مشکالت خاص زنان مجرد دائم

Jahan e-Sanat - - News - شورای شهر

س/مانه خادم/ی*- بنا بر آمار رس//می اعالمش//ده تنها حدود 12 درص//د زنان ایران شاغل هستند و آمار تخمینزده شده از اشتغال غیررسمی زنان این رقم را به 23 درصد افزایش میدهد که در هر دو حالت بیانگر سهم اندک زنان در حوزه اش//تغال و بهتبع آن مش//ارکت پایین آنان در مس//یر توسعه اقتصادی است. همچنین آمار نش//ان میدهد تنها 17 درصد از کل درآمد کسب شده در یک سال به زنان اختصاص دارد. پایین بودن آمار اشتغال و درآمد زنان، قبل از هر چیز یک پدیده اجتماعی است که مانند هر پدیده اجتماعی دیگر برای تحلیل آن باید به عوامل متعدد توجه داشت. در واقع بای//د گف//ت ظرفیتهای پایین ج//ذب زنان بهعنوان نیروی کار در بازار فعلی جامعه ایران تابعی از عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی متعدد است.

با نگاهی به قانون فعلی در ایران درمییابیم که قانون با صراحت مانعی برای اشتغال زنان دستمزد برابر برای آنان نمیبیند و از این حیث قایل به برابری است. کارشناسان حقوقی مانند هدی عمید، وکیل پایه یک، اذعان میکنند که »بین کارگر و کارفرما در قانون تبعیض مشخص و واضحی نداریم. اساسا قانون کار فقط حداقل حقوق را تعیین میکند و در این حداقل حقوق بی//ن زن و مرد فرقی نیس//ت. اختالف حقوق زمان//ی اتفاق میافتد که اس//تخدام با حقوق بیش//تر را به مردان اختصاص میدهند البته اختالف حقوق و دستمزد فقط مختص ایران نیست و همه جای دنیا دیده میشود.« بر این اس//اس، بهنظر میرسد بیش//تر با یک مساله اجتماع//ی و فرهنگی روبهرو هس//تیم تا یک مساله حقوقی و قانونی.

در میان باورهای فرهنگی و مسایل اجتماعی موجود که در جامعه ما بر اشتغال اندک زنان س//ایه افکنده و منجر به ترجیح مردان نسبت به زنان شده است، میتوان به عدم اعتماد بازار کار به کار زنان، هراس کارفرما از دست دادن نیروی کار زن پس از ازدواج و بارداری و اعتقاد به »نانآور بودن مرد« اشاره کرد. »نانآور بودن مرد« تنها یک باور فرهنگی نیست بلکه بهعنوان ی//ک اصل حقوقی مبنای تصمیمگیری، وضع قوانین و اقدام در دولت و سایر نهادها شده است و متناس//ب با آن مجموعهای از شرایط ایجاد ش//ده که خود مانع ساختاری برای حمایت از اشتغال زنان توسط نهادهای اجتماعی است. شهال اعزازی، جامعهشناس، معتقد است: »از نظر برخی باورهای سنتی، زنان برای کار بیرون س//اخته نش//دهاند و نباید از لحاظ اجتماعی فعالیت داشته باشند. بلکه باید در خانه باشند به ش//وهر برسند و حال با توجه به این که در تمام ساعات شوهر خانه نیست، بحث کودک و مادری نیز پیش آمده است. درحالی که در فقه اسالم خدماترسانی به بچه وظیفه زن نیست و فقط تمکین به شوهر وظیفه زن است«. پیرو همین باور اس//ت که زنان سرپرست خانوار و زنان مجرد نادیده گرفته میشوند )آن هم در ش//رایطی که آمار هر دو گروه زنان در جامعه رو به افزایش است( و خارج از برنامهریزیهای دولتی قرار میگیرن//د. در نتیجه این رویکرد اس//ت که دولت نهتنها حمایته//ای الزم را برای اش//تغال زن//ان ص//ورت نمیدهد، بلکه دست به تصویب قوانین و اقداماتی میزند که این رویه، یعنی حذف زنان از عرصه اشتغال را تقویت میکند. مثال دولت مدعی کوچک کردن خود و تقویت بخش خصوصی است اما شاهد هستیم که در این مسیر بهطور جدی نیروهای زن از عرصه کار به بیرون رانده میشوند چراکه به گفته اعزازی »در دس//ترسترین بخش نیز بخش دولتی است و زنان شاغل در آن هستند که دولت بهراحتی میتواند سیاست مورد نظر خودش را پیاده کند.«

بیتوجهی به اشتغال زنان به هر دلیلی که صورت میگیرد، از تبعات واقعی آن نمیکاهد. مادام//ی که در باورهای عمومی بر این عقیده صحه گذاشته شود که مرد نانآور خانواده است و در سیاستگذاریها و تصمیمگیریهای کالن این امر مبنا قرار میگیرد، فرصتهای شغلی کمتری برای زنان و متقابال فرصتهای شغلی بیشتری برای مردان تعریف میشود و هر چه بیش//تر مس//وولیتهای اقتصادی جامعه را بر دوش مردان قرار میدهد. نتیجه واقعی آن کار کردن بیش//تر مرد و دوری او از خانواده خود است که منجر به پیدایش روابط مکانیکی میان اعضای خانواده و حاکم شدن ارزشهای مادی در روابط انس//انی میان آنها میشود. به تعبیر دکتر اعزازی در این ش//رایط مرد خانواده تنها ماشین پولسازی است که برای تامین معاش کار میکن//د. تداوم ای//ن رویه تهدیدی جدی برای خانواده اس//ت چراکه بهتدریج خانواده را از مفهوم خود تهی کرده و جز پوستهای رسمی و بیرونی چیزی باقی نمیگذارد.

از سوی دیگر با بیکار شدن روزافزون زنان و فرو رفتن زن در نقش مادری و شوهرداری، این خط//ر وجود دارد که ارتباط او با دنیای بیرون محدود و حتی قطع ش//ود که خود از یک سو به شکاف هر چه بیشتر با شوهری که تمام روز را بیرون از خانه سپری میکند میانجامد و از سوی دیگر، نقش مادری توانمند در تربیت و کنترل فرزندان را متزلزل خواهد کرد.

همچنین کاهش نقش فعال زنان در جامعه میتواند خودپنداره زن را از خود بهعنوان یک فرد پویا و در حال رش//د از بین ببرد و حاالت افسردگی را جایگزین آن کند؛ امری که بیشک بر سایر اعضای خانواده بهویژه در نقش یک مادر یا همسر میتواند تاثیرات منفی داشته باشد.

یکی دیگر از تبعات جدی کاهش اش//تغال زنان در آینده ایران وضعیتی است که دختران مجرد یا زنان با تجرد قطعی تجربه خواهند کرد. رویکرد سنتی در جامعه هیچ نقشی برای زنان مجرد درنظر نگرفته و آنان را قانونا و عرفا قشری تابع پدران یا برادران خود تعریف کرده است. در جامعه سنتی با توجه به تعداد اندک این قشر از زنان شاهد یک مساله اجتماعی نبودیم اما با تحوالت جامعه امروزی و عدم تمایل به ازدواج و افزایش آمار زنان مجرد، عدم برنامهریزی برای این قشر آن را تبدیل به یک معضل اجتماعی خواهد کرد. اع//زازی پیشبینی میکند: »در آیندهای نهچندان دور با دختر تنهای مستقل و متکی به خودش روبهرو خواهیم شد. دختری که باید خودش درآمد داش//ته باشد، کار کند و احیانا باید ب//ه وضع یکی از اعضای خانواده خ//ودش اعم از پدر یا م//ادر یا خواهر یا برادر کوچکتر رسیدگی کند«. از نظر او این چیزی است که با عدم اشتغال ابعاد وحشتناکی پیدا میکند. 10 تا 15 سال آینده زنان مجردی که کار و درآم//د ندارند یا باید از درآمد پدرش//ان استفاده کنند. یا اگر پدر درآمد نداشته باشد، باید وابسته به برادر شوند.»در این چرخه زنان همیشه باید وابسته به یک مرد باشند. مردهایی که توانایی آنها رو به اضمحالل است. پدری که خرج دختر 45 سالهاش را میدهد توانایی کمی دارد یا به سن بازنشستگی رسیده و درآمدش کمتر ش//ده و آس//ایش خودش را میخواهد. برادری که باید به این دختر کمک کند خانواده خودش را دارد و این مش//کل دختران تنهای بدون کار چیزی است که به زودی خودش را نشان خواهد.«

ک//مکاری و بیتوجهی دول//ت در تعریف فرصتهای ش//غلی مناسب و برابر برای زنان، آنان را به س//وی اش//تغال در بخش خصوصی و غیررس//می با دس//تمزدهای نابرابر و بدون حمایت بیمه سوق داده است. سودجویی بخش خصوصی، در کن//ار عدم نظارت دولت و نبود قانون شفاف در این حوزه به ناامنیها، فسادها و تبعی//ض در محیط کار برای زنان دامن زده اس//ت.همه اینها در شرایطی صورت میگیرد که استفاده از نیروی جوان، موثر و تحصیلکرده زنان برای توسعه و رشد اقتصادی ضروری است و جامعه ایران هرگز در طول تاریخ خود چنین فرصتی نداشته که بتواند از سرمایه انسانیای که جمعیت زنان دارای تحصیالت دانشگاهی برابر با مردان فراهم کرده، بهرمند شود.

بهرهمن//دی از این س//رمایه تنه//ا با تغییر نگرش به اش//تغال زنان در سطح دولتی و در می//ان نهادهای تصمیمگیری و اجرایی و پیرو آن برنامهریزی منس//جم و اتخاذ سیاستهای مش//وقی ص//ورت خواه//د گرفت. بیش//ک فعالیتهای فرهنگی در جهت ایجاد محیطی امن برای اش//تغال زن//ان از ضرورتهای این مهم است که گامهای بلند دولت آن را سرعت خواهد بخشید.

* جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.