»جهان صنعت« شرايط کانديداهای شورای شهر را بررسی میکند؛ آفتی به نام تخصصگرایی افراطی

Jahan e-Sanat - - NEWS -

س/هراب نوروزی- در آس//تانه انتخابات شوراهای شهر، حرف از ضرورت »متخصص« ب//ودن کانديداها فراوان ش//نيده میش//ود. با ثبتنام تعداد زيادی از ورزشکاران، هنرمندان و روزنامهنگاران اين پرسش اعتراضی پيش آمده که اين افراد که تخصص الزم برای نمايندگی ش//ورای ش//هر را ندارند چرا میخواهند وارد معرکه ش//وند. چندی پيش محم//د فاضلی، متخصص جامعهشناس//ی، در صفحه شخصی تلگرام خود يادداش//تی را منتش//ر کرد که در آن نوشته بود وقتی ما برای تعمير توالت خانه از متخصص آن کمک میگيريم، چطور برای اداره صحيح ش//هر به جای متخصصان امر به کش//تیگير، مشتزن، فوتباليست، خواننده يا هنرمن//د اعتماد میکنيم. پس از آن نيز ناصر براتی در معماریآنالين مطلبی را در حمايت از »تخصصگرايی« منتشر کرد که در آن متذکر شده »در انتخاب فهرست نامزدهای عضويت در ش//وراهای شهرها توسط جناحهای سياسی و انتخاب آنها توسط رایدهندگان، بايد تخصص در رش//تههای مرتبط با شهرسازی و مديريت شهری در اولويت اول قرار گيرد.« ادعای اصلی ت//ز »تخصصگرايی« اين اس//ت که برای حل مشکالت شهر داشتن تخصص کفايت میکند. در نتيجه ش//هر وقتی درست اداره میشود که اعضای شورای شهر از متخصصان اين امر باشند. اما اين ادعا دو ايراد بسيار بزرگ دارد که صدق آن را باطل میکند. اولين ايراد اين اس//ت که وقت//ی از تخصص »الزم و مرتبط« با عضويت در ش//ورای شهر حرف میزنند اصال مشخص نيس//ت دقيقا از چه تخصصی حرف میزنند. دومين ايراد اينکه تخصص شايد بتواند مشخص کند که فرد صاحب آن )متخصص( چه کاری را »بلد« اس//ت انجام دهد اما نمیتواند تعيين کند آن فرد چه کاری را »بايد« در مقام عضو شورای شهر انجام دهد.

در مورد ايراد اول میتوانيم به اين سوال فکر کنيم که ش//ورای شهر دقيقا به چه تخصصی ني//از دارد. براتی در مقاله خود مدعی اس//ت »شهرس//ازی« همان تخص//ص الزم و مرتبط برای عضويت در ش//ورای شهر است که البته درست نيس//ت چرا که اوال مسووليت اعضای ش//ورای ش//هر با متخصصان ح//وزه معماری و شهرس//ازی مش//غول در ش//هرداری تفاوت ماهوی دارد و ثانيا نگاه دقيقتر به س//اختار و نيازهای شهر مشخص میکند که تخصصها و مهارتهای بس//يار متنوعتری نياز است. به عنوان ش//روع میتوان در وهله اول فهرستی از رش//تههای دانش//گاهی مرتب//ط تهيه کرد )هرچن//د ضرورتی ندارد فرض کنيم تخصص افراد همان رشته دانشگاهیشان است( مانند مديريت ش//هری، معم//اری، جغرافيا، حقوق، سياست عمومی، بهداشت، عمران، حسابداری و بودجه، محيط زيست، مديريت حملونقل، مهندس//ی کيفيت هوا و آب، مديريت بحران، اورژانس، طراحی، آموزش، توريس//م، صنايع دستی ...و اما اين فهرست پايان ندارد چرا که شهر زيستبومی است بسيار متنوع که حتی اس//تفاده از تخصص هنرمند و ورزش//کار نيز برای بهبود کيفيت آن ضروری است. مثال اگر قرار اس//ت در مورد گسترش امکانات ورزشی شهر تصميمگيری شود، چه کسی بهتر از يک ورزش//کار تخصص اين ام//ر را دارد، عالوه بر اين، اعضای ش//ورای شهر نماينده مردم شهر هستند و بايد بتوانند به شکل مفيد و مستمر ب//ا آنه//ا در تماس بوده و دغدغهه//ای آنها را به ش//هرداری منتقل ک//رده و از آن مصوبات و برنامه اس//تخراج کنند. سوال اين است که ب//رای چنين کار مهم//ی، دقيقا چه تخصصی نياز اس//ت. قطعا هيچ مدرک دانشگاهی برای اين مورد کاربرد ندارد بلکه تجربه کار مفيد با مردم و اجتماعات و نيز قانونگذاری نياز است. اگ//ر بخواهيم از ت//ز »تخصصگرايی« پيروی کنيم، مجبوريم به تعداد نيازهای شهر، تخصص برای اداره آن داشته باشيم که اين غيرممکن است چراکه اين فهرست پايانی ندارد. در نتيجه به سوال اوليه بازمیگرديم: برای عضو شورای شهر بودن دقيقا چه تخصصی الزم است، اگر پاس//خ اين اس//ت که به تخصصهای بسيار و متن//وع نياز داريم، پس بايد اجازه دهيم افراد با هر تخصصی که تا حدی مرتبط اس//ت وارد کارزار انتخاباتی شوند. نمیتوان با پيشفرض غلط ادع//ا کرد»شهرس//ازی« تنها تخصصی اس//ت که میتواند يک ش//ورای شهر کارآمد بسازد. در ضمن برخالف تصور فاضلی و ساير تخصصگرايان، ش//هر با توال//ت فرق بنيادين دارد و فرق//ش دقيقا در تن//وع و تعدد نيازها و ضرورتهايی اس//ت که زيس//تبوم انس//ان شهرنش//ين را میس//ازد. اگر تخصصگرايان با اين اس//تدالل قانع نمیش//وند، کافی است نگاهی به تخصص و مدارک تحصيلی اعضای شورای شهرهای پيشرفته دنيا بيندازند. تنها به عنوان يک نمونه، بررس//ی وبس//ايت اين شورا نيويورک مش//خص کرد که از 51 عضو اين شورا 9 نفر اصال دانشگاه نرفتهاند و شش نفر نيز آخرين مدرک خود را از کالج دريافت کردهان//د. همچنين در ميان دانش//گاهرفتهها حقوق بيش//ترين تعداد را داش//ت و مدارکی چون ادبيات انگليس//ی، پرس//تاری، مديريت ش//هری، داروس//ازی، علوم سياسی، هنرهای تجس//می و تاريخ وجود دارد. ام//ا اگر از قيد م//درک بگذريم و به تج//ارب کاری اين افراد نگاه کنيم، میبينيم اتفاقا هر کدام تجربههای ارزشمند اجرايی و سازنده فراوانی در زمينههای مختلفی چون بودجه، مديريت، روابط عمومی، آموزش، بهداشت، هنر، ترافيک و در يک کالم »زيست جمعی شهری« داشتهاند. حرف اصلی اين اس//ت که به بهان//ه تخصصگرايی جلوی ورود افرادی که تجربه و دانش مرتبط با بهبود زندگی شهری را دارند نگيريم؛ داشتن تخصص از نوع مدرک دانشگاهی شايد مفيد باشد اما نه الزم است و نه کافی.

اي//راد دوم تز تخصصگرايی مهمتر از اولی اس//ت: تخصص)هر چه باشد( به عضو شورای شهر نمیتواند بگويد که »وظيفه«اش چيست و آن وظيف//ه را چطور »باي//د« انجام دهد. در وضعيت کنونی شورای شهر تهران و با توجه به تالشهای ارزشمند افرادی چون دکتر حافظی، بي//ش از هر چيزی به شفافس//ازی بودجه و برنامه و نيز نظارت دقيق و بیطرفانه بر عملکرد شهرداری نياز است. درست است که شهرهای ب//زرگ مانند تهران مش//کالت متعددی چون ترافيک، برجسازی، مديريت بحران، کيفيت هوا و مشکالت زيست محيطی دارند اما دليل اصلی حل نشدن اين مشکالت طي چند دهه فرصتي که ش//هرداریها داش//تهاند در سوءمديريت و فساد سيس//تماتيک شهرداریهاست. وظيفه اصلی شورای ش//هر نيز پيدا کردن ريشه اين مشکالت و رفع کردن آن است. به همين دليل هرچند مهم است که اعضای شورای شهر کاری را که بلد هس//تند انجام دهند )تخصصشان( اما اينک//ه بدانند کاری که »بايد« انجام دهند چيس//ت و چطور برای انج//ام آن برنامهريزی کنند، ضروریتر است. در اينجا منظور کليشه رنگ و رو رفته دوگانه تخصص، تعهد نيس//ت، بلکه منظور فراتر از تعهد اس//ت. عضو شورای شهر بايد برنامه، شهامت، عظم راسخ و ابزارهای الزم برای نظارت بر ش//هرداری و شفافسازی وضعيت مالی و مديريتی و فنی آن را داش//ته باشد. به عنوان مثال عضو شورای شهر بايد بداند چطور از ابزارهای سياسی و رسانهای به درستی اس//تفاده کند تا فساد در س//ازوکار شهرداری آش//کارتر و در عين حال کمتر شود. هر فردی که کانديدای شورای شهر تهران میشود، بايد برای اين س//واالت پاسخ درستی داشته باشد: چ//را طرح تحقيق و تفحص امالک نجومی به نتيجهای نرس//يد، چرا طرح تحقيق و تفحص فاجعه پالسکو به نتيجهای نرسيد، استخدامهای نجومی شهرداری تهران چه شد؟ و مهمترين سوال اينکه برنامه عملی برای مبارزه با فساد و سوءمديريت سيستماتيک شهرداری چيست، در همي//ن زمينه بد نيس//ت نامه خداحافظی و تش//کر دکتر حافظی منتش//ر شده در کانال تلگرامیش//ان را نيز بخوانيم تا متوجه سترگ بودن و ضرورت اين مبارزه ش//ويم. کار شورای ش//هر به ذات خود يک کار سياسی است )که البته با سياسیکاری تفاوت بسيار دارد( و عضو موثر شورای شهر بايد بداند و بتواند از پس اين کار برآيد. مگر فس//ادها و تخلفاتی که تاکنون وجود داشتهاند، نتيجه عدمتخصص بوده است که مدعي//ان تخصصگرايی معتقدند تخصص میتواند مش//کل شهرها را حل کند؟ مگر فرد متخصص نمیتواند عمدی يا س//هوی درگير فساد يا سوءمديريت ش//ود. خالصه کالم اين است که اگر فردی دانش و تجربه و شهامت و س//المت و ابزار و صداقت کافی برای مبارزه با اين فساد و سوءمديريت را ندارد، هر تخصصی هم که داشته باشد بیارزش است.

داشتن تخصص در شورای شهر احتماال اثر مثبت خواهد داش//ت اما نبايد آن را جايگزين عواملی دانس//ت که برای حل مشکالت شهر و شهرداری ضروری است. آنچه الزم است دانش و تجربه کافی برای مبارزه با فساد و سوءمديريت نهادينهش//ده در شهرداریهاس//ت. توسل به تخصصگرايی بهجای مقابله با مشکالت اصلی تنه//ا درمان اين فس//اد و س//وءمديريت را به تعويق میاندازد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.