بازي با شعور فرهنگيان ممنوع!

Jahan e-Sanat - - News -

مهدي بهلولي* - چهارشنبه شب هفته گذشته در برنامه ويژه خبري شبكه 2 سيما، گفتوگويي انجام گرفت ميان علي زرافش//ان، معاون آموزش متوس//طه آموزش و پرورش و ابراهيم س//حرخيز، معاون آموزش متوسطه آموزش و پرورش در دولت دهم. بحث اصلي درباره اين بود كه چرا دولت يازدهم، سند جهاني 2030 را امضا كرده است؛ سندي كه در آن، اصطالحهايي همچون »برابري جنسيتي« و »حقوق بشر« آمده است. در اين يادداشت كوتاه، قصد بررسي اين انتقاد سست بنياد را ندارم و ميخواهم به نكته ديگري از اين گفتوگو بپردازم اما به كوتاهي بگويم كه در ماده »يك« اعالميه جهاني حقوق بشر كه مورد تاييد جمهوري اسالمي ايران نيز قرار گرفته است، ميخوانيم: »همه انسانها آزاد ب//ه دنيا ميآين//د و در كرامت و حقوق با هم برابرند.« هماكنون هيچ يك از سندهاي جهاني آموزشوپرورش، بدون اشاره به حقوق بشر و برابري جنسيتي در آموزش نوش//ته و تصويب نميشود. پس از ديد اين نگارنده، انتقاد اصلي سحرخيز به سند 2030 و امضاي آن توسط دولت يازدهم، انتقاد سستي است. زرافشان نيز در همان گفتوگو به درستي به سند جهاني »آموزش براي همه« اس//تناد كرد كه در دولت دهم امضا شد و همين اصطالحها در آن نيز آمده است اما سخن اصلي من انتقاد از موضع دوگانه سحرخيز در دفاع از حقوق آموزگاران اس//ت. سحرخيز در آن گفتوگو از هر فرصتي بهره ميگرفت كه پاي حقوق پايين آموزگاران را به وس//ط بكشد و اينكه چرا دولت يازدهم، از ديد ايشان، به حقوق آموزگاران، توجه بايسته را نشان نداده است. وي چنان از حقوق پايين معلمان انتقاد ميكرد كه اگر كسي او را نميشناخت چهبسا گمان ميكرد يكي از كنش//گران صنفي فرهنگيان است كه اينچنين سنگ آموزگاران و حقوق پايين آنان را به سينه ميزند! اما براي كساني كه در دولت دهم، آموزش و پرورش و موضوعهاي آن را دنبال ميكردند، پرپيدا بود كه مواضع گذشته و حال ايشان، بسيار متفاوتند و به احتمال بسيار زياد، نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري است كه ايشان را به يك »كنشگر« صنفي فرهنگيان نزديك كرده است. بگذاريد به گوشهاي از سخنان گذشته وي در مورد حقوق فرهنگيان نگاهي بيندازيم. سحرخيز در تاريخ 19 تير 92 و در گفتوگو با خبرگزاري ايلنا ميگويد: »واقعيت اين است كه دستمزد معلمان از كارمندان تمام وزارتخانهها بيشتر است يعني براساس قانون مديريت خدمات كشوري، معلمان از حقوق بيشتري برخوردار هستند. ساير كارمندان دولت از شنبه تا پنجشنبه و حدود 44 ساعت كار ميكنند و بعد از ظهرها نيز ممكن است تا 150 ساعت اضافه كاري داشته باشند و زماني كه پول اين اضافهكاري روي حقوق آنها ميآيد از معلمان دريافتي بيشتري دارند اين درحالي است كه معلمان حدودا 3 بار در هفته در مدرس//ه حضور دارند و تابس//تانها نيز تعطيل هستند و مهمتر از همه اينكه در قانون براي آنها اضافهكار پيشبيني نشده است از همين رو آنها اضافهكاري ندارند. عالوه بر آن ممكن است ساير كارمندان دولت به ماموريت بروند و بابت آن حقوق بيش//تري دريافت كنند اين در حالي است كه معلمان ماموريت ندارند و فقط در مدارس حضور دارند و با اين شرايط اقتصادي كشور و تورم 40 درصدي كه البته دقيقا نميدانم همين باشد، اما وضع كارمندان ديگر دولت هم بهتر از معلمان نيست.« پاسخ مفصل اين سخنان سستبنياد وي از طرف آموزگاران در همان سال 92 و در رسانهها داده شد و نيازي به پاسخگويي ديگربار نيست. هماكنون سخن اين است كه آيا سحرخيز متوجه اين نكته ساده نيست كه در اين روزگار رسانه و گردش اطالعات، نميتواند سخني را چهار سال پيش بگويد و هماكنون بيايد در تلويزيون، با چرخشي 180 درجهاي هر چه را پيش از اين گفته رد و شروع كند به انتقاد كه چرا مثال حقوق معلمان پايين است؟ نكته شگفتانگيز اين است كه دولت دهم، دولتي بود كه در فرستادن هر چه بيشتر آموزگاران به زير خط فقر، زبانزد است. در همان سالي كه سحرخيز از تورم 40 درصدي آن سخن ميگويد افزايش حقوق ساالنه معلمان حدود02 درصد بود و نه از س//حرخيز و نه از هيچ يك از كارگزاران فرادست آن زمان آموزش و پرورش هيچ صداي اعتراضي برنخاست كه چرا بايد هر سال قدرت خريد آموزگاران كشور را اينچنين كاهش داد؟ در پايان بايد بگويم كه درباره رفتارها و سخنان و مواضع ناهمساز ابراهيم سحرخيز، در زمينههاي گوناگون، بحث بسيار است تنها نكتهاي كه بد نيست به روشني و در خطاب به وي گفته شود اين است كه زمانه بازي با شعور فرهنگيان گذشته است.

* عضو کانون صنفي معلمان استان تهران

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.