شبيه ستارهها

Iran Varzeshi - - صفحـــه آخـــر -

اين فوتبال تنبيه مالي ميخواهد اين نگاه غيرحرفهاي دست از سر ما برنميدارد، اين تصور كه هر بازيكن و مربي اگر دنبال دريافت مطالبات خود باشــد، به باشگاهش پشت كرده است. انگار در فرهنــگ خبرنگاران ورزشــي اين نكته جا افتاده كه هر كــس مطالبات خود را بخشيد و شكايت نكرد يا شكايتش را پس گرفت، متعصب به پيراهن است و هر كس رفتاري غير از اين داشت انگار اصول انساني را زير پا گذاشته است. باشگاهها اما سرزنش نميشوند كه چرا اين همه بيتعهد و بيمسووليت هستند و براي قراردادي كه خود امضا كردهاند اعتبار قايل نيستند. تمول چهرههايي مثل علي دايي هميشــه به دســتاويزي براي انتقادات تبديل شــده و اين بحث مطرح ميشــود كه وقتي علي دايي متمول است چرا مثال از پرسپوليس شكايت ميكند، يا آندرانيك تيموريان كه براي دريافت مطالبات خود به ايافسي نامه نوشته و ديگران چرا براي دريافت مطالبات، باشگاه استقالل را با تهديدهايي مواجه كردهاند اما اينها غيرحرفهايترين حرفهاست. باشــگاههاي ايراني عادت كردهاند كه مطالبات بازيكنــان و مربيان خود را نپردازند و در اين زمينه به يك تبحر دســت پيدا كردهاند. هميشــه احكام كميته انضباطي نيز براي باشــگاهها تهديد محســوب نميشــد و باشگاهها ميدانســتند كه فدراســيون و ســازمان ليگ هرگز برخوردي جدي با آنها نخواهند داشت. مديران باشــگاهها با همين پيشفرضها قراردادهاي گزاف ميبستند و ابايي نداشتند از اينكه چگونه بايد اين مبالغ سنگين را پرداخت كنند. آن چهره برنده در نقل و انتقاالت را دوســت داشــتند و آن تيترهاي داغ كه فالن مدير اين همه ســتاره خريده اســت يا در مذاكره با فالن مربي موفق بوده. محصول اين نوع مديريت همين بدهيهاي ســنگين و پرداخت نشــدني است، همين باشگاههاي بدهكار كه نميتوانند زير بار بدهيها كمر راست كنند اما همچنان صورت خود را با سيلي و با پول هواداران سرخ نگه داشتهاند. اما زمانه بايد عوض شــود، اين روش مديريت بايد ســقوط كند و فوتبال بايد با ساز و كار اقتصادي تازهاي رشد كند. با روشهاي پيشين جز ورشكستگي چيزي باقي نميماند. اين تغييرات از نگاه ما شــروع ميشود؛ اينكه مقابل تيمهاي بيتعهد موضع تند بگيريم و آنها را به متعهد بودن سوق بدهيم. با آنها كه براي دريافت مطالبات خود شكايت ميكنند رفتاري حرفهاي داشته باشيم و حقوق آنها را پي بگيريم. وقتي كار به جايي ميرســد كه صداي جواد زرينچه بلند ميشــود و او نيز از بيتعهد بودن اســتقالل گله ميكند و مطالبات خود را ميخواهد، چگونه ميتوانيم او را نيز به بيتعصب بودن محكوم كنيم؟ اســتقالل خانه جواد زرينچه اســت و چه كسي ميتواند تعصب او به پيراهن استقالل را كتمان كند؟ زرينچه اما حق دارد مطالبات خود را بخواهد و از بيمسووليت بودن مديران انتقاد كند. به مســائل اين روزهاي فوتبال ايران حرفهايتر نگاه كنيم و اجازه بدهيم مديران درسهــاي تازهاي براي مديريت بگيرند و از بيتعهد بودن به قراردادها دســت بردارند. اينگونه ريشــه قراردادهاي گزاف نيز ميخشكد و وقتي قرار بر پرداخت مبالغ قراردادها باشد، ديگر هيچ باشگاهي تن به قرارداد گزاف نميدهد. به همين داليل بود كه نامهنگاري آندو تيموريان و كاوه رضايي به ايافســي را به نام «قانون تيموريان» مطرح كرديم و با طرح چندينباره اين موضوعات دنبال نگاه تازهاي در اين آشفته بازار فوتبال ايران ميگرديم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.