شد خزان گلشن آشنايي

Jahan e-Sanat - - News -

مس/عود س/ليمی- در سالهاي نوجوانيام، روزگاري كه »راديو« همهكاره دل و جان م//ردم بود در يكي از صبحهاي جمعه ترانهاي پخش شد كه با گذشت يك عمر هنوز در گوشم طنينانداز است.

روزها، هفتهه//ا و جمعهها ميآمد و ميگذشت و من هر بار با شنيدن اين ترانه، صاحب احساسي دوگانه ميشدم؛ حس و حالي آميخته از اندوه و لبخند، گويي حادثهاي است كه ميان اميد و عاطفه كه به سرگشتگي و گم ش//دن ميرس//يد. يادم نميرود، يكي از بعدازظهرهاي تابستاني، از صبحهاي داغ تهران كه پس از مدتها قول دادن و وعده شكستن سرانجام داييام، زندهياد حسن شهرزاد به عهد خود وفا كرد و نزديكيهاي غروب كه كمي گرما فرونشسته بود، دس//ت مرا گرفت و راهي شميران شديم. آنقدر از دايي و دوستانش درباره شب جمعههاي شميران شنيده بودم كه در تنگ غروب تهران، دلم ميخواس//ت بال در ميآوردم و به اشارهاي به ميدان شميران ميرسيدم.

در آن ش//ب جمعه فراموشنشدني كه براي نخستينبار چشمم به جمال به قول آن روزيها »سرپل تجريش« روشن ش//ده بود، دس//ت و پايم را گم كرده بودم، طوري كه ميان موج مردمي كه باال و پايين ميرفتند و بس//اط گردوييها و بستنيفروشيها و صداي ساز و آواز، گويي در عالم ديگري به سير افاق و انفس مشغول بودم!

در سالهايي كه »مرا ببوس« در اوج محبوبيت و ممنوعيت بود و راه به س//وي »شبجمعههاي شميران« كج كرده بود، يكباره همان نواي افسونگر به گوشم رسيد كه زندهياد حسن ش//هرزاد هم ناخودآگاه زير لب زمزمه ميكرد؛ »ش//د خزان گلشن آشنايي«.

به قول قديميها، اين تصنيف به يادماندني با صداي ماندگار زندهياد استاد بديعزاده با خنكاي دلنشين شب زيباي شميران در هم پيچيده بود. *** »شد خزان گلش//ن آشنايي« نخستين شعري بود كه از رهي معيري شنيدم. در واقع »همان شب جمعه ماندگار«، با پرسش از داييام با نام شاعر، خواننده و آهنگساز آن تصنيف آش//نا شدم، اما آش//نايي من با رهي با مجموعه شعر »سايه عمر« بيشتر و پيوستهتر شد تا جايي كه تصنيفهايي كه با شعرهاي او ساخته ميشدند، بدون استثنا با حال و هواي من، پيوستگي ديرين و دلپذيري برقرار كردهاند كه در اين ميان، »ش//ب جدايي« يا مثال »كاروان« و بهطور خاص »ياد ايام« همچنان با من زندگي ميكنند. *** ش//يفتگي و دلدادگي ذاتي رهي كه به ش//يوايي تمام در ش//عرهايش تجلي ميكند، او را با برنامه ماندگار »گلها«ي راديو كه به همت زندهياد داود پيرنيا، برقرار شده بود، پيوند داد تا برخي از بهترين برنامههاي »گلهاي رنگارنگ« با همكاري رهي شكل گرفته باشد.

رهي بيترديد در زمره چند غزلسراي بزرگ معاصر در كنار بزرگ ديگري چون »سايه« جاي دارد.

اگرچه رهي از نامآوران ش//عر فارسي مانند حافظ، صائب، مول//وي و حتي نظامي تاثير پذيرفته اما دلبس//تگي و پيوند ذهني او با سعدي بيش از بقيه در شعرهايش جلوه ميكند چراكه مانند شيخ اجل، او نيز بهگونهاي ميسرود كه عشق و دلدادگي، طراوت و رواني همه و همه در نهايت سادگي در دل و جان مخاطب جاري شود. *** به غير از تصنيف »شد خزان گلشن آشنايي« كه مرا با شعر رهي پيوند داد، »ياد ايام« را هم بسيار و عاشقانه دوست ميدارم به ويژه آنجايي كه ميگويد: بلبل طبعم »رهي« باشد ز تنهايي خموش

نغمه ميبودي مرا تا همزباني داشتم

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.