عذرخواهي

Iran Varzeshi - - صفحـــه آخـــر -

ببخشيد. بي ادبي نشــود. ميدانم شما پول ميدهيد كه اينجا طنز بخوانيد و من طنز نويسم و بايد به شما چيزهاي بامزه بگويم و شــما بخنديد تا سمتم پوست پرتقال و گوجه و تخم مرغ نيندازيد اما گاهي وقتها نميشود. سر قهرمان بيســت و پنج ساله ما محسن حججی را بريدهاند و شهيدش كردند بعد من چطوري برايتان از پاس دادن يا ندادن مســلمان و منشا طنز بنويســم؟ ميدانم اين روزنامه ورزشــي است. شايد سردبير زنگ بزند و بگويد كه صرفا ورزشي بنويس اما چه كنم؟ دســت خودم نيست. از روزی كه اين عكس منتشــر شــده و من آن را ديدهام، واقعا دست و دلم به نوشتن طنز درست و حســابي نميرود. نميتوانم براي چيزهاي چــرت و پرت طنز بنويســم. واقعا ما االن بايد ســر اينكه كي به كي پــاس ميدهد با هم دعوا كنيم؟ واقعا ســر پاس دادن دعواســت؟ واقعا؟ مردم اينقدر بيكارند كه ســر ايــن چيزها با هم دعوا كنند؟ االن دل من آتش اســت. روي دل من ســيخ كباب داغ گذاشتهاند. چطوري بيايم براي شما معركه بگيرم سر مسلمان و طارمي و منشا و بقيه ميلياردرها؟ طنز مينويسم ولي نه سر چيزهاي اعصاب خراب كن بي اهميت. مثــال در مورد آقاي معاون هر قدر دلتان بخواهد طنز مينويسم. در مورد آن چهل ميليون پاداشي كه رييس تربيت بدني يك استان شب عيد براي خودش نوشت و خزانه اداره خودش را خالي كرد هر قدر دلتان بخواهد مينويســم. در مورد هر موضوع ديگري كه حكم يك تلنگر عميق را داشته باشد حتما مينويسم ولي پاس ندادن به منشــا؟ ترجيح ميدهــم گوجههايتان را سمتم پرت كنيد!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.