كافه كتاب

Jahan e-Sanat - - News -

قسمتيازكتابگلوله)مجموعه داس/تانهاي ميني م/ال( ترجمه اسداهلل امرايي:

مرد زود به رختخ//واب ميرود، اما خوابشنميبرد.غلتميزند.ملحفههارا مياندازد. كمي مطالعه ميكند. چراغ را خاموش ميكند اما باز نميتواند بخوابد. ساعت سه صبح بلند ميشود. در خانه دوست و همسايه اش را ميزند، پيش او درددل ميكن//د و به او ميگويد كه خوابش نميبرد.

از او راهنمايي ميخواهد. دوستش پيشنهاد ميكند كه قدمي بزند. شايد خسته شود. بعد بايد فنجاني جوشانده برگ زيرفون بنوشد و چراغ را خاموش كند. همه اي//ن كارها را ميكند اما باز خوابش نميبرد. بلند ميشود اين بار به سراغ پزشك ميرود.

پزشك هم طبق معمول حرفهايي ميزن//د و مرد باز ه//م نميتواند بخوابد. ساعت شش صبح تپانچهاي را پر و مغزش را متالش//ي ميكند. مرد مرده است اما هنوز خوابش نميبرد. بي خوابي خيلي بدپيله است... !

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.