آموزش، حلقه گمشده مقابله با خشونت

Jahan e-Sanat - - News - تلنگر

آنا - میکاییل سعید، دبیر شورایاران منطقه 12 در سیصد و پنجاه و دومین جلسه علنی شورای شهر تهران با حضور در شورای شهر به تشریح مش//کالت این منطقه پرداخت. وی با بیان اینکه آسیبهای اجتماعی در منطقه 12 بیداد میکند، از ترافیک و بافت فرسوده به عنوان دیگر مشکالت عمده این منطقه نام برد.

میکاییل س//عید با بیان اینکه اول هر شری در منطقه 12 هست گفت: حادثه س//اختمان پالس//کو در منطقه 12 اتفاق افتاد. در این منطقه صدها س//اختمان همانند پالس//کو وجود دارد، اما حتما باید ی//ک جا آتش بگیرد و در نهایت هیچکس مس//وولیت آن را برعهده نخواهد گرفت. همانطور که هیچ کس مس//وولیت حادثه پالسکو را عهدهدار نشد.

وی با بیان اینکه وضعیت ترافیک موتورس//یکلتها در منطقه 12 متفاوت است، عنوان کرد: 200 هزار موتورسیکلت در منطقه 12 تردد میکنندوروزانه008 هزارسفرانجاممیدهند.درخیابانامیرکبیر)چراغ برق سابق( در سال گذشته 22 نفر موتورسیکلتسوار فوت شدند. این امر به این معنی است که هر ماه حدود دو نفر در این باره فوت شدهاند و بیش از هزار نفر مجروح و مصدوم داشتهایم. موتورسیکلتها در کشور متولی خاصی ندارند. بافتهای فرس//وده در خیابانهای آبشار، امامزاده یحیی، هرندی، سنگلج و فردوسی است.

بانک قوامین در پامنار تعدادی ملک خریداری و آنها را رها کرده و این باعث شده که این مکان به پاتوقی برای افراد ناباب تبدیل شود. وضعیتنامناسبقهوهخانههادرمنطقه21 دبیرشورایارانمنطقه21 بابیاناینکهوضعیتقهوهخانههادرمنطقه 12 بسیار اسفبار است، تصریح کرد: امسال نسبت به سال گذشته پنج نفر بیشتر در قهوهخانهها کشته شدهاند. 21 نفر در قهوهخانهها به وسیله قمه و چاقو کشته شدهاند. اطراف مجلس 500 خانه مجردی وجود دارد. به نظر شما با این تفاسیر امنیت مجلس برقرار میشود؟ جنوب شرق منطقه 12 در اختیار افغانهایی است که مجوز ندارند و 10 نفر آنها در یک خانه زندگی میکنند.

وی با بیان اینکه در منطقه 12 مواد مخدر ارزانتر از شیر است، عنوان کرد: مواد مخدر در منطقه 12 به قیمت پنج هزار تومان خرید و فروش میشود و دراین باره پلیس اقدام مناسبی انجام نمیدهد. چندی پیش یکی از قاچاقچیان به من نامه نوشت و گفت من به شما رأی دادم، چرا ما را میفروشید! شهرداری تهران معتادان را جمع میکند، اما این مثل این است که با دمپایی یک سوسک را میکشید و هیچ تدبیر و عالجی وجود ندارد. معتاد برای سه ماه به بازپروری میرود و دوباره برمیگردد و با قاچاقفروش همکاری میکند. این دستهای پشت پرده است که باید قطع شود.

مه/دی بهلولی*-گس//ترش اقدام//ات خشونتبار و تروریستی در سطح جهان، که متاسفانه چند روز پیش نمونهای از آن را هم در تهران دیدیم، باعث شده است که پرسش از خشونت و ریشهها و روشهای برخورد با آن، به یکی از پرسشهای مهم زندگی ما تبدیل ش//ود. گسترش خشونت در جهان به ویژه با برخی دیدگاههای خوشبینانه ناهمساز است که حرکت تاریخ و تمدن بش//ری را به سوی فرهنگ و انسانیت و آزادی و عدالت و.... ارزیابی میکند. به نظر میرسد هماکنون که ترور و جنگ و آدمکشی و خونریزی، آهستهآهسته دارد به یکی از خبرهای همیشگی رسانههای جهانی درمیآید گفتن اینکه جهان، ما را به سوی فرهنگ و مدنیت میبرد، بیش از پیش سختتر میشود و نیاز به برخورد کنشگرانه با آن بیشتر احس//اس میشود. اینکه پدیده خش//ونت در زندگی انس//انها، در نسبت با گذش//ته، افزایش یافته است یا کاهش، البته پرسشی است که پاسخ به آن، اطالعات آماری دقیق و گستردهای میطلبد ولی هیچ گمانی نیس//ت که این پدیده شوم، هنوز در زندگی انسانها، حضوری زنده و جدی دارد. پس باید به آن اندیشید و درصدد برخورد درست با آن برآم//د. باید این حضور جدی را جدی گرفت و در جس//ت و جوی نسبت دیگر پدیدههای زندگ//ی با آن بود. باید این پرس//ش را جدی گرفت که نسبت فرهنگ با خشونت چیست و بخشهای فرهنگ//ی جامعه چگونه باید با پدیده خشونت برخورد کنند؟ نسبت دین، و به ویژه برداشتهای گوناگون دینی با خشونت چیست؟ فلسفه، سیاست، هنر، صنعت و در کل همه بخشهای زندگی انسانی با خشونت چه نس//بتی دارند و چه نس//بتی باید داشته باشند؟ زندگی انسان، پر از پدیدههای انسانی است و باید با دگرگونی زندگی، دگرگون شوند و بتوانند به پرس//شها و دلنگرانیهای تازه، پاسخ دهند. در آموزش نیز یک پدیده انسانی اس//ت و نباید از دگرگونیهای بایسته به دور بماند. آموزش نیز همواره بخش برجس//ته و اثرگذاری از زندگی انسانها بوده است و اگر میخواه//د همچنان کارگ//ر و کارآمد بماند بایستی پویا و دگرگونیپذیر باشد. هماکنون که خشونت و کشتار، به گستردگی و رنگارنگی مطرح اس//ت آموزش نمیتواند و نباید به آن بیتوجه باشد بلکه باید در مبارزه با خشونت و نه گفتن ب//ه آن، به یاری بخشهای دیگر اجتماع انسانی بیاید. ناگفته پیداست که وقتی به س//راغ آموزش میرویم به دنبال کنشی با پیامدهای میانمدت و بلندمدت هستیم که البته به معنای نفی دیگر کنشهای برخورد با خشونت نیس//تیم.اما نخستین پرسش در نس//بت با آموزش و خشونت، همانگونه که در باال هم به آن اش//اره شد، میتواند همین باش//د که آی//ا ما اصوال چنین رس//التی برای آموزش قائل هستیم یا نه؟ یعنی آیا ما باور به این داریم که آموزش باید به خشونتزدایی از جامعه، به جد، یاری برساند و با اشکال گوناگون خشونت مبارزه کند یا نه؟ اگر پرسش به این پاسخ منفی باشد و آموزش در چارچوبهایی تعریفشده و سنتی نگریسته شود به باور این نگارنده، جامعه از یکی از نیرومندترین ابزارهای خود در خشونتزدایی محروم میشود. ناگفته پیداست که آموزش همواره با انسانیت و اخالق نیک انسانی پیوندی ناگسستنی داشته است اما گسترش خشونت در سطح جهان، میتواند نشانی باشد از اینکه جامعه جهانی در مبارزه با خشونت، چندان کامیاب نبوده است و نیاز ب//ه یک بازنگری جدی در همه ابزارهای خود در برخورد با خش//ونت احساس میشود. در ای//ن بازنگری تازه، بیگمان، پای آموزش هم به میان میآید. اگر به این نتیجه برس//یم که به آموزش//ی نوین نیازمندیم که در برخورد با خشونت، جدیتر و با برنامهتر عمل میکند، آنگاه میتوان به سراغ ویژگیهای این آموزش هم رفت. بر اساس آنچه در آموزش و پرورش کش//ور ما میگذرد، نمیت//وان گفت برخورد با خش//ونت در جامعه در همه شکلهای آن و توج//ه ویژه در ای//ن زمینه بر روی آموزش، دغدغه مس//ووالن ما باش//د. آم//وزش ما، به دالیل گوناگون، توان بایسته برای نقشآفرینی جدی در زمینه برخورد با خشونت و گسترش فرهنگ آش//تی و گفتوگو را ندارد و گرفتار نوعی روزمرگی است. هنگامی که دلنگرانی جدی بس//یاری از مدیران مدرسههای ما، باال ب//ردن نمرههای آزمونی دانشآم//وزان با هر روشی است، نمیتوان انتظار آموزشی کیفی داشت. این سخن البته س//ر دراز دارد که در این مجمل نمیگنجد.

باری، اگ//ر بپذیریم آموزش در برخورد با خشونت، نقش و رس//التی جدی دارد آنگاه خود به خود، بحث ویژگیهای این آموزش به میان میآید. با نگاه به خشونت و کشتارهایی که در دو س//ه دهه گذشته در سطح جهان ش//اهد آن بودهایم آشکار اس//ت که یکی از مهمترین ریش//ههای این پدیده، نوعی جزم و خرافهاندیش//ی اس//ت که ریش//ه در نوعی برداش//ت و تفسیر ویژه در دین دارد. در این تفسیر از دین، شخص می پندارد که به کل حقیقت دس//ت یافته است و دیگرانی که به گونه دیگری میاندیش//ند همه در گمراهی به س//ر میبرند و س//زاوار نابودیاند. در برابر چنین پندار نادرست و خطرناکی، آموزش باید بیش از پیش، بر سویههای سنجشگرانه خود بیفزاید. همچنین فضای آموزش، باید بیش از پیش، بر ش//کیبایی و تحمل دیدگاههای متفاوت، تاکید کند. در واقع هم س//ویههای معرفتشناس//انه آموزش و هم س//ویههای جامعهشناسانه آن، باید دستخوش دگرگونی جدی شود. )اینکه چگونه میتوان این دو بعد را همخوان و همسو کرد البته خود پرسشی درخور درنگ است( فضای آموزش باید اجازه سنجشگری و وارسی و گفت و شنود درباره همه دیدگاههای فرهنگی و دینی را بدهد و شکیباییورزی در برابر دیدگاههای گوناگون را ب//ه دانشآموزان، آم//وزش دهد و درونی س//ازد. ناگفته پیداس//ت که خانواده و دیگر بخشهای جامعه نیز در این مهم نقش دارند اما در اینجا بحث ما محدود به گستره آموزش و به ویژه آموزش و پرورش است. دانشآموز باید اخالق انس//انی را در پرتو اخالق جهانی و احترام به حقوق بش//ر بیاموزد. آنگونه که برخی اندیشهوران همچون هانس کونگ بیان میکنن//د در اخالق جهانی، بایس//تی چهار رهنمون را در نظر گرفت؛ .1 تعهد به فرهنگ خشونتگریزی و احترام به زندگی، 2.تعهد به فرهنگ یکپارچگی و نظام عادالنه اقتصادی، .3 تعهد به فرهنگ تس//امح و زندگی توام با صداقت، .4 تعهد به فرهنگ حقوق یکسان و مشارکت زنان و مردان. آموزش، همچنین باید بر بنیاد حقوق بش//ر و مهمتر امکان »تمرین حقوق بش//ر« پیش رود. در این زمینه البته در ادبی//ات آموزش جهانی و پیش//رو، بحث و گفتوگوهای بس//یاری است که متاسفانه فض//ای آموزش و آموزششناس//ی ما، از آن دور است. در یکی از دانشنامههای اینترنتی آم//وزش و پرورش، جس//تاری ارزنده و بلند در نس//بت با آموزش و پرورش و حقوق بشر میخواندم که به گمانم بد نیست در اینجا به عنوان بخش پایانی این یادداشت، آن را مرور کنیم: »گویا به هم//ان اندازه که درباره امور اخالقی و سیاسی)و آنچه در سیاست مدرسه دخالت دارد( بیشتر دل نگران میشویم بیشتر قانون طالیی آم//وزش را از یاد میبریم. اگر میخواهید کس//ی چیزی را بیاموزد فرصت تمری//ن کردنش را به او بدهید. مردم، ش//نا کردن را در اس//تخر شنا یاد میگیرند، پس دانشآم//وز هم، ش//هروندی)و حقوق بش//ر دربرگیرنده ارزشهای مدنی( را، با همیاری در انجمنهای مدرسهاش یاد میگیرد. جایی که دانشآموزان برنامه موضوعاتی را که به بحث گذاشته میشود تنظیم میکنند و سپس نگاه خودشان را درباره موضوعات گفتوگوبرانگیز، به روش//نی، بیان میکنند، به استداللهای همکالسیها و آموزگارانشان گوش میدهند و استداللهای خود را به سود دیدگاههایشان در حل مش//کالت مطرح میکنند. سرانجام اگ//ر نیاز ش//د و معموال با به رای گذاش//تن برنامهه//ای وی//ژه گوناگ//ون، تصمیمگیری میکنند و در به اجرا درآوردن تصمیمش//ان )که در نشست دیگری موشکافی خواهد شد( متعهد میشوند. آنگونه که دیویی، در فلسفه ژرف و دقیق برنامه آموزشیاش آشکار ساخت دموکراسی چیزی است بسیار بیش از شکلی از فرمانروایی که ما از رهگذر س//خنرانی در کالسهای تاریخ یا علوم اجتماعی، خواهیم توانس//ت به دانشآم//وزان توضی//ح دهیم. دموکراس//ی »پیش از هر چیز، شیوه زندگی وابس//ته به هم، از میان تجربههای گفتوگو شده همبسته« است.« * عضو کانون صنفی معلمان

استان تهران

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.