همزمانی انتخابات ریاستجمهوری با نمایشگاه کتاب؛ سیاست در آینه خاطرات

Jahan e-Sanat - - News -

محم/د تاج الدین -نمایش//گاه کتاب در آوار اخبار انتخابات ریاس//تجمهوری مدفون ش//ده اس//ت. در حالی که چند روز تا ش//روع مهمترین رویداد ادبیات ایران مانده، خبرهای این نمایشگاه آنطور که باید و شاید مورد توجه مس//ووالن و خبرگزاریها نیس//ت. بسیاری از ناشران و نویس//ندگان در سالهای گذشته با نوع برگزاری این نمایشگاه و امکانات آن مخالف بودند. جابهجایی محل برگزاری از مصلی به شهر آفتاب نیز نتوانس//ت دردی از دستاندرکاران نشر دوا کند.

در ای//ن فض//ا یعن//ی همزمان//ی انتخابات ریاستجمهوری و نمایش//گاه کتاب، فرصتی اس//ت تا به کتابهای سیاس//ی تاری//خ ایران بپردازیم؛ کتابهایی که توسط سیاستمداران نوشته شده است.

خاطرهنویسی سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم رون//ق بیش//تری پیدا ک//رد. در ایران نیز همزمان روزنگاریها باب شد و توانست جایی بین سیاسیون پیدا کند. هرچند اگر به عقبتر بازگردیم، در مییابیم خاطرهنویسی در دوران قاجار نیز رواج داشته است. ناصرالدین شاه که 50 سال در ایران سلطنت کرد، خاطرات مفصلی به رشته تحریر درآورده که اعظم آن مربوط به سفرهای خارجی است. در این گزارش نگاهی داریم به مهمترین خاطرهنگاریهای سیاسیون ای//ران؛ کلماتی که هم میتواند ش//رح ماوقع رویدادهای سیاس//ی معاصر را بازگو کند و هم منبعی باشد برای تحلیل و تفسیر اتفاقات رخ داده در سیاست ایران.

خاط/رات آی/تاهلل هاش/می، اث/ری ماندگار

از بی//ن سیاس//تمداران معاص//ر ایران//ی، خاطرهنویس//ی آیتاهلل هاشمی مش//هورتر از باقی اس//ت. او حتی یک روز را هم از دس//ت نداده اس//ت. خاطرات هاشمی در چند جلد به چاپ رسیده و در اختیار عالقه مندان است. او انگی//زهاش را از نگارش این خاطرات عالقه به نویس//ندگی عنوان داشته است. اولین جلد از خاطرات آیتاهلل هاشمی اواسط دهه هفتاد به چاپ رسید و شش بار تجدید چاپ شد. تعدادی از خاطرات روزانه او نیز بنا بر مس//ایل امنیتی امکان چاپ ندارد.

بعد از فوت آیتاهلل، محسنهاش//می پسر ب//زرگ او از جمعآوری خاطرات چاپ نش//ده پدرش سخن گفت. در زیر بخشی از خاطرات هاشمی در دوران شاهنشاهی را میخوانیم:

»به اتف//اق آقای خامنهای- صبحانه رفتیم من//زل آقای قدوس//ی. این آقا ه//م آنجا بود. نشس//تیم تا ظهر با او بح//ث کردیم تا قانعش کنی//م برای ادامه مبارزه. آخرش هم گفت من این مبارزه را حرام میدانم! به جامعه مدرسین هم گفتهام، مبارزه با ش//اه حرام اس//ت! آقای خامنهای از او پرس//یدند: دلیلت چیه؟ آن آقا در ج//واب گفته بود: مبارزهای که مجاهدین و چپیها در آن باشند، حرام است! آقای خامنهای هم به تلخی به او گفت: اگر اهل مبارزه نیستی، خب مب//ارزه نکن ولی الاقل مب//ارزه را با این حرفه//ا خراب نکن! آقای هاش//می در ادامه میگوید: رهبری از س//ال 46 تا سال 57 با آن آقا یک کلمه هم حرف نزد.« حسنروحانیوخاطراتهستهای حس//ن روحانی نیز مانند آیتاهلل هاشمی دستی بر خاطرهنویسی دارد. از او دو کتاب در این باره به چاپ رسیده است. کتاب اول مربوط است به خاطرات سالهای انقالب و کتاب دوم مربوط اس//ت به مذاکرات هس//تهای در اواخر دولت سید محمد خاتمی.

حسن روحانی که آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود وظیفه گفتوگو با اروپاییها بر سر پرونده هستهای ایران را بر عهده داشت. او در این کتاب، خاطرات خود از مسایل و حوادث به وجود آمده در 678 روز مس//وولیت خود و همکارانش 1382/7/14) تا (1384/5/24 حول موضوع انرژی هس//تهای ایران و چالشهای به وجود آمده توسط کشورهای غربی به خصوص آمریکا و س//ه کش//ور اروپایی فرانس//ه، آلمان و بریتانی//ا را بی//ان میکن//د. در این کتاب به تاریخچه فناوری هس//تهای در کشور و فرایند دستیابی کشور به چرخه سوخت هستهای نیز پرداخته شده است.

این اثر اولین کتابی اس//ت که توسط یکی از مسووالن ارشد ایران نگارش شده که زمانی ریاس//ت تیم مذاکرهکننده هستهای را برعهده داشته است. درباره موضوع هستهای ایران، کتب دیگری همچون کتاب خاطرات محمد البرادعی )دبیر کل وقت آژانس بینالمللی انرژی اتمی(، کتاب خاطرات یوشکا فیشر )وزیر خارجه وقت آلمان(، کتاب خاطرات جک استراو )وزیر خارجه وقت بریتانیا( و کتاب خاطرات حسین موسویان )از اعضای اسبق تیم مذاکرهکننده هستهای( نیز منتشر شده است. در بخشی از این کتاب میخوانیم: »در تاریخ 1384/5/18 قرار بود در آژانس، جلسه اضطراری شورای حکام تشکیل شود؛ آقای احمدینژاد دو روز قبل از آن (1384/5/16) به من زنگ زدند و خواستند مالقاتی با هم داشته باشیم و لذا به ریاستجمهوری رفتم.

در آن مالقات بحث ما عمدتا پیرامون مساله هستهای و اجالس آتی شورای حکام بود. ایشان گفتند چرا آژانس میخواهد جلسه فوقالعاده تشکیل دهد؟ گفتم میخواهند مساله راهاندازی اصفهان را بررسی کنند. گفتند آژانس حق ندارد چنین کاری بکند، چون ما کار خالفی نکردهایم، خوب اس//ت با البرادعی تلفنی صحبت کنید. گفتم اینطور نیست که مدیرکل همهکاره باشد، اعضای شورای حکام آژانس، سفرای 35 کشور هستند که بر اساس گزارش مدیرکل تصمیم میگیرند. بعد بحث شد که آژانس تحت نفوذ غرب اس//ت. پرس//یدند چرا آژانس تحت نفوذ آنهاست؟ گفتم برای اینکه هم بیشتر بودجه آژانس را آنها میدهند و هم بر اکثر کشورهای عضو نفوذ دارند.

]آقای احمدینژاد[ گفت: هزینههای آژانس در سال چقدر است؟ گفتم نمیدانم. مثال چند صدمیلی//ون دالر. گفتند ش//ما همین حاال به البرادعی زنگ بزنی//د و بگویید ما کل مخارج آژان//س را پرداخت میکنیم. گفتم اوال آژانس نمیتوان//د بپذیرد، چون ب//رای مخارج آژانس و بودج//ه آن، مقررات//ی وج//ود دارد و ثانیا ما همچنین اختی//اری نداریم چون اگر بخواهیم بهجای//ی کمک بالعوض کنی//م، مجلس باید تصویب کند. ]آقای احمدینژاد[ گفتند: من به ش//ما میگویم، شما چهکار دارید! گفتم روش کاری من اینطور نیس//ت و من چنین کاری نمیکنم. اگر اصرار دارید، خودتان با البرادعی صحبت کنید. در ادامه گفتم شما مرا خواستید تا به من چنین توصیهای بکنید یا مسایل مربوط به هستهای را از من بپرسید؟! گفتند من نظرم را به شما میگویم. گفتم فکر کردم مرا خواستهاید تا به شما مشورت بدهم. اگر میخواهید چنین دستوراتی را بدون مشورت و تصویب در جلسه سران بدهید، خوب است زودتر دبیر جدیدی را منصوب کنید و این دستورات را به او بدهید و با او خداحافظی کردم. پس از پایان این مالقات، تلفن//ی با آقای علی الریجانی صحبت کردم و گفتم ظاهرا باید زودتر خودتان را آماده کنید و دبیرخانه را تحویل بگیرید.« ظهوروسقوطسلطنتپهلوی حس//ین فردوس//ت از نزدیکان محمدرضا پهلوی بود. ارتش//بدی ک//ه از کودکی در کنار ش//اه بزرگ ش//د. او از معدود افراد نزدیک به خاندان پهلوی است که بعد از انقالب در ایران ماند و سر آخر در سال 1362 دستگیر شد. او به مدت چهار سال در بازداشت بود و مشغول ن//گارش خاطرات//ش. کتاب فردوس//ت منبع مناسبی برای شناخت مناسبات قدرت در زمان پهلوی دوم است. در بخشی از کتاب فردوست میخوانیم: »من از ورود هایزر اطالع نداشتم و محمدرضا نیز اطالعی نداشت. تنها بعدها بود که از طریق گارد شنیدم بدرهای به محمدرضا اطالع داده که هایزر 20 روز است که در تهران است. محمدرضا تلفنی از س//ولیوان سفیر آمریکا گله میکند و فردای آن روز، سولیوان و هایزر به اتفاق هم به دیدار محمدرضا میروند. ماجرای این مالقات را بدرهای به اطالعم رساند. او گفت که در این مالقات، هایزر بدون معذرتخواهی از تاخیر خبر ورود خود، کار را خرابتر میکند و از محمدرضا میپرسد: اینکه شنیدهام به استراحت میروید، آیا صحیح اس//ت و تاریخ خروج محمدرضا را میپرس//د. محمدرضا پاسخ میدهد: این یک امر شخصی است و هر موقع الزم دانستم از این مرخصی استفاده میکنم. [...] اما پس از گذشت یک ماه از حضور هایزر در ایران، خبرگزاریهای رویتر و آسوشیتدپرس اعالم میکنند که معاون فرمانده سازمان پیمان آتالنتیک شمالی، ایران را ترک کرد. آنها گفتند هدف از سفر ژنرال هایزر به ای//ران و اقامت طوالنیاش در این کش//ور، ترغیب نظامیان ایران به حمایت از دولت شاپور بختیار بوده است.« فروغی،مردسیاستوفرهنگ محمدعلی فروغی از تاثیرگذارترین چهرههای سیاسی تاریخ معاصر ایران است. رد فروغی را میت//وان در رخدادهای سیاس//ی و اجتماعی متعددی جست و جو کرد. این تاثیرگذاری از دوران قاجار ش//روع شد و تا زمان پهلوی دوم ادامه داشت.

فروغی عالوه بر سیاس//ت ب//ه فرهنگ نیز عالق//های وافر داش//ت. ع//دهای او را بیش//تر از سیاس//تمدار به عنوان ادیب میشناس//ند. یادداش//تهای روزان//ه محمدعل//ی فروغی از کنفرانس صلح پاریس کتابی جذاب اس//ت که در چند سال گذش//ته خوانندگان بسیاری به سراغش رفتهاند.

یادداش//تهای روزانه محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس، حاصل گردآوری شش دفترچه از یادداشتهای روزانه فروغی یا همان ذکاءالملک است که در فاصله زمانی 25 آذر 1297 تا 19 مرداد 1299 نوش//ته شده و پس از مطالعه توسط بنیاد ایرج افشار با کوشش محمد افشینوفایی و پژمان فیروزبخش آماده انتشار شده است.

فروغی ک//ه به عنوان یکی از اعضای هیات اعزام//ی ایران برای ش//رکت در این کنفرانس عازم پاریس شده بود، توانسته با استفاده از نگاه تیزبین خود به خوبی شرایط نمایندگان اعزامی ایران در این کنفرانس و وضعیت مدیریت داخلی کش//ور بعد از پایان جنگجهانی اول و حضور اش//غالگران روس و انگلیسی در خاک ایران را نمایش دهد. در بخشی از این کتاب میخوانیم: »صبح مشغول کار بودیم. مشاورالممالک ]رییس اصلی هیات اعزامی ایران به پاریس[ حکایت مالقات خود را با مسیو گو نقل کرد. گفته بود دولتهای بیطرف را در کنفرانس راه نمیدهند اما در مجمع ملل خواهید بود و در کارهای ایران هم یقین داش//ته باش//ید که بدون اس//تماع حرفهای شما تصمیمی نخواهند کرد. کاغذی از عالءالسطنه رسیده بود که من در لندن با انگلیسیها حرف زدهام و وع//ده دادهاند ک//ه در قبول عضویت ایران مس//اعدت بکنند. ممتازالسطنه از این جهت کاری نکرده و همی//ن که جواب دادهاند که دول بیطرف قبول نمیشوند، قانع شده است. عالءالس//طنه در باب رفتن مش//اور به لندن هم نوش//ته بود که اگ//ر میل دارید باید قبال اینج//ا زمینه را مهیا کنم. اگرچه رجال مهم در پاریساند اما این دیدن هم مفید اس//ت. قرار ش//د بعد از آمدن عالءالسطنه به پاریس حضورا قراری داده ش//ود.

بع//د از ظهر به لوور رفته عصا و اس//فنج و پیرهن خریدم و قدری گردش کرده مراجعت نمودم. بعد از ش//ام به تئاتر سارا برنار ]یکی از بازیگ//ران تئاتر فرانس//ه در آن دوران[ رفتیم. چندان خوب بازی نمیکردند.« قوامالسلطنهوخاطراتروسها نام قوامالسلطنه با جنگهای ایران و روس گره خورده اس//ت؛ سیاستمداری که بسیاری نقش او را در آن زمان به نفع ایران میدانند و بسیاری دیگر نظر دیگری دارند. کتاب خاطرات قوامالسلطنه که توسط انتشارات معین به چاپ رسیده شرح ماوقع مالقات نمایندگان ایران و روسیه است. در بخشی از این کتاب میخوانیم: »عصر روز دوم اسفند 1324 بنا به دعوتی که از جانب استالین به عمل آمده بود به تنهایی به مالقات ژنرالیسم استالین به کاخ کرملین رفتم ولی این مالقات اثر بس//یار نامطلوبی در من بر جای گذاش//ت و شاید اعتمادم را در صداقت و صمیمیت روسها نسبت به ایران متزلزل یافتم. من با نیتی پاک و ضمیری روشن برای حل و فصل قضیه ایران به مسکو رفته بودم و انتظار داش//تم در مالقاتهایی که با س//ران شوروی دست میدهد، آنها با نخستوزیری چون من که در روابط بینالمللی استقالل دارد و از سیاست خاصی متابعت نمیکند، با روش//ی دوستانه و مساعد وارد بحث و مذاکره شوند. لیکن استالین در نخستین مالقات آمرانه و تحکمآمیز سخن گفت و این کامال مخالف انتظار و توقع من بود، خاصه اینکه هرگز حاضر نمیش//دم با رییس دولت کش//وری دیگر، هرچقدر هم که بزرگ و مقتدر باش//د، جز با رعای//ت احترام متقابل مجالس//ت و گفتوگو کنم. در همان جلس//ه اول اس//تالین عالوه بر آنکه ب//ا صراحت تمام اعطای امتیاز نفت ش//مال را به مدت 50 سال خواستار شد، در جواب سوال من درباره تاریخ تخلیه ایران از قوای سرخ پاسخ صریحی نداد و آن را منوط به فرا رس//یدن زمان مناسب کرد. دریافتم که اعتمادم نسبت به سیاست روسها و حس//ن نیت ایشان تا حدی اشتباهآمیز بوده است و در همان لحظه از آمدن به مسکو برای مذاک//ره با روسها، در دل احس//اس ندامت و پشیمانی کردم.« سیدضیامرداولکودتا کودت//ای 1299 دو بال داش//ت. رضا پهلوی و س//یدضیا طباطبایی. بسیاری طباطبایی را به عنوان اولین سیاستمدار تماما پوپولیست ایرانی میشناسند. کس//ی که نقشی تعیینکننده در کودتای رضاش//اه داشت و همانقدر که سریع پا به عرصه سیاست گذاشته بود همانقدر هم سریع محو ش//د. کتاب منتس//ب به سیدضیا از خالل گفتوگوهای دکتر صدرالدین الهی با او به نگارش در آمده است. در بخشی از این کتاب میخوانیم:

»آقا به نظرتان نمیآید که در اقدامات اولیه حکومت، شبیه فاشیستها عمل کردهاید، نه شبیه سوسیالیستها؟

فاشیس//م زاییده تحقیر مل//ی ایتالیائیها ب//ود. روزی ک//ه من کودت//ا کردم، ای//ران در تحقیرآمیزترین لحظات تاریخی خود به س//ر میبرد. رجال ما برای خوابیدن بغل زنهایشان از خارجی اجازه میگرفتند. اگر قیام علیه تحقیر خارجی فاشیسم است، بله من فاشیست بودم.

در س//رم بود که یک حکومت ملی مقتدر متک//ی به قدرت نظامی ملی به وجود بیاورم و خودم بشوم رییسالوزرا. بشوم دیکتاتور. مثل موسولینی؟ ها، بارکاهلل، احسنت!«

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.