وقتي ما با قطر ریلیشن می زنیم !

Jahan e-Sanat - - News -

رييس اداره ميراثفرهنگي، صنايعدس//تي و گردش//گري شهرستان گرمسار گفت: بخشهايي از آبانبار نه حصار گرمسار شبانه و توسط عدهاي ناشناس تخريب شده است.

مهوش كمال//ي با اعالم اين خبر بيان كرد: »بخشهايي از آبانبار نه حصار بين ساعت دو تا سه صبح روز جمعه دوازدهم خردادماه توسط عوامل سودجو و فرصتطلب تخريب شد.«

كمالي توضي//ح داد: »اين تخريب در س//اعات غيراداري و تعطيلي انجام شده و به نظر ميرسد عمدي و با دستگاه لودر انجام ش//ده باشد. اين آبانبار كه در حال حاضر 40 درصد آن تخريب شده است، از بناهاي تاريخي سالم و از معدود آبانبارهايي است كه داراي دو بادگير بود.«

او ابراز اميدواري كرد براساس شكواييه تنظيم شده توسط اداره ميراث فرهنگي، عامل يا عامالن تخريب اين آبانبار تاريخي شناسايي شوند.

رييس اداره ميراث فرهنگي، صنايعدس//تي و گردش//گري شهرس//تان گرمس//ار ادامه داد: »آبانبار نه حصار گرمسار به ش//ماره 20245 و در آبانماه 86 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.«

آبانبار ناسار يا همان نه حصار در جنوب قلعه ناسار گرمسار و در مجاورت جاده اصلي به روستا قرار گرفته است. سازنده اين بنا طبق نوشته باالي سردر آبانبار مرحوم سيفاهلل معماريان سمناني است. منبع اصلي، گنبديشكل و آجرپوش است كه بر طاق آجري و ضربي طرفين استوار است.

در دو قسمت منبع اين آبانبار، دو بادگير براي خنك شدن آب زير منبع در نظر گرفته شده است. منبع اصلي اين آبانبار از نظر فيزيكي با ساير آبانبارها در سطح استان متفاوت و در نوع خود بينظير است.

بر اس//اس ماده 564 قانون مجازات اسالمي، هركس بدون اجازه سازمان ميراث فرهنگي و برخالف ضوابط مصوب اعالم شده از سوي سازمان مذكور به مرمت يا تعمير، تغيير، تجديد و توسعه ابنيه يا تزئينات اماكن فرهنگي- تاريخي ثبت شده در فهرست آثار ملي مبادرت كند به حبس از شش ماه تا دو سال و پرداخت خسارات وارده محكوم ميشود.

گ/روه فرهن/گ- نخس//تين گزارش//گر تاريخ فوتب//ال ايران اين روزها حال و روز خوشي ندارد و روز گذشته برخي دوس//تان خانوادگي و نزديكان//ش از م//رگ او خبر داده بودند اما پرستار و پزشك معالجش اين خبر را تكذيب كردند و گفتند با وجود وخيم بودن شرايط جسماني، بهمنش هنوز زنده است.

او كه يك كش//ور ب//ا صدايش، تحليلهاي//ش و نظرات//ش ورزش را ميديدن//د و ميش//نيدند و لذت ميبردند،چندسالياستكهبهعلت بيماريدرمنزلبسترياستوكمتر در ميادين ورزش//ي ديده ميشود. بهمنش نخستين گزارشگري زنده ورزش//ي در راديو را در سال 1337 براي رقابت دووميدان//ي انجام داد، نويس//ندگي را از دي ماه 1330 در مجله ورزشي »نيرو و راستي« شروع كرد. او در سالهاي 1333 تا 1337 در نشريه اميد ايران مينوشت و پس ازآننيزازنويسندگاناصليهفتهنامه كيهانورزشيودنيايورزشبهشمار ميآمد و با نشرياتي همچون روزنامه اطالعات، گلبانگ، روزنامه ري و ايران ورزش//ي نيز همكاري داشت. البته بيشترين فعاليت بهمنش در زمينه ورزش كش//تي بوده است و او چند س//ال دبير و نايبرييس فدراسيون كشتي ايران بود. زندگينامهآقايصدا عط//اءاهلل بهمنش، ورزش//كار، نويس//نده، روزنامهنگار، كارشناس مفسر،تاريخشناسورزشيوگزارشگر حرفهاي فروردين س//ال 1302 در كرمانش//اه ديده به جهان گشود. او نويس//ندگي را از دي ماه 1330 در مجله ورزش//ي »نيرو و راستي« كه توسط منير مهران و منوچهر مهران منتشر ميشد، شروع كرد و همكاري خود با آن نشريه را تا تعطيلي آن در سال 1337 ادامه داد.

بهمن//ش در س//الهاي 1333 ت//ا 1337 در نش//ريه امي//د ايران نيز مينوش//ت و پ//س از آن نيز از نويسندگان اصلي هفتهنامه كيهان ورزشي به شمار ميآمد و با نشرياتي همچون روزنامه اطالعات، گلبانگ، روزنام//ه ري و اي//ران ورزش//ي نيز همكاري داش//ت. بهمنش چندين دوره قهرم//ان دو و ميدان//ي تهران در رشتههاي نيمهاستقامت و دفاع راست تيم فوتبال بانك ملي بوده و در رشتههاي تنيس و كوهنوردي نيز فعاليت كرده است. البته مهمترين عالقهوبيشترينفعاليتبهمنشدر زمينه ورزش كشتي بوده است و او پنجسالدبيرونايبرييسفدراسيون كشتي ايران بود.

او نخس//تين گزارش//گري زنده ورزش//ي در ايران از راديو را در سال 1337 براي رقابت دووميداني ميان تيم ملي ايران و عراق از صداي ايران انجامداد.بهمنشنخستينگزارشگر تاريخ فوتبال ايران نيز هس//ت. او در كنار يكي دو نفر از گزارشگران موفق آن دوران پ//اي ثاب//ت گزارشهاي فوتبالبودوبازيهايمهمتيممليبه او سپرده ميشد. او شجرهنامه نه تنها فوتباليستها كه تمام ورزشكاران را داشت و به راحتي ميتوانست به شما بگويدپاي جهانيبراياولين بار كي و كجا به توپ خورده اس//ت. لحظهاي كه پاي غفور جهاني به توپ خورده شب بوده يا روز !...اي

بهمنشفقطدرگزارشگريفوتبال يدطواليينداشت؛اودردنيايكشتي نيز يك پديده شگفتانگيز بود و به اعتقاد بسياري از كارشناسان هنوز هم كسي نتوانسته جاي او را بگيرد. گزارشهايحيرتانگيزاينگزارشگر دربخشكشتيهايجامهايجهاني و بازيهاي المپيك )هر كدام شش دوره و در طول نزديك به 30 س//ال در پيش از انقالب( و خصوصا گزارش كش//تيهاي مرحوم جهان پهلوان تختي يا عبداهلل موحد را بايد شنيد تا اوج ظرافت، مه//ارت و هيجان را درك كرد.

استاد بهمنش برخي از مسابقات مهم محمدعلي كلي، بوكسور پرآوازه آمريكايي را نيز گزارش ميكرد. اين گزارشها آنچنان اعجابانگيز بود كه مردم را در زمس//تانهاي با دو متر برف وادار ميكرد ساعت پنج صبح بهقهوهخانهياخانههاييكهتلويزيون در آنها وجود داشت، بكشاند.

مردم ايران عاشق بهمنش بودند، به طوري كه وقتي تلويزيون، مسابقه فوتبالي را با صداي گزارشگر ديگري پخش ميكرد و بهمنش همزمان در راديو آن مسابقه را به شكل مستقيم گزارشوتفسيرميكرد،مردمصداي تلويزيونراميبستندتاتصويرتلويزيون را با صداي بهمنش از راديو ببينند. او همچنان كه در گزارشگري راديو و تلويزيون يك فرد خارقالعاده بود، در حرفه روزنامهنگاري نيز چيرهدست بهشمار ميآمد. بهمنش نويسندگي را از ديماه 1330 در مجله ورزشي »نيرووراستي«كهتوسطمنيرمهران و منوچهر مهران منتش//ر ميشد، ش//روع كرد و همكاري خود را با آن نشريه تا هنگام تعطيلي آن در سال 1337 ادامه داد. بهمنش همچنين در س//الهاي 1333 ت//ا 1337 در نش//ريه »اميد ايران« مينوش//ت و پس از آن نيز از نويس//ندگان اصلي »هفتهنامه كيهان ورزشي« بهشمار ميآمدوبانشرياتيهمچون»روزنامه اطالعات«، »گلبانگ«، »روزنامه ري« وتاهميناواسطدهه08 شمسيبا »ايران ورزشي« نيز همكاري داشت. از وي عالوه بر مق//االت، گزارشها و يادداش//تهاي مختلف ورزشي و چندين كتاب ورزشي نيز به يادگار مانده است.

در قس//متي از كت//اب فوتبال، نوشته بهمنش آمده است: »فوتبال م//ا همچون نگارخانهاي اس//ت كه برپاكنندگان آن تصويرهاي زشت و زيب//ا را بر در و ديوار آن آويختهاند و تماشاگران پس از دور زدن و نگاهي سرسري، پي كار خود را ميگيرند تا گشايشنگارخانهديگر.«

اينكتابكهدرس//ال1631 به نگارش درآمده است، افق بلند نگاه او را نش//ان ميدهد ك//ه چگونه با نكتهسنجيوذكاوتبرمسايليدست ميگذارد كه امروز با نام »بداخالقي« گريبان فوتبال ما را گرفته است. در جاي ديگري از اين كتاب آمده است: »اگر هنر بازي با توپ و انس//انيت و ادب و نزاكت را از فوتبال بگيرم چه چيزي باق//ي ميماند؟ هيچي! لگذ زدن به توپ.«

بهمن//ش كه از ديد بس//ياري از بزرگان ورزش ايران به تاريخ مصور ورزش نيز شهرت دارد، درخصوص نحوه آش//نايي و راهياب//ي به حرفه گزارشگري و فعاليت در مطبوعات ورزشي گفته است:

»سال 1337 بدون استاد شروع كردم اما قبل از آن در مطبوعات كار ميكردم. زماني ك//ه در بانك ملي، هافبك راست بودم و با اصول و كليات ورزش آشنايي داشتم هيچ وقت فكر نميكردم روزي ب//ه خانواده بزرگ مطبوعات وارد شوم. مطبوعات قابل احترام است و در هر سطحي باشد، براي روشن شدن جامعه الزم است. مملكت بدون مطبوعات نميشود؟! راستش را بخواهيد اولين مطلبي كه نوشتم در سال 1330 بود كه راجع به جسي اونس بود و در مجله »نيرو و راستي« چاپ شد.« آغاز به كار با يك ضبطصوت استاد بهمنش همچنين درباره ورودش به راديو نقل كرده: »من يك ضبطصوت »جلوس//وي« ايتاليايي خريدهبودم052 تومان.پولنداشتم همهاشرابدهم،قسطيازدفترمجله خريدم. االن هم نگهش داشتهام. يك روز كه كس//ي خانه نبود، در دوران رقابت كشتي بين امامعلي حبيبي و جهانبخت توفيق، من گزارش اين كشتيرانوشتمتابهمطبوعاتبدهم. اما گفتم ببينيم با اين ضبطصوتم چطور ميشود كار كرد. من كه استاد نداشتم. هر چه بود اگر چشمه زالل بود يا گلآلود، خ//ودش بود. اين را من گزارش كردم و بعد گوش دادم. ديدم بد نيست. فقط يك عيب دارد و آن هم اينكه س//روصداي محيط را ندارد. به كس//ي حرفي نزدم، يك روز ضبطصوت//م را برداش//تم و به ورزش//گاه رفتم و گوش//هاي از يك بازي را ضبط كردم. دستگاه ميكس نداشتم. هر دوي اينها را گوش دادم و مقايسه كردم، ديدم كه گزارشم با صدا چگونه اس//ت. اين را بردم سر كالس درس. دبي//ر ما معينيان بود. بعضي از دوستانم به من خنديدند كه اين كيسه مارگيري چيست كه با خودت آوردهاي! اما من گوش ندادم و گزارشمراپخشكردم.دبيرگوشداد و گفت بعد از كالس بيا دفتر. در دفتر به من گفت: هر كس به تو حرفي زد گوش نكن. همان كاري را كه خودت تشخيص دادهاي انجام بده!

بعد همان دبير باعث شد مرا براي اولينبار دعوت كردند كه بازي فوتبال بين ايران و هندوستان را بهطور زنده گزارش كن//م. من رفتم كنار چمن نشس//تم و گزارش ك//ردم. وقتي به راديو برگش//تم از در كه رسيدم، هر كس به من رس//يد، گفت عالي بود، چقدر خوب ب//ود! اما من از اين كار احساس غرور نكردم.«

بهمنش كه با اس//تعداد ذاتي و تس//لط بر ادبيات فارسي به عنوان نويس//نده چيرهدس//ت مطبوعات توانس//ته بود در زم//ان خود به يك گزارشگر ش//ش دانگ تبديل شود درخصوصكاريكگزارشگرميگفت: »من نظر شخصي خودم را ميدهم. يك گزارشگر راديو و تلويزيون بايد نويسندهچيرهدستمطبوعاتباشد. اگر ادبيات مملكتش و قضاوت مردم را دور بريزد و به آن اهميت ندهد و از كنار مسايل فني بدون توجه بگذرد، هيچنميارزد!گزارشگرهايماخيلي زود پرش كردهاند. من راجع به اين مساله صحبت نميكنم، چون يك عده ناراحت ميشوند. گزارشگر بايد ذاتا سريع باشد، اهل مطالعه باشد، حواسش به جهان باش//د، دروغگو نباش//د و البته سياست هم داشته باشد.« االن چي شد؟ چرا اينجوري شد؟ مگه قطر با اونا نبود؟ اينا كه با هم خوب بودن! مگه قطر بد نبود؟ مگه حامي تروريستها نبود؟ مگه با تركيه به داعش اسلحه نميفروختن؟ مگه تو ائتالف عليه حوثيهاي يمن نبود؟ االن قطر با ماست يا ما با قطريم؟ كي به كيه؟ چه اتفاقي توي منطقه افتاده؟ يكي حرف بزنه ببينيم چي شده؟ من يه عمر به قطر به خاطر ائتالف با عربستان بد و بيراه ميگفت//م االن چه جوري ميتونم به چش//م برادري بهش نگاه كنم؟!

اگه به چشم برادري بهش نگاه كنم همه فحشها برميگرده به خودم! چرا انقد سياست بيپدر و مادره! شب ميخوابي صبح پا ميشي ميبيني قطر باهات دوست شده...

فردا صبح پا نشيم ببينيم با عربستان دوست شديم، بعد يه عده از مشهد بلند شن برن به سفارت خودمون توي عربستان حمله كنن اونجا رو آتيش بزنن؟؟! قاليباف از روحاني حمايت نكنه؟! ش//جريان و كيهان كلهر و حس//ين عليزاده نرن با آقاي رييسي ديدار كنن؟! روحاني نره به ديدار تتلو؟! آقاي جليلي مچبند بنفش نبنده به دستش؟! حميد رسايي از فائزه هاشمي عذرخواهي نكنه يهو؟! اصغر فرهادي قالدههاي طالي 2 رو نسازه؟! كيهان به ممنوعالتصويري رييس دولت اصالحات اعتراض نكنه؟! الهام چرخنده گلشيفته رو »فالو فول اليك« نكنه؟! از اين لحظه به بعد من خودمو براي هر اتفاقي آماده كردم، شمام آماده كنيد...!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.