شاعر تودار، طنزپرداز بودار !

Jahan e-Sanat - - News -

»فص//ل نخس//ت کاوش و گمانهزنی »برج خاموشی ترکآباد« در شهرس//تان اردکان یزد با هدف آگاهی از آیین خاکسپاری زرتشتیان ای//ران در دوره ایلخانان مغول آغاز شد.«

بهنقلازروابطعمومیپژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، مهدی رهبر، سرپرست هیات فصل نخست کاوش و گمانهزنی برج خاموش//ی ترکآباد با اعالم این خبر گفت: این دخمه برخالف سایر بناهای مشابه در شهرستان یزد و نمونههایی مانند ش//ریفآباد، تفت ...و که با مصالح س//نگ و گ//چ و بر ف//راز ارتفاعات س//اخته شدهاند، با گل و خشت در سطح دشت و در بین باغهای پسته قرار گرفته است.

او با اش//اره به برخ//ورداری این دخم//ه از پالنی م//دور و دارای دو دی//وار داخلی و خارج//ی گفت: بر اساس منابع و شواهد موجود دخمه ترکآباد توسط زرتشتیان ساکن در این منطقه و در دوره ایلخانان مغول ساخته شده است.

ای//ن باستانش//ناس ب//ا بیان توضیحات//ی درباره دخمه ترکآباد گفت: دایره بیرونی این دخمه حدود 34 مت//ر قط//ر دارد و از دیواری به ضخامت حدود 100 سانتیمتر و با حداقل هفت ردیف چینه، هر یک به بلندی56 سانتیمترتا07 سانتیمتر تش//کیل شده اس//ت. همچنین بر اساس ش//واهد موجود، ارتفاع این دیوار حدود پنج متر است.

رهبر با بیان اینکه ابعاد ارائهشده بر اس//اس بقایای بر جا مانده از بنا محاسبه شده و تغییر احتمالی آنها پ//س از اتم//ام کاوش دور از ذهن نیست،افزود:پوششاینآرامگاههابه صورت طاقهای ضربی و با استفاده از خشت شکل گرفتهاند.او با اشاره به منابع موجود گفت: زرتش//تیان ایران برای در امان ماندن از تعرضات مسلمانان، منطقه ترکآباد را برای اس//کان و انجام آیینشان انتخاب کرده بودند.

او »ترکآب//اد« را محل تجمع زرتش//تیان در قرن هشتم هجری دانس//ت و افزود: حتی زرتشتیان ف//ارس نیز به ای//ن مکان عزیمت ک//رده و آتش مقدس را با خود به آنجا آورده بودن//د و در این زمان مکاتبات//ی نی//ز با پارس//یان هند داشتهاند.

امروز داشتم عمران صالحی میخواندم. سوالی برایم پیش آمد. شاعر طنزپرداز یا طنزپرداز شاعر؟ مساله این است... اگر عبیدزاکانی را طنزپردازی شاعر بدانیم که میدانیم، عمران صالحی یک شاعر طنزپرداز است. اگرچه عمران مرده اما برای او فعل گذش//ته به کار نمیبرم چون آنقدر به ما و اهالی زمین حال داده که نارفیقی است او را به گذشته بسپاریم. او هست و خواهد بود !

وقتی میخواهم جایی در موردش صحبت کنم، نمیدانم او را توصیف کنم یا تحلیل.

اگر او را خوانده باشید نشانتان داده که از کدام دریچه این جهان را دید میزده و حتما از جهانبینیاش لذت بردهاید.

عمران صالح//ی برعکس همعصران خود، طنز را فراتر از یک ژانر ادبی میدانست و فهمیده بود که طنز عالوه بر اهرم اصالح، سرنگ تزریق امیدبخشی و از این جور چیزها، یک طرز فکر، نوعی نگاه و جدیدترین و کاربردیترین نظریه زیس//تی برای انسان امروز است.او دوگانگی نظام هستی را درک کرد و از آنجایی که هم شعر را دوست داشت و هم طنز را، زمختی اعتراض طنز را در شاعرانگی و لطافت کلماتش حل میکرد و با پنبه سر میبرید. به همین خاطر نادر نادرپور او را شاعر طنزپرداز میداند نه طنزپرداز شاعر.

اما مهمترین نقشی که عمران در حیات هنری و حرفهای خود ایفا کرد، نقش پلی بود میان طنز دیروز و امروز. طنز را از دست پیشینیان گرفت، به قول امروزیها آن را آپدیت کرد و تحویل انسانهای امروز مملکتش داد. به همین خاطر است که بسیاری از شعرهایش را در قالب نیمایی میخوانیم. در دورانی که بسیاری به دنبال این بودند که از سفره ادبیات چیزی بردارند او خوراک خوشمزه و لذیذی را در این سفره گذاشت.

نمیدانیم اگر عبور کنیم وارد شدهایم یا خارج نمیدانیم اگر گام برداریم دور شدهایم یا نزدیک ایستادهایم

حیران نمیدانیمبخندیم

یا گریه کنیم! برای شادی روحش لبخند بزنید

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.