دوره تمامشده حمید گودرزي

Jahan e-Sanat - - News -

محمدتاجالدین-چند سالي ميشود که ديگر گيشه سينما با فيلمهاي به اصطالح »دختر و پسري« قهر است؛ فيلمهايي که اغلب در دهكدههاي ساحلي مازندران ضبط ميشد و گاهي هم سواحل خليج فارس. عشقهاي آبكي، گاهي صداي گيتار و جيپهاي قرمز روبازي که موهاي دختر و پسر فيلم را توي باد پيچ و تاب ميداد. شرايط بازي در اين فيلمها ساده بود. قيافهاي نسبتا قابل قبول، لباسهاي شيك و گاهي هم تهصدايي که در مواقع الزم بازيگر فيلم رهايش کند و شعري عاشقانه بخواند. شعري که نه قافيه درستي داشت و نه آهنگ به دردبخوري. بازار اين فيلمها در اواخر دهه 70 و اوايل دهه 80 داغ بود. فروشهاي ميليوني و پوسترهايپرزرقوبرق.دخترانوپسراندبيرستانيهمدرآرزوي سوپراس//تارهاي آن سالها و جايگاهشان به بازيگري عالقهمند ميشدند و کرورکرور به موسسات فيلم سازي حمله ميبردند. اما خيلي زود دوره اين فيلمها تمام شد. ولعي که در جامعه براي ديدن آدمهاي شيك و زندگيهاي دستنيافتني وجود داشت رنگ باخت و سينما روي ديگرش را نشان داد. سينماي اجتماعي که دقيقا مقابل آن جريان بود. خانههاي از ريخت افتاده، بازيگران خسته و اخمو و قصههاي تلخ. برخي توانستند با شرايط جديد کنار بيايند و برخي ديگر نه. از جمله کساني که با جمع شدن طومارفيلمهاي»دختروپسري«پايشازسينمابريدهشدحميد گودرزي بود. بازيگر جواني که بعد از سريال »داني و من« اسمش بر سر زبانها افتاد. اين چندمين بار است که گودرزي با انتقاد از ش//رايط جديد به بازيگران پر کار اين روزهاي سينماي ايران ميتازد. در تازه ترين حمله، او بازيگران فيلمهاي به اصطالح تلخ و سياه را پلشت و چرک ناميد و از وضعيت سينماي امروز انتقاد ک//رد. اگر نگاهي به کارنامه بازيگري گودرزي بيندازيم خواهيم ديد او در عالم بازيگري حرفي براي گفتن ندارد. اين موضع نه به خاطر نفرت نگارنده از سينماي سطحي و عاشقانههاي آبكي، نه به خاطر کاهش سليقه مخاطب سينما، نه به دليل سوءاستفاده از احساسات مخاطبان جوان که به خاطر کارنامه ضعيف خود گودرزي است. »چپ دست«، »کيش و مات«، »دزدان خيابان جردن«،»زنهاشگفانگيزند«و... نميتوانددرعالمسينمابراي کسي پرونده پرباري بسازد. آن روزها که گودرزي هيچ کدام از پيشنهادهايش را رد نميکرد و از سر در سينماها پايين نميآمد، بايد به فكر اين روزها ميبود. روزهايي که ديگر مخاطبان سينما به فيلمهاي مورد عالقه گودرزي اهميتي نميدهند و بازيگران آن دوران ديگر جايي در بدنه سينماي امروز ندارند. او در برنامه دور همي اما حرف ديگري هم زد. او گفت سينماي امروز قهرمان ندارد در حالي که سينماي يك دهه پيش و زمان اوج بازيگري گودرزي قهرمان ساز بود. اين هم حرف نادرست ديگري است که گودرزي به زبان آورد و موجب انتقاد بسياري از او شد. درست است که سينماي امروز ايران قهرمان ندارد اما به طور قطع پسرهاي چشم سبز و گيتار به دستي که حتي از گفتن چند ديالوگ ساده هم عاجزند، قهرمان نيستند. سينماي ما سالهاي سال است که قهرمان ندارد. قصه هم ندارد، تكنيك هم ندارد و خيلي چيزهاي ديگر اما جرياني که چند سالي است که در سينماي ما به عنوان سينماي اجتماعي به راه افتاده درست است که گاهي به تكرار کش//يده ميشود و حوصله مخاطب را سر ميبرد، درست است که بر بدبختيها پا فشاري ميکند و با اميد غريبه است، درست است که از آپارتمان خارج نميشود اما اين نويد را ميدهد که جاي پيشرفت دارد. اتفاقي که در فيلمها و جريان سينماي مورد عالقه حميد گودرزي جايي ندارد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.