انتقاد از روحاني؛ ابزار سياسي یا هدف خيرخواهانه

Jahan e-Sanat - - صفحه اول - ادامه یادداشت omid.pouraziz@gmail.com

... ظاهرا مباح بدل ش//ده است و طيف منتقدان از داخل تا خارج، از اصولگراي سنتي تا اصولگراي تندرو، از مدعيان تحريم انتخابات تا دوآتشههاي طرفدار نظام را دربر ميگيرد. البته ذات اين مساله كه بتوان مسوولي را اينچنينآزادانهبهبادانتقادگرفتبايدبهفالنيكگرفته شودوآنراازنشانههايارتقايسطحدموكراسيخواهي در كشور قلمداد كرد ولي مساله اساسي اين است كه عمومادردورانپرشوروهيجانانتخاباتياغلبانتقادهاو موضعگيريهاشكلاحساسيبهخودميگيردومعموال براساس حب و بغضها جهتگيري ميشود. بنابراين برخالف ژستهاي اصالحگرايانه و به اصطالح مردمي منتقدان پرهياهو، عموما انتقادها در چنين موقعيتي كاربرد سياسي و انتخاباتي داشته و چندان موثر واقع نميشود. بهعنوان نمونه مساله اشتغال كه اين روزها واژه پركاربرد همه منتقدان دولت فعلي ش//ده است، مسالهاي به غايت پيچيده و چالشبرانگيز است و از ابعاد متعددي بايد به آن پرداخته شود و مسلما بهراحتي و دركوتاهمدتتوسطهيچمديروسياستمداريقابلحل نيست.سايرمواردديگرنيزهمچونمقولهاشتغالحقيقتا مسايليمبسوطوپيچيدهاستوباشعارهايانتخاباتيو تخريبهاي رگباري راه به جايي نميبرند.

البته هدف از منطق ذكرشده اين نيست كه دولت روحاني يك دولت ايدهآل بوده و هيچ كم و كاستي ندارد بلكهاتفاقابنابهنظرشخصينگارندهدولتروحانيكامال يكدولتمتوسطاستوكارنامهچهارسالهاشنيزبسيار جاي بحث و نقادي دارد. ولي نكته طاليي اينجاست كه واقعا هدفمان از نقادي چيس//ت، اگر به دنبال بهبود مستمر امور و اميدواري نسبت به آينده كشور هستيم، مسلما نقدها بايد در يك فضاي سازنده، معقول و البته در سطوح تخصصي مطرح شود. ولي اگر هدف از نقادي اساسا حذف رقيب و باز كردن عرصه براي خود است كه آنگاه ماجرا فرق ميكند و بايد با ترديد بيشتري به ايننقاديهانگريست.البتهبعضانقاديهاناگزيربهنوعي اظهارفضلوكسبجايگاهوپايگاهقدرتوسياستبدل ميشود كه بازهم بايد در تشخيص آنها حساسيت الزم را بهخرج داد.با توصيفات فوق ميتوان به يك استدالل منطقي اتكا كرد كه عبارت است از اينكه يا نيتمان از نقدهايتندوتيز،تغييرساختارهايموجوداستيااينكه بهدنبال ارتقا و اصالح رويهها در قالب همين ساختارها هستيم.در باب تغيير ساختارها بايد به اين نكته توجه داشت كه در حد ظرفيتهاي موجود كشور امروزه تغيير ساختارها يا در چارچوب گفتمان اصالحطلبي يا ذيل گفتمان اصولگرايي امكان تحقق دارد. هرگونه تصور ديگري غير از اين دو حداقل در شرايط كنوني ام//كان تحقق عين//ي و پايداري را ن//دارد. حال اگر تغيير ساختار در دولت فعلي در چارچوب گفتمان اصالحطلبي مدنظر باشد كه با توجه به تجربههاي تلخ گذشته و بلوغ فكري و اجماعي كه در چند سال اخير در غالب صاحبنظران اين گفتمان حاكم شده است، هيچ بديل جايگزين و قدرتمندتري در شرايط فعلي جز شخص روحاني خروجي اين طيف نبوده اس//ت. اما در طرف ديگر ماجراي تغيير س//اختارها گفتمان اصولگرايي خودنمايي ميكند؛ گفتماني كه خود مثنوي هفتاد من اس//ت ولي بهصورت خالصه و كلي ميتوان اش//اره كرد كه اين گفتمان با وجود مدعيان متكثرش تفاوت چنداني با هم ندارند و با مرور تاريخ نماد آنها را بهصورت مبسوط در مجالس چهارم، هفتم، هش//تم، نهم و همينطور تا حدي دولت اول هاشميرفسنجاني و حتي دولت دوم او و بيترديد در دو دولت ميتوان مشاهده كرد. همينطور بسياري از نهادهاي غيرانتخابي ديگر نيز عمال سابقه اصولگرايي داشته و مردم به عينه ميتوانند از صدر تا ذيل اين گفتمان را در مرور سالهاي گذشته مشاهده كنند. بنابراين با آگاهي و تحليل تمام س//وابق گذش//ته و ماهيت فكري افراد ميتوان يقين داشت كه از كوزه همان برون تراود كه در اوست. بنابراين در باب تغيير س//اختارها عمال ما انتخابي جز دو گفتمان حاضر در صحنه سياسي كشور يعني اصالحطلبي يا اصولگرايي نداريم. اگر مراد، كماكان استمرار هدفمند گفتمان رو به رشد اصالحطلبي باشد كه بيترديد با اجماع قطعي صاحبنظرانفعلياينگفتمانگزينهديگريجزروحاني نميتوانمتصوربودولياگرتبعيتازگفتماناصولگرايي باآنسابقهتاريخيمدنظرباشدكهاساساهيچترديدي در سناريوي عبور از روحاني نميتوان داشت.

حال چنانچه جنبه ديگري از نيات نقادي مبني بر بهبود روزافزون امور و اصالح بسياري از رويهها در دولت روحانينيزمدنظرباشدباتوجهبهجوايجادشدهبهشدت سياستزده و هدفمند توسط طيف گسترده و داراي امكانات اصولگرايي، اينگونه موضعگيري عمال مشتبه شده و آب در آسياب اصولگرايان ميريزد. جامعه ايران اساسا بهداليل متعدد نسبت به سياستمداران و اعمال آنها بدبين اس//ت و با كوچكترين تلنگرها متاسفانه بدبينانهترين سناريوها را در ذهنش بازسازي ميكند، دقيقا همان اتفاقي كه براي شخص هاشميرفسنجاني درسال48 تكرارشد.هرچندبهمرورزمانشخصيت هاشميرفسنجاني در وجدان قضاوتگر جامعه تبرئه ش//د ولي در اصل اين ديگر نوش//دارويي پس از مرگ سهراب بود و دولتهاي نهم و دهم بهخاطر بسياري از موضعگيريهاي نسنجيده افرادي در دوران اصالحات نسبت به هاشميرفسنجاني بر ملت ايران تحميل شد. اكنون نيز شايد نيات بسياري نسبت به موضع انتقاد از روحاني اساس//ا مغرضانه نباشد ولي در واقع آنچه از عملكردومواضعمامنبعثميشوداهميتداردنهنيات و خيرخواهيهاي به اصطالح دلسوزانه ما.

بنابراين با عنايت به تمام اس//تداللهاي فوق و با مطالعه دقيق و موشكافانه وضعيت چند سال اخير دو كش//ور خاورميانهاي سوريه و مصر كه هر كدام جاي بحث و تحليل فراواني دارد، ميتوان با اطميناني قريب بهيقينبهايننتيجهرسيدكهدرچارچوباصالحطلبي و مطالبه واقعي منافع ملي، تداوم دولت روحاني بهترين گزينه پيش روي ايرانيان در شرايط فعلي خواهد بود و هرگونه ترديد و ايجاد دوگانگي در جامعه نسبت به اين موضوع تبعاتي جبرانناپذير و خسرانآفريني براي آينده دموكراس//يخواهي ايران خواهد داشت. بهنظر ميرس//د اگر موج انتقادها و مطالبهگريهاي بحق از دولت روحاني را به بعد از انتخاب شدن مجدد او موكول كنيم يك نشانه درخشان در تاريخ بلوغ سياسي مردم ايران و دموكراسيخواهي مستمر رقم خواهد خورد و ميتواند نمونهاي ارزشمند براي تمام كشورهاي منطقه نيز محسوب شود حتي نشان دادن تمايل و همراهي عمومي مردمي با دولت او براي ريشهكن كردن بسياري از معضالت كالن كشور نيز ميتواند به بعد از هياهوهاي انتخاباتي موكول ش//ده و بيجهت بر حساسيتها و بهانهجوييهاافزودهنشود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.