فرآیندهای مبهم، شکستهای معقول

Iran Varzeshi - - ورزش ایـــــران - وصال روحاني ‪Vesal Rohani‬

معطل بودن 12 فدراسیون ورزشی کشور به دالیل و شکلهای مختلف هم نشانگر بسامان نبودن ورزش ایران و هم ایجادکننده نگرانی در فاصله 9 ماه تا برگزاری بازیهای آسیایی 2018 در جاکارتا است. البته مشخص نبودن رییس «ثابت و قطعی» این فدراسیونها بعضا دالیل فنی و اداری قابل قبول دارد ولی در برخی موارد رییس قبلی کنار گذاشته شده و سرپرست تعیین شده توسط سران ورزش در کشاکش برگزاری مجمع تازه قرار دارد. برخی برکناریها مانند آنچه در چوگان روی داد به رغم بعضی لغزشهای روی داده در زمان مسووالن قبلی هنوز محل مناقشه و تردید است و بعضی نیز مانند بوکس با این سوال اساسی مواجه هستند که چرا باید رییس قبلی به طرق غیرمستقیم تشویق به استعفا شود؟

در کنــار فدراســیونهایی که نامبرده شد، درباره بســکتبال هم این سوال وجود دارد که اگر رییس فعلی با احتساب جدیتر شــدن قانون منع به کارگیری بازنشستگان باید از ســمتش کنار برود (کــه البته باید برود) چرا در تمامی سالهای اخیر در مورد بعضی بازنشســتگان پرشمار دیگر مماشات صــورت پذیرفته و آنهایی ابقا شــدهاند که از قضا بــه اندازه حاج احمــد ناطق نوری به بوکس و محمود مشــحون به بسکتبال خدمت نکردهاند.

وسط دعواها

وســط همه ایــن ســوالها و ابهامها مســاله تغییر اساسنامه فدراسیونها را هم داشــتهایم که گفته شــده اســت با هدف همســو شــدن با معــادالت بینالمللی و منشورهای IOC به روزسازی شدهاند یا در مسیر آن قرار دارند. بعضیها میگویند این فقط بهانه و وجهالمصالحهای برای کشاندن مســیر برخی انتخابات به سمت و سوهایی اســت که یا ســران ورزش اصلحتر از سایر احتمالها میدانند یا خود روســای فعلی فدراســیونها برای تکرار ریاســت خود به آن نیاز دارند. چرخه کار این فدراســیونها و مجامعی که در پیش دارند به سبب همه اختالطهــا و ابهامهای موجــود تبدیل به فرآیندی ناآشنا شده و به چیزی که معلوم نیست به سود ورزش است یا به نفع افرادی خاص. این فرآیندهای مبهم و شــکهای معقول ریشه در سلســله اتفاقاتی دارد که در ورزش سایر کشــورها نمونه آن را پیدا نمیکنیــد. اگر ریاســت یک فــرد در یک فدراســیون محصول رایگیری در مجمع اســت نباید شکسته شــود مگر در یکی از جلسههای رسمی بعدی مجمع فدراسیون و براساس آرای اعضا. حال آنکه روند برکناری روسا در فدراسیونها و گذاشتن سرپرستان موقت تا زمان تشکیل مجامع بعدی به یک فرآیند تکراری تبدیل شده و با وجود همه ضدیت آن با قوانین تشــکیل فدراسیونها دیگــر هیچکس از دیدن وقــوع مجدد آن تعجب نمیکند.

به یاری اهرمهای موجود

شاید حق مدیران ارشد ورزش باشد که یک رییس ناکام را کنــار بگذارند اما وقتی صحبــت از «مبنا بودن رای اعضای مجمــع» میکنیم تغییر روســا هم باید تابــع همین رویکرد باشــد و یک جریان بیرونــی اقدام به ایــن کار نکند. از طرف دیگر سرپرست موقتی با در دست گرفتن اهرمهای موجود طی ایام سرپرســتیاش قــادر به جــذب آرای الزم بــرای تبدیل کردن پست ریاست موقتیاش به ریاست ثابت میشود و این یک نوع ظلم به سایر کاندیداها است.

ایــن نکته هم که از ایــن پس برای پرهیــز از ماجرای فوق رییــس قبلی را مامور برگزاری انتخابات جدید میکنند و رییس موقتی نمیآید (به نقل از اظهارات اخیــر محمدرضــا داورزنی) چــاره کار نیست زیرا سلسله روابط موجود در راس فدراسیونها به گونهای است که آدمهای شاخص حاضر در آن از امکانات وسیعتری برای اندوختــن آرای الزم برخوردارند تا نامزدهای مســتقلی که احتماال دســت هیات وزارت ورزش هم پشــت سرشــان نیست.

هنوز کســی نمیداند چــرا باید افراد باالی 70 ســال رییس فدراســیون نشوند. درست اســت که روسای جوانتر شادابتر هســتند اما کجا و کی میتــوان اطمینان داشت که از یک بدن شاداب فکر صحیحتری بیرون میآید. محدودیت سنی برای روسای فدراســیونها که از آغاز سال جاری اعمال شــده اســت و دیگر امکان ریاســت را به باالی 70 ســالهها نمیدهد ظلم به برخی ورزشیها است که از این پس شاید روسای انرژیکتری داشته باشند اما لزوما مسووالن درجه اول آنها خوشــفکرترین و پختهترین آدمهای الزم نیستند.

به سمت نامزدهای خاص

ســران ورزش بارها تاکید کردهاند که در چرخــه انتخابــات دخالــت نمیکنند و برایشــان فرق نمیکند که چه کسی رییس شــود و به رای مجمع احتــرام میگذارند و راست هم میگویند اما سمت و سوی برخی تصمیمهای اعمال شــده در فدراســیونها، رایدهنــدگان را بیشــتر بــه جانب برخی نامزدهای خاصی میکشــاند و کســانی که شــاید نظر مساعدتری از ســوی مقامهای ارشد متوجه حالشان باشد. البته آدمهایی مثل مجید کیهانی در فدراسیون دوومیدانی ثابت کردهاند که حتــی در این برزخها هم میتوان با اســتقالل رای «رییس» شد ولی هنــوز اکثریت موارد با انتخاباتی اســت که نتیجه آن تا حدی «جهتدهی شده» است و حتی اگر نیــت مجریان این فرآیند مثبت بوده باشــد (که حتما هســت) محصول کار روسایی است که شاید سزاوارترینها نباشند.

این روند بیخدشه نیست

اینکه بیش از 10 فدراســیون ورزشی ما (و حتی والیبال که رییس آن به ســبب مشــغولیتهای زیاد و مهمــش در وزارت ورزش وقت رتق و فتق مســتقیم امور آن را ندارند) روســای ثابتــی ندارند در برخی موارد محصول تمام شــدن دوره 4 ســاله زمامداری رییس سابق است ولی در بعضی موارد خاص و به واســطه ســالیقی که از درون همان ورزش نمیآید شاهد نابسامانی و عدم یکدســتی موجود اســت و بوکس بارزترین نمونه آن اســت. همین امروز هم شــتاب برای به سامان رساندن روسای این فدراسیونها بیشتر با هدف مشخص شدن سمت و سوی انتخابات کمیته ملی المپیک است که اواخر دیماه برگزار میشود و رای روسای فدراســیونها عامل نخست تعیین سرنوشت آن است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.