنموقع كارم را با دريافت 9 تومان از روزنامه رســالت آغاز كردم و اصال هم به خاطر پول وارد اين حرفه نشــدم و همان موقع میدانستم در اين كار پول نيست و تنهــا عالقه حرف اول را میزند. هنوز هم هرازگاهی دلنوشــتههايی مینويسم تا خاطرات گذشته برايم تداعی شود. من خوب میدانم يك خبرنــگار برای ارتبــاط گرفتن با يك بازيكن و يــك مربی چقدر بايد سختی بكشد و چقدر هم بايد هزينه كند و وقت بگذارد تا در نهايت به مصاحبه مورد نظر خود دست پيدا كند، آن هم بدون هيچ چشمداشتی. باتوجه به اينكه خودم در گذشــته اين كارهــا را انجام دادهام و خوب میدانم چقدر در اين راه ســختی وجود دارد، هميشه دوست داشتهام رابطه خوبی با خبرنگاران داشته باشم و به صورتی با خبرنگاران برخورد كنم كه قدر آنها دانسته و شأنشان حفظ شود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.