فرخ فآرريونغمامهیخانزوابدهانزاپد ه ر ومرفات؛ن

خ باز ند

Jahan e-Sanat - - صفحه اول -

گ�روه فرهن�گ -

پوران فرخ �زاد آخرين بازمانده خانواده فرخزاد يک روز بعد از س �الگرد تولد خواهرش فروغ درگذش �ت. پ �وران را بايد آلبومي دانس �ت كه در سالهاي حياتش و بعد از م �رگ خواه �ر و برادران �ش، زندگ �ي آنان را بيكموكاست بازگو كرد.

پوران، زاده20 بهمن سال1311 در شهر ساحلي نوشهر بود. او در خانوادهاي اهل مطالعه به دنيا آمد. او علاقه خانواده به نوشتن و خواندن را مرهون پدرش ميدان �د. پ �وران در مصاحب �هاي در مورد پدرش سرهنگ محمد فرخزاد ميگويد: »پدر ما قزاق بود! پيش از اين و در دوران جواني پدر بسيار ماجراجو بوده و در 14 سالگي از ده فرار كرده و به تهران آمده، با دست خالي، شاگردي و كارهاي مختلفي را تجربه كرده تا به قول معروف نان در آورد و از اين رو كاملا روي پاي خودش ايستاده بود و بعد از اين هم رفته و به قزاقها پيوسته است.

همانط �ور ك �ه گفتم بس �يار ماجراجو بود و احساس �ات تندي داش �ت. در باطن بياندازه مهرب �ان بود ولي در خانه و در نماي بيرونياش بيحد بداخلاق! من فكر ميكنم اين آدم عجيب و غريب ميتوانست بس �يار شاعر خوبي شود و اص �لا بيخود رفته و نظامي ش �ده. مثلا به من ميگف �ت در چند جنگ از جمله جنگ با ميرزا كوچک خان كه شركت كرده بود هر موقع پاي اين ميافتاد كه كسي را بكشد، در ميرفته و اصلا تاب كشتن انسان ديگري را نداشته است. از اين رو ميتوانم بگويم آدمي دو شخصيتي بود، يک رويش آدمي نظامي و خشن بود و روي ديگرش ش �اعري بالفطره! چهار كتاب نوشته و توانسته افكارش را در نثر پياده كند اما به واسطه همان دو شخصيتي بودن در شعر زياد موفق نبوده، من چندين ش �عر نيمه تمام از او ديدهام كه چندان استوار نيست و تخيلي نيمه كار است.

او باوجود اينكه ميتوانسته شاعر شود، شاعر نشده و ارث شاعرياش به ما رسيده، يعني پخش شده در تک تک اعضاي خانواده ما ذوق نوشتن و شاعري داشتند كه اين مهم در من و فروغ بيش از همه نمود داشت.«

در كنار پدر، مادر خانواده نيز دستي بر مطالعه داش �ت و زياد كتاب ميخواند. پوران شخصيت مادرش را اينطور ترسيم ميكند: »مادرم بسيار اهل رمان خواندن بود، يعني فلسفه نميخواند و فراتر از رمان نمي رفت. يعني من هرچه رمان در كتابخانه ام دارم ديده ام كه مادر در انتهايش نوش �ته »خوانده شد«. بسيار مهربان و در عين حال مغ �رور بود، يكبار هم كه ب �ه عنوان مادر نمونه انتخاب شد. البته اين را هم بدانيد كه پدر و مادرمان مهربان بودنش �ان مربوط به بيرون از محيط خانه بود و در خانه بسيار جدي و خشن با ما رفتار ميكردند.«

شهرت فروغ، دردسر خانواده

بيشک براي اولين بار شهرت فروغ باعث شد تا خانواده فرخزاد شناخته شود. او كه شعرهايش در مجلات و روزنامهها به چاپ ميرسيد تبديل شد به چهره جنجالي آن روزها اما پوران از همان ابتدا چهرهاي صلح جو و آرام داشت. او در مورد تفاوت رفتاري خودش و فروغ ميگويد:

»من در آن سالها شخصيتم از اين قرار شد كه مسالمت جو بودم و اهل مرافه با افراد نبودم و ديگران هم بسيار با من دوست بودند و دوستم داشتند ولي فروغ بي نهايت شيطان بود و آدمها را اذيت ميكرد، كارهايش بسيار پسرانه بود و اهل انتقاد بود و رو به روي شما كه مينشست، يا سرحال و سرزنده بود بگو بخند با شما داشت، يا آنقدر بهتان گير ميداد تا دعوايتان شود.«

شهرت فروغ باعث شد پوران كمتر ديده شود. او در آن سالها كتاب ترجمه ميكرد، شعر مينوشت و در روزنامهها مشغول بود. پوران در سال1355 اولين كتابش را با نام »خوشبختي در خوردن سيبهاي سرخ است« توسط نش �ر مرواريد به چاپ رساند. پوران در مورد آنكه چرا در سالهاي قبل از 1355 كارهايش را به چاپ نمي رسانده، ميگويد:

»ش �عرهايم در مجله فردوسي چاپ ميشد اما خودم چندان اعتقادي به آن شعرها نداشتم از همين رو كتابشان نميكردم. فروغ نامي در ش �عر برآورده بود و من ابا داشتم كه بخواهم در حوزه فعاليت او قدم بردارم. البته هستند كساني كه بيانصافي ميكنند و هنوز ميگويند، من از نام فروغ استفاده كردم در حالي كه حيطه كارهاي ما با هم كاملا متفاوت است يعني آثار من در حوزه تاريخ، هي �چ ربطي به خواهرم ندارد! با اينهمه همينجا ميگويم كه من به بدجنسي و بيانصافي اين افراد كاري ندارم و به كار خودم ادامه ميدهم! البته هيچ وقت منكر نام خانوادگي و تاثير آن بر شكلگيري ش �خصيت و روند زندگيام نيستم اما قائل به اين هم هستم كه مقايسه كار غلطي است، ما سه نفر، با تواناييها، استعدادها و علايق مختل �ف بوديم و ه �ر كداممان به س �طحي از موفقيت دس �ت پيدا كرديم، حالا بحثي در اين نيست كه فروغ به واسطه نبوغ بيحد و حصر و تجربههاي جسورانهاش متفاوتتر از ما بود و به سطح بالاتري از شهرت و محبوبيت دست يافت و هم او باعث سربلندي و افتخارم بود«.

پوران باوج �ود چاپ كتابه �اي متعدد در حوزههاي گوناگون خود را ش �اعر ميدانست. او در اين زمينه و حيطه فعاليتش ميگويد: »من هيچ وقت انسان تک بعدي نبودهام، به قول عباس پهلوان، من از بيخ شاعرم! اما شعر هميشه نيست، گاهي ماه ميآيد و ميورد از شعر خبري نيست، اينجاس �ت كه من به س �وي ابعاد ديگر حرفهام نزديک ميشوم و قصه مينويسم، ترجمه ميكنم، پژوهش ميكنم «.

دایرهالمعارف خانواده فرخزاد

پوران در سالهاي عمرش مرگ تمام اعضاي خانوادهاش را ديد. م �رگ عزيزاني كه هر كدام بخشي از روح او را مال خود كرده بودند. او ساليان درازي تنها زندگي كرد و مرجع كس �اني بود كه ميخواس �تند در مورد خانوادهاش س �والهايي بپرسند.

و در اين باره ميگويد: »من مرگ تمام اعضاي خانوادهام را دي �دهام و امروز تنهاتر از هر زماني هس �تم، سخت است از اين جهت كه به تنهايي بايد بار همه چيز را بهدوش بكش �م، همه غمها را، واقع �ا برخي مواقع كه چش �مانم را ميبندم نميتوانم باور كنم كه هيچكس همراهم نيست... اما شيرينيهاي خاص خود را هم دارد، يعني فكر ميكنم ما سه نفر يک نفر هستيم، دنبال هميم، مثل »ساري« كه بايد سه تكهمان را با هم يكي كنند تا چيز واحدي درست شود.«

اقبال دوباره به خانواده فرخزاد

بعد از س �الهاي 76 و 77 ن �گاه به خانواده فرخ �زاد تغيير كرد. دول �ت اصلاحات و فضاي بازي كه در حيطه كت �اب به وجود آورد، باعث ش �د دوباره آثار فروغ تجديد چاپ شود و پوران هم بتواند كتابهايش را به چاپ برساند. او در اين دوره بيش از 30 كتاب منتشر كرد. كتابهايي كه همه پرفروش بودند.

او در مورد اين دوره زماني و مقايس �هاش با ابت �داي انقلاب ميگويد: »مثلا در همان س �ه، چهار س �ال اول مجبور بودم نامم را پنهان كنم، حتي فاميلهاي نزديک پدرم كه تفرشي هستند رابطهشان را با ما قطع كردند و چهرههاي ديگري از خودشان نشان دادند كه البته بعد از پنج، شش سال تک تک شرم زده و پشيمان بازگشتند. اما من به اخلاق خانوادگيمان يعني س �مج بودن رو آوردم و باوجود اينكه كارم را از دس �ت دادم و در حالي كه مادرم مريض شده و پدرم سكته كرده بود روي پاي خودم ايس �تادم و زندگي را دوباره ساختم.

پس از چند سال نگاهها عوض شد و دوباره همه با ما خوب شدند، آنها كه بريده بودند دوباره به طرف ما بازگشتند و خيلي محبوبيت زيادي ميان مردمي بود كه با خوبيش �ان دوباره من و خانوادهام را س �رافراز كردند و امروز با قاطعيت ميگويم كه به واس �طه علاق �ه مردم، من امروز بسيار خوشبختم و از اين رو خدا را شاكر هستم ك �ه محبت م �ردم را به من و خان �واده ام اعطا كرده است.«

هرچند بعد از س �ال 84 دوباره سختگيريها زياد شد و كتابهاي فروغ و پوران با مميزيهاي متعددي روبهرو شد. اما اين فضا نيز دوام چنداني نداش �ت و دوباره كتابها راهشان را باز كردند و به دست مخاطبانشان رسيدند.

زن از کتیبه تا تاریخ

در كنار ش �عرها، قصهه �ا و ترجمههاي پوران فرخ �زاد كتابي از او به جا مانده كه بس �يار مهم و خواندني اس �ت. كتاب دو جلدي »زن از كتيبه تا تاريخ« كه دانشنامه زنان ايراني است. او در اين كتاب زندگي چهار هزار زن ايراني را بازگو كرده و به زواياي پر فراز و نشيب عمرشان پرداخته است؛ كتابي كه جايگاه والايي در ميان آثار پوران فرخزاد دارد.

از ديكر آثار او ميتوان به »اوهام سرخ شقايق« (گزيدهاي از اشعار زنان جهان،( »نيمههاي ناتمام؛ س �يري در شعر زنان از رابعه تا فروغ«، »زن شبانه موعود« )نشان زن در آثار سهراب سپهري،( »كسي كه مثل هيچكس نيس �ت« درباره فروغ فرخزاد، مجموعه شعر »خوشبختي در خوردن سيبهاي س �رخ«، مجموعه داس �تان »ديداري در پاييز«، مجموعه رباعي »جنگ مشوش«، داستانهاي بلند »در پس آينه« و »آتش و باد« و رمان »در انتهاي آتش و آيينه« اشاره كرد.مجموعه داستانهاي كوتاه »جاي ديگر«، جانبوينتن پريستلي، پوران فرخزاد، راهيان انديشه 1378 و »مردي بر بالهاي آينده« (نوس �تراداموس) مركز نشر صدا، 1375هم از آثار ترجمهاي منتشر شده از پوران فرخزاد است.پوران فرخزاد پ �س از يک دوره بيماري كوتاه صبح روز پنجشنبهنهمديماهبراثرايستقلبيدربيمارستان ايرانمهر درگذش �ت. پوران فرخ �زاد رفت تا ديگر مرجعي براي بازگو كردن زندگي پر فراز و نشيب خانواده فرخزاد نباشد. خانوادهاي كه زندگيشان با كتاب و حادثه پيوندي ناگسستني دارد.

تسلیتي براي ایران

داريوشمهرجويي،كارگردانبرجستهايرانيپس از مرگ پوران فرخزاد پيام تسليتي نوشته است كه حوادث تلخ اين چند روز را روايت میكند. مهرجويي در پيامش آورده است:

امروز بايد پيام تسليتي بدهم و نميدانم چرااخيرا مدام خبر مرگ ميشنوم.

تسليت براي مرگ جعفر والي، نيما طباطبايي، دنيا فنيزاده و پوران فرخزاد كه در فاصلهاي كوتاه يک به يک ما را ترک كردند. هنوز از داغ مرگ عباس كيارستمي عزيز فارغ نشدهام كه اين چنين شاهد مرگ پي در پي فرهيختگان كشورم هستم.

تس �ليت براي همه اخبار ناگوار، براي ايرانيان گورخ �واب. براي فرهنگيان و كارگران زحمتكش كه حقوق مس �لم خود را همواره با تاخير و منت دريافت ميكنند.

تس �ليت به ه �واي آلوده و س �مي ته �ران و شهرستانها. به سيستم بهداشت و تغذيه ناسالم و زهرآلودي كه همگان را به مرور به آغوش مرگ ميكشاند.كش �ور م �ن روي ذخاير طلاي س �ياه نفت نشس �ته ولي هر روز بهخاطر بيكفايتيها و بيخياليها و رشد روزافزون مردان اختلاسي بايد منتظر اخبار تلخ و نااميدكننده باشيم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.