مروري بر آثار فريبا وفي

Jahan e-Sanat - - صفحه اول -

فريبا وفي، نويسنده تبريزي كارش را با چاپ چند داستان كوتاه در گاهنامههاي آدينه، دنياي سخن، چيستا و مجله زنان آغاز كرد. اولين داستان جدي خود را با نام »راحت ش//دي پدر« در سال 1367 در مجله آدينه چاپ كرد. به گفته خود او، هنوز جرات نكرده بود نام كامل خود را پايداستانشبنويسد.وفياينداستانرا »خودجوشترين« داستانش ميداند.

نخستين مجموعه داستانهاي كوتاه او به نام »در عمق صحنه« سال 1375 منتش//ر ش//د و دومين مجموعه، با نام »حتيوقتيميخنديم«درسال8731 چاپ شد. نخستين رمان او »پرنده من« در س//ال 1381 منتشر شد كه مورد استقبال منتقدان قرار گرفت. اين كتاب برنده جايزه بهترين رمان سال ،1381 جايزه سومين دوره جايزه هوش//نگ گلشيري و جايزه دومين دوره جايزه ادبي يلدا شد و از سوي بنياد جايزه ادبي مهرگان و جايزه ادبي اصفهان مورد تقدير قرار گرفت. همچنين اين كتاب به زبانهاي انگليسي، ايتاليايي، آلماني و كرديسوراني و تركياستانبولي ترجمه شده است و تاكنون به چاپ بيستويكم رسيده است. در قسمتي از اين كتاب ميخوانيم: »امير از سكوتهاي من كالفه ميشد. سكوت من او را ميترساند. كمكم عادت به پرحرفي پيدا كردم. حتي در مواقعي كه الزم نبود. س//الها بعد يادگرفتم كه ح//رف ميتواند حتي مخفيگاهي بهتر از سكوت باشد. كنار امير دراز ميكشم. حاال نه براي//ش زنم، نه مادر، نه خواهر. هيچ ربطي به هم نداريم. نور سرد و سفيد تلويزيون مثل نورافكني از خط دشمن به رويمان افتاده و دنبال شناسايي ماست كه مث//ل دو غريبه روي قالي افتادهايم. به امير ميچسبم و شانههايش را محكم ميگيرم. برميگردد و توي خواب بغلم ميكند. حاال نه او ش//وهر است و نه من همس//ر. نه او مرد اس//ت و نه من زن. دو آدميم تنگ هم و پناه گرفته در هم.«

وفيدرسال2831دومينرمانخودبهنامترالنرامنتشركردوپس از آن در س//الهاي 1384 و 1386 رمانهاي »روياي تبت« و »رازي در كوچهها« را به كتابفروشيها رساند. »روياي تبت« چندين جايزه از جمله جايزه بهترين رمان هوشنگ گلشيري و مهرگان ادب را دريافت كرد و تاكنون به چاپ سيزدهم رسيده است. همچنين رمان »رازي در كوچهها« به زبان نروژي و فرانسه ترجمه شده است.

در س//ال 1387 بع//د از س//الها به داس//تان كوت//اه روي آورد و مجموعه داس//تان »در راه ويال« را منتش//ر كرد. داس//تانهاي كوتاه//ي از فريبا وفي به زبانهاي انگليسي، ژاپني، روسي، عربي، تركي ...و ترجمه شده است. در قسمتي از داس//تان »راه ويال« ميخوانيم: »قدم از قدم برنداش//تم، حاضر بودم به جاي مام//ان زمين ميخوردم و در اين موقعيت قرار نميگرفتم، چيزي مانع شد بهطرفش بروم، چيزي كه اسم نداشت، ولي قلبم را سوراخ كرد، رويم را برگرداندم و راه افتادم، داشتم پاهايم را ميكشيدم، عرق از پشت گردنم رفت زير لباسم، بعد صدايي شنيدم، صدا خفه و ناآشنا بود مثل صداي حيواني كه توي تله گير افتاده، از گلوي من ميآمد، نميتوانستم برگردم، فكر ميكنم همين ناتواني از مهربان بودن يا چيزي شبيه آن بود كه دچار خفگي بشوم و حتي نتوانم مثل آدم گريه كنم.«

بعد از آن در سال 1389 مجموعه داستان همه افق و رمان ماه كامل ميشود را توسط نشر چشمه و مركز راهي بازار كرد.

آخرين رمان فريبا وفي »بعد از پايان« و آخرين مجموعه داستان او »بي باد بيپارو« نام دارد كه به ترتيب در سالهاي 1392 و 1395 منتشر شدهاند. همچنين اين نويسنده ديوان اشعار پروين اعتصامي را به نثر براي نوجوانان بازنويسي كرده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.