مسعود سلیمی-

Jahan e-Sanat - - صفحه اول -

سالهاي كودكي و نوجواني من و بخشي از آنچه جوانيام بود، در راسته ميدان راهآهن، چهارراه مولوي و اميريه و منيري �ه به عبارتي قس �متي از خيابان وليعص �ر امروزي خلاصه ميش �ود، سالهايي كه ذره ذره زندگيام در كوچه و پس كوچه و خانهها و در و ديوار مغازهها و سينماهای اين محلات همچنان در ذهنم جاري و در گذر است.

نخس �تين عكسي كه همچنان از خودم ميشناسم، نام عكاسي فرش �ته را در پش �ت خود دارد، عكاسخانهاي در خيابان مولوي آن روزها، چند قدمي خيابان اميريه- وليعصر امروزي و چس �بيده به كوچهاي كه در انتهايش دبيرستان پيرنيا قرار داشت.

چند قدم بالاتر از آن كوچه روزگاري منزل عمهام بود و آن سوي خيابان زير بازارچه مشيرالسلطنه هم يكي از عموهايم با خانوادهاش زندگي ميكرد.

در كنار اين دلبستگیهای فاميلی، دليلی ديگری هم وجود دارد كه كوچه چسبيده به عكاسی فرشته و دبيرستان پيرنيا را در ذهنم، ماندگار كرده است.

دايیام زندهياد حسن شهرزاد، يكی از شاگردان دبيرستان پيرنيا با يكی از پسران خانواده فرخزاد، فريدون همكلاسی بود، دوستی كه سالهای بعد، زمانی كه او در تلويزيون ملی ايران به شهرت رسيد، ادامه داش �ت و گاهی هم پي �ش میآمد كه فريدون به دفتر مجله »تهرانمصور« برای ديدن حس �ن ش �هرزاد كه شاعر و روزنامهنگار، بنامی ش �ده بود و ديگر بزرگانی چون حسين سرفراز و افراسيابی میآمد، او را میديدم.

ش �عرهای فروغ و كارهای نمايش �ی فري �دون، كافی بود تا با خانواده فرخزاد آشنا شوم اما به اين معنا نبود كه پوران فرخزاد را نشناسم، پيش از اينكه در سالهای دهه 70 خورشيدی، هنگامی كه او در خيابان ايرانش �هر دفتر داش �ت ، من هم در پيادهروی مقابل، برای يک شركت تجاری و ورزشی كار میكردم و همين قرب حضور باعث ش �د تا از نزديک آن هم به مدت يک دهه به دفعات ديدار داش �ته باش �يم و حتی برای مدتی كوتاه در دفتر فرهنگی و انتشاراتی او كار كنم.

از ديدار آخر من با پوران فرخزاد، حدود 10 س �ال میگذرد اما در اي �ن ميان، چند ب �اری، با تلفن جوياي احوال او بودم. نام پوران فرخزاد، هر چند از منظر رس �انهای، زير سايه فروغ و فريدون قرار گرفت. اما كارنامه پربارش از داستان و شعر و تحقيق از جمله كتاب »زن از كتيبه تا تاريخ« از بانويی هنرمند و توانا حكايت میكند اما او در جايی برای معرفی خود مینويسد: من پوران فرخزاد هستم، فقط همين، يک اسم ساده روی يک آدم ساده.

پوران فرخزاد ساعت 8 صبح پنجشنبه 9 دی 1395، درست يک روز پس از سالروز تولد فروغ فرخزاد درگذشت. اين نوشته را با جملهای از خود او تمام میكنم: با بنفشهها گريهام میگيرد...

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.