شیلیاییهمیشهمعترض

Jahan e-Sanat - - صفحه اول -

»گابريل گارسيا مارکز عاشق صحبت با روساي جمهور و اسقفهاست. رئاليسم جادويي سبکي متعفن است«. شايد فقط روبرتو بوالنيو بتواند صحبتهاي اينچنيني داشته باشد. شاعر و رمان نويس شيليايي که به خاطر اين سبک گفتههايش هيچوقت محبوب نبود اما رمانهايش بسيار خواندني است. بوالنيو در سال 1953 در سانتايگو شيلي به دنيا آمد و در سال 2003 و در سن 49 از دنيا رفت. بوالنيو به خاطر قرار گرفتن در حوادثي مانند کودتاي شيلي و انقالبهاي چپ آمريکاي مرکزي و جنوبي تفکري چپ داشت؛ تفکري که او در رمانها و نقدهايش هم بسيار به آن اهميت ميداد. خشم بوالنيو از ادبيات آمريکاي التين تا آخرين روزهاي زندگياش همراهش بود و حتي زماني که نويسندگان هموطنش اذعان کردند »کاراگاهان وحشي«، شاخصترين رمان دو دهه اخير است او همچنان به مخالفت با جريان حاکم بر ادبيات همزبانانش ميپرداخت. دقيقا شش هفته قبل از مرگش در گردهمايي بزرگي، با حضور سرشناسترين نويسندگان آمريکاي التين در اسپانيا به او لقبتاثيرگذارتريننويسندهعصرخودرادادند.امااظهارنظرهايتنداوهيچوقتنگذاشتبيناکثريت جريان حاکم محبوب باشد. به طوري که »آريل دورفمن« منتقد شيليايي پس از مرگ او گفت: »او با شيلي جور نبود. دنبال تجربههاي متفاوتي بود و براي همين راهش را کشيد و رفت!«بوالنيو در مورد سبک و دليل نوشتن رمانهايش ميگويد: »من تا ابد بر ريسک موشکاف به نظر آمدن )هرچند که به نحوي موشکاف هم هستم!( پافشاري خواهم کرد چراکه هنگام نوشتن فقط و فقط نفس نوشتن است که مرا جذب ميکند؛ پيرنگ، صورت، وزن و ديگر چيزهاي هر اثر ادبي. من به بعضي از افکار، آدمها،فعاليتهايخاصوموضوعاتمهمحسابيميخندمچونوقتيشماباچنينچيزهايپوچي مواجه ميشويد هيچ انتخابي جز خنديدن نداريد. ادبيات، در يک نمود، سياست تمام است. يعني در گام نخست انعکاس سياست بوده و پس از آن نيز هم چنين واحدي سياسي است. اشارههايي که به واقعيت کرديم / به کابوسها يا روياهاي شيريني که اسمشان را واقعيت ميگذاريم. هرچند که ميدانيم در مقياس انساني، پافشاري تمثيل است و منطق تنها نردهاي شکننده که ما را از غرق شدن در ورطههاي خطرناک نجات ميدهد. البته به چيزهايي که گفتم چندان اهميت نده! گمان ميکنم هرکسي بدون حساسيت مينويسد همين و در آخر چرا شما مينويسيد؟ بهتر است جوابش را به من نگويي / مطمئنم که جوابتان از پاسخ من استادانهتر و قانع کنندهتر است و حسادتم را برخواهد انگيخت!«»آنتورپ« داستان بلندي است که از روبرتو بوالنيو توسط نشر شورآفرين به چاپ رسيده است. در ادامه بخشي از اين داستان را ميخوانيم:

»خريت است که آدم در وجود هر دختري که رد ميشود شاهزادهخانمي مفتون ببيند. خيال کردي کي هستي يه شاعر دورهگرد؟ نوجوان الغر از روي تحسين سوت زد. ما لبه مخزن آب بوديم و آسمان آبي آبي بود. ميشد چند ماهيگير را از دور ديد و دود دودکشها ميرفت بر فراز درختها. پيرمرد با لبهايي که به سختي تکان ميخورد، گفت جنگل سبز، براي ساحرههاي آتشين ... ن. به فاصله پنج يارد از من، قزلآاليي جهيد. سيگارم را خاموش کردم و چشمهايم را بستم. کلوزآپ دختري مکزيکي در حال مطالعه. بلوند اس//ت با بيني کش//يده و لبهاي باريک. س//ري باال ميکند، رو به دوربين ميچرخد و لبخند ميزند«.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.