ايستادگيمقابلتحجر

Jahan e-Sanat - - News - سینمای جهان

وقايع س//ال 56 تا 57 س//ريعترين حوادث اجتماعي و سياسي ايران معاصر است. طي يك سال حكومت پهلوي با تمام بنيهاش از پا درآمد و انقالب اسالمي به پيروزي رسيد. اين پيروزي حتي براي خود مبارزان نيز شگفتآور بود. سرعت ح//وادث به ح//دي بود ك//ه انقالبيون و تاثيرگ//ذاران جري//ان نيز وقتي براي تبيين همه مسايل ايران بعد از انقالب پيدا نكرده بودند. از جمله اين مس//ايل ميتوان به هنر اشاره كرد.

س//ينما، موس//يقي، نقاش//ي و مجسمهس//ازي ...و تكليفشان روشن نبود. بسياري از افرادي كه در زبان عامه به عنوان متحجر ش//ناخته ميشدند، ميخواستند همه چيز تعطيل شود. آنها سينمارامعضلميدانستندوباموسيقي مخالف بودند. در آن شرايط صحبتهاي ام//ام خميني در دفاع از س//ينما براي هنرمندان اميدواركنن//ده بود. امام كه هميشه مقابل تحجر ايستادگي ميكرد در اين قضيه نيز دست هنرمندان را باز گذاشت و به دفاع از آنان پرداخت.

سينماي قبل از انقالب اگرچه براي مردم خاطرهانگيز ب//ود اما جريان تازه، فضايي نو در هنر هفتم به وجود آورد و هنوز نيز مورد قبول هنردوستان است. عليرضا داوودنژاد از جمله سينماگراني است كه قبل از انقالب نيز فعاليت هنري داشته و فيلم ساخته است. او شرايط آن روزها را اينط//ور تعريف ميكند: »در روزهاي انقالب گاهي بعضي بچههاي سينما در استوديو »فيلمكار« مرحوم روبيك منصوري كه استاد و پيشكسوت صداگذاري و ميكس بود- و مخصوصا در انتخاب موسيقي متن براي فيلمها تبحري خاص و پرآوازه داش//ت- جمع ميشديم و در شرايط تعطيلي سينما و بيكاري بچهها درباره ديدهها و شنيدهها و وقايع و اخبار روز صحبت ميكرديم.

آن روزها خبري از اينترنت، موبايل، تلگرام و اين حرفها نبود و منابع خبري و تحليل//ي ما منحصر بود به راديوهاي خارجي كه به زحمت گرفته ميشد و شبنامههاومخصوصااعالميههاوكاست سخنرانيهايامام)ره(كهازنجفميآمد و در ايران تكثير ميشد.

مرحوم »واروژ« كه همكار و شريك قديمي »روبيك« بود و گرايش سياسي و انقالبي هم داشت، گاهي ما را به سالن ميكسي كه در زيرزمين »فيلمكار« بود، ميبرد و كاست نوار سخنراني امام)ره( را كه بين مردم دست به دست ميشد و معموال صداي خوبي هم نداش//ت با كيفيت بهتر از بلندگوي بزرگي كه زير پرده نمايش نصب بود، پخش ميكرد و ب//ه دنب//ال آن بح//ث و گفتوگو و اظهارنظرها شروع ميشد.

خبره//اي نگرانكننده ك//م نبود و هرچه روزها بيشتر ميگذشت، نگرانيها مخصوصا نسبت به آينده سينما بيشتر باال ميگرفت. آتش زدن بعضي سينماها نگرانيها را به اوج ميرس//اند و به اين تصور دامن ميزد كه با پيروزي انقالب، سينما در ايران نابود خواهد شد.

من هم كه مثل خيليها از سانسور دل خوش//ي نداش//تم و آن را در كنار واردات بيدر و پيكر فيلم خارجي، عامل ترويج كپيب//رداري و دور افتادن فيلم ايراني از مسايل مبتالبه و جاري زندگي ايراني تلقي ميكردم و سقوط تدريجي جريان توليد را از صد فيلم در سال به11 فيلمدرسال65 ناشيازهميندوعامل يعني سانسور و هجوم واردات ميدانستم و آرزو داش//تم روزي را ببين//م كه تيغ سانسورازگردنفيلمايرانيبرداشتهشود وبهترينسينماهايتهرانوشهرستاناز انحصار نمايش فيلم خارجي بيرون بيايد و در اختيار توليدات داخلي قرار گيرد، با دلشوره تكرار آتشسوزي سالنهاي س//ينما را دنبال و فكر ميكردم مبادا واقعا با پيروزي انقالب توليد و نمايش فيل//م در اي//ران به ط//ور كلي تعطيل ش//ود؟ مخصوصا كه تازه پ//ا به دنياي تهيهكنندگي گذاشته بودم و صاحب دو فيلم اكراننشده بودم كه همهدار و ندارم بود و بابت تهيه آنها زير بار بدهكاري هم رفته بودم. شايد به همين دليل بود كه با وجود نگرانيها سعي ميكردم به دل خ//ود بد راه نده//م و از انقالب و آينده نااميد نشوم و در گفتوگوها و مباحثي كه درميگرفت، جانب مثبتانديشي و اميد را رها نكنم.

به ي//اد دارم روزي در »فيلمكار« با روبيك و واروژ صحبت ميكرديم و طبق معمول بحث از انقالب، آينده و تاثير آن روي سينما بود. روبيك كامال نااميد بود و عقيده داشت كار سينما تمام است و بايد به فكر كار و كاسبي ديگري بود اما من به او دل//داري ميدادم و ميگفتم مطمئن هس//تم كه دوباره س//ينما راه ميافت//د و رون//ق ميگي//رد و روزي را پيشبيني ميكردم كه براي صداگذاري فيلم جديدم به او زنگ ميزنم و سر او آنقدر شلوغ است كه ناچار به من جواب رد خواه//د داد. او البته ناباورانه خنديد و با نااميدي س//ر تكان داد اما از قضاي روزگار سالها بعد اين پيشبيني عينا اتفاق افتاد و من براي صداگذاري فيلمي به او زنگ زدم و او وقت نداش//ت و من اين داستان را يادآوري كردم و حسابي با هم خنديديم.

ام//ا واقعا چه ش//د ك//ه پيشبيني »روبي//ك« درس//ت از كار درنيامد در حالي كه ظاهرا س//ير حوادث و وقايع به درس//تي آن گواهي م//يداد؟ آتش زدن سينماها، تعطيلي اللهزار، مهاجرت چهرههاي مش//هور و محبوب، تشكيل دادگاههايي كه با پيروزي انقالب بسياري خوانندهها و هنرپيشهها و سينماگران ت//رك وطن ناكرده را ب//ه محاكمه فرا ميخوان//د و باالخ//ره ورود بس//ياري نيروهاي افراطي و سختگير مذهبي به عرصههاي تصميمگيري و اجرا همه و همه حكايت از اين داشت كه چشمانداز آينده هنر، موسيقي و مخصوصا سينما در ايران تيره و تار است و آنچه روبيك پيشبيني ميك//رد تنها آينده ممكن براي ماست.

به نظر من آنچ//ه در بعد از انقالب مانع نابودي س//ينما و جري//ان توليد فيلم در ايران ش//د و بعدها به بازسازي زيرساختها و رونق گرفتن اين هنر و صنعت و حرفه منجر ش//د، قبل از هر چيز موضعگيريهاي خود امام خميني )ره( ب//ود. ايش//ان كه معجزه وس//ايل ارتباطجمعي مدرن را از تلگراف، تلفن، رادي//و و تلويزيون و ضبطصوت گرفته تا دستگاههاي تكثير اعالميه و كاست تجربه كرده بود و تاثير انكارناپذير آنها را در اطالعرساني و جريانسازي و بسيج تودهها آزموده بودند و به نقش الهامبخش سينما بهعنوان هنري فراگير و اثرگذار در روزگار نو واقف ش//ده بودند از همان ابتداي ورود به ايران و سخنراني تاريخي در بهشت زهرا موضع خود را در مقابل قشريگري، تحجر و ارتجاع اعالم كردند و گفتند با سينما مخالف نيستند و راديو و تلويزيون و مطبوعات را از مظاهر تمدن ميدانند و وجود آنها را براي رشد ملت و پيشرفت كش//ور ضروري تشخيص ميدهند.«

ايشان بعدها نيز اعالم كردند كه فيلم »گاو« را دي//ده و آن را خوب و آموزنده يافتهاند. اشارههايي كه امام در بعضي از اشعارش به دستگاههاي موسيقي ايراني كرده و همچني//ن توجه مثبتي كه به موسيقي سمفونيك داشتند و در يكي از مصاحبههايشان از آن سخن گفتند، نشان ميداد كه مخالفت ايشان با غرب به معناي مخالفت با تجدد نيس//ت و با پاسخي كه به انتقاد يكي از علما دادند و از مواضع خود درباره موسيقي و مباح شمردن شطرنج دفاع كردند؛ در واقع بر رويكرد مثبت خود به علم، هنر، صنعت و تجدد تاكيد گذاشتند.

ايشان در پاسخ به آن نامه معترض و گاليهآميز نوشت كه »اگر قرار بود مردم اي//ران به حرفهاي امثال ش//ما گوش بدهند، امروز به جاي هواپيما بايد با االغ مسافرت ميكردند!«

امام اگرچه هميشه نگران به قول خودش علماي بالد بود و رعايت شأن و حساسيتهاي آنان را الزم ميشمردند ولي درعين حال با بهانهگيريهايي كه ميتوانست مانع ارتباط مردم با سينما و تلويزيون، صحنه و نمايش شود مقابله ميكردند. بعضيها حتما به ياد دارند ك//ه درباره س//ريال تلويزيوني »پاييز صح//را« كه به دليل نوع پوش//شها صداي بعض//ي از منتقدان مذهبي را درآورده ب//ود- كه ت//ا پيش از انقالب تلويزيون را حرام ميدانستند و آن را به خانهها راه نميدادند- و ميگفتند اين سريال »ريبه« دارد صريحا موضع گرفتند و گفتند »ريبه« در چش//م و نگاه شماست و نه در اين سريال!

ايش//ان كه ميدانستند با شكستن سلطهفيلمخارجيبرفضايسينماهاي كش//ور زمينه پاگرفتن رونق در توليد داخلي فراهم شده است و سوءاستفاده از بهانههاي ش//رعي و اخالقي ميتواند مانع پيشرفت س//ينما در كشور شود، در يك//ي از ديدارها با مس//ووالن كار را تمام كردند و براي هميشه حرف آخر را زدند و با تاكيد بر ضرورت توليد داخلي گفتند كه »حتي بدترين فيلم ايراني از بهترينفيلمخارجيبهتراست!«وبهاين ترتيبحجترابرهمهتمامكردند.همه ميدانستند كه مقصود اين نيست كه فيلم بد ايراني از جهت ارزشهاي هنري و سينمايي از فيلم خوب خارجي بهتر است كه آشكارا مفهوم صحبت اين بود كهنبايدبههيچدليليجريانتوليدفيلم در ايران تضعيف ش//ود و نبايد بار ديگر هجوم فيلم خارج//ي، فضاي ديداريشنيداري كشور را تسخير كند.

ولي امروز آيا دوباره با ماهوارهها و بازار س//ياه نمايش خانگي، فضاي ديداريشنيداري كشور به تسخير فيلم خارجي در نيامده است؟

آيا فقر و بيكاري و انزواي بس//ياري نيروهاي خوشقريح//ه و متخصص و خالق در دنياي هنر و نمايش و سينما حكايت از موفقيت آن جرياني ندارد كه ترجي//ح ميدهد ابتكار عمل در فضاي ديداري- شنيداري كشور همچنان به دست توليدكنندگان خارجي باشد و نه هنرمندانوسينماگرانداخلي؟!وليمن نيز همچنان به دل خود بد راه نميدهم و اميد دارم كه نسلهاي مستعد و تازه در كنار پيشكسوتهاي كاركشته و باتجربه نگذارند بار ديگر سينماي ايران در زير تيغ سانس//ور و رقابتي نابرابر به قهقرا برود و جاي خود را به نمونههاي رسمي و غيررسمي وارداتي بدهد بلكه ضمن اس//تقبال از رقابت منطق//ي و عادالنه، هم//ه توان خود را ب//راي حفظ و رونق و اعتالي سينماي ملي به كار گيرند و تالش كنند بازارها و مخاطبان به تاراج رفته را نيز دوباره به دامان توليد داخلي بازگردانند.«

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.