جيغبنفش

Jahan e-Sanat - - News -

نام هوشنگ ايراني براي بسياري از ادبياتدوستان ايراني نام آشنايي نيست. شاعري که در دهههاي 30 و 40 به يک باره ظهور کرد و با همان سرعت به فراموشي سپرده شد. شايد بسياري از ايرانيان نام او را ننيده باشند اما ترکيبي که او در يکي از شعرهايش ساخت در زبان و ادبيات فارسي تبديل به يک اصطالح عاميانه شد. »جيغ بنفش« زاده شاعري است که در زمانت حياتش مورد تمسخر بسياري از هم عصرانش قرار گرفت. هوشنگ ايراني متولد سال 1304 در شهر همدان بود. او پس از طي مراحل مقدماتي و دانشگاهي براي ادامه تحصيل در نيروي دريايي به انگليس رفت. اگرچه پس از مدتي به دليل عدم سازگاري با فضاي نظامي، تحصيل در اين رشته را نيمهکاره رها کرد و نهايتا موفق به اخذ درجه دکتري در رشته رياضيات شد، کل عمر فعاليت ادبي ايراني از پنج سال تجاوز نکرد. او که عالقه بسيار زيادي به فلسفه و عرفان هند و شرق داشت پس از کسب تجارب در اروپا با انرژي بسيار به ايران برگشت و بهطور جدي به ادبيات پرداخت. او را به عنوان پدر شعر سورئاليستي يا عرفاني ايران ميشناسند. ايراني بعد از چاپ کتابهايش به روندي که شعر نو در پيش گرفته، تاخت و حرکتي که نيما آغاز کرده بود را دچار رخوت دانست. او در مورد نيما گفته بود:»گذشت زمان هرگونه سکون را محکوم به نابودي ميکند و درست در آن هنگام که هنرمند اندکي درنگ کند و از دريافت زمان بازماند- هرچند زمان درازي پيشرو باشد و حتي از آغازکنندگان جنبشها باشد- او را به بيغوله کهنهها ميافکند و حق حيات هنري را از او ميزدايد. نيما يوشيج دهها سال پيش زمان خود را دريافت و بسياري از بندها را در هم شکست. او در آن دوره زمان را زندگي کرد و در داستان هنري ارزشي زياد به دست آورد. اما امروز هنر او سکون و کهنگي پذيرفته است و هرچند هنوز هم پيروانش حتي هنر سالخورده او را نيز درنيافتهاند ولي نيما يوشيج از دريافت زمان بازماندهاست و در گذشته- هرچند بسيار نزديک- زندگي ميکند.«ايراني سر آخر در سال 1352 و بر اثر سرطان در فرانسه درگذشت. او از مدتها قبل به بيمارياش آگاه بود اما براي درمانش کاري نکرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.