همیشه دير است

Jahan e-Sanat - - News -

دير آمدی من میروم بدرود بدرود بر سبزههای خيس چشمت زير باران پا میگذارم سرد و مغرور بی آنكه رويم را بگردانم ز نفرت تا جای پای خسته خود را ببينم دير آمدی، من شاعری بد سرنوشتم مردی كه در دنيای او همواره دير است من سالها دنبال يك پل گشته بودم تا سينهخيز خود را بدان سويش كشانم يك روز پل را يافتم پل بود، اما آن سوی پل ديگر برای من در آن روز بيهوده چون اين سوی پل بود

منشيزاده شعر را عاملي ميداند رو در روي ظلم و استبداد. او معتقد است شرافت باقيمانده از دنيا به دليل حضور شاعران است.

»اگر شاعران نبودند احمقها و ظالمها همين قدر شرافت ه//م كه مانده اس//ت، برده بودند. االن يك//ي از كانديداهاي رياستجمهوري در آمريكا غيرشرافتمندانهترين كارهاي دنيا را وعده ميدهد كه انجام دهد و تعجب اين است كه عده زيادي همين كارها را دوست دارند. چون دموكراسي، حكومت عقل متوسطمايلبهنازلاستوفرمولآن است يعني15 رايبر94 رايميچربدوچونتعدادآدمهايخيلي كمسنوسالوخلوضعبيشترازآدمهايعاقلاستهميشه حكومت دست آدمهاي متوسط است و همين كه دنيا در اين حد است؛ بازهم جاي شگفتي است چون با اين زمامداران بايد دنياازاينهمبدترباشد.دنيايمورچههاوزنبورعسلراببينيد و دنياي خودتان را هم ببينيد. من چند روز پيش ديدم كه تلويزيونآقاييرايكياز051 نفردانشمندناسامعرفيميكرد وچنينو پيشخودمفكركردميااينيكياز051 نفر نيست يا تعداد اين افراد 150 نفر نيست اصال 150 نفر قرار نيست دانشمند باشند؛ مگر هندوانه است؟ در همان زمان ديدمكهاينآقاصحبتميكنند!!ونميدانستكهسالنوري مربوط به زمان نيست و مربوط به مكان است. براي تلويزيون چه فرق ميكند كه مكان درست است يا زمان چراكه براي عوام فرقي ندارد كه حرفي را افالطون زده باشد يا يك دالل. همانطور كه براي كرمها چه فرق ميكند كه اينش//تين را بخورند يا شعبان بيمخ را. تازه اگر كرمها عقلي داشته باشند بايد بدانند كه شعبان بي مخ چاق و چله تر است.« از منش//يزاده شعرهاي بس//ياري به يادگار مانده است. مجموعه آثار او در كتابهاي »س//فرنامه مرد ماليخوليايي رنگپريده«، »يك ش//عر بلند«، »قرمزتر از سفيد«، »گزيده اشعار« و كتاب »حافظ حافظ« براي دوست دارانش به يادگار مانده است. او شعر را محترم ميشمرد و برايش ارزش قائل بود. هيچگاه در برابر اتفاقات اطرافش سكوت نكرد و در برابر انسان خودش را مسوول ميدانست. شعر »بعد پنجم, آزادي« شعري به يادگار مانده از منشيزاده است. دايره در اثبات تساوي شعاعهاي خود برگرد مركز خود خم مانده است تا كي ميتوان شعاعهاي دايره را به پيروي از يكديگر محكومكرد انعكاسصدايزنجيرها تصوير سرود آزادي را در آئينه چشمهاي من ميشكند انتظار آزادي چندان غمانگيز است كه حكاكي اعالميه حقوق بشر بر ديوار كورههاي آدمي سوزي چراكه انسان آزاد بهدنيانميآيد كه آزاد زندگيكند كه آزاد بميرد انساندايرهغمانگيزيست كه تكرار ميشود

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.