بالتکلیفی...!

گزارش میدانی »جهان صنعت« از حال و روز کاسبان پالسکو؛

Jahan e-Sanat - - News -

اميرحس/ين ميراسماعيلي- پنج ماه از فاجعه پالس//كو گذشته اس//ت. پس از اينكه گزارش هيات ويژه بررس//ي ابهامات پالس//كو از س//وي دولت اعالم ش//د و طي آن مقصران حقوقي اين فاجعه مش//خص ش//دند، همگان منتظر بودند تا بنياد مس//تضعفان، شهرداري و وزارت كار به قوه قضاييه احضار ش//وند و به ابهامات اين پرونده رسيدگي شود، اما پس از گزارش همه چيز رها شد و حاال نه به خانواده آتشنشانان كشته شده رسيدگي ميشود و نه كسي س//عي ميكند مشكالت كسبه پالسكو را حل كن//د. هركدام از نهاده//اي دخيل در اين فاجعه، نه//ادي ديگر را مقصر ميدانند و اينكه چرا هنوز جلسه دادگاهي براي محاكمه عامالن كش//ته شدن 22 نفر تشكيل نشده، از سواالت بيجواب مردم و رسانههاست. در اين گزارش جوياي اين هستيم كه بدانيم وضعيت كاس//بان پالسكو و كساني كه سرمايهشان در چش//م بر هم زدني از بين رفت، چگونه است؟ ط//ي گزارش قبلي كه حدودا دو ماه پيش در »جهانصنعت« كار ش//د، ب//ا مغازهداراني كه مجبور به كوچ به مجتمع نور شدند، گفتوگو و گاليههايش//ان را منعكس كرديم. آنها گفته بودند كه درآمدشان در اين مجتمع با پالسكو قابل مقايسه نيست و چشمانتظارند تا تكليف سرقفليهايش//ان در پالسكو مشخص شود تا پس از ساخت پالسكوي جديد، به همان مكان برگردن//د. به آنها وعده پرداخت وامهاي 300 ميليون توماني بدون بهره هم داده ش//ده بود، اما حاال وضعيت طوري ش//ده كه اين كاسبان مجبور شدند هفته گذشته چند روز در مقابل ساختمان ويران ش//ده پالسكو تحصن كنند و ش//عارهايي در انتقاد از عدم شفافيت آينده كاريش//ان سر دهند. به مجتمع نور رفتيم تا از آخرين وضعيتش//ان آگاه و دليل تحصن و پاسخ مسووالن امر را جويا شويم.

يكي از مغازهداران كه فردي حدودا 50 ساله بود، ابتدا ب//ه نمايندگي از ديگر همكارانش به »جهان صنعت« گفت: »منتظر شنيدن جواب هستيم و آن هم اينكه تكليف سرقفليهايمان چه ميش//ود و بايد مطمئن ش//ويم كه پس از ساخت پالسكوي جديد، واحدهايمان با همان مختصات قبلي به ما تحويل داده شود. هيچ كس پاسخگوي ما نيست. به هر سازمان و نهادي كه گفتند س//ر زديم اما هيچك//س كاري برايمان نميكند. همه در ظاهر مهربان هستند و سعي ميكنند دلداريمان بدهند اما مگر برايمان نان و آب ميش//ود. دائما ميگويند بايد صبر كنيد فرآيند اداري اين نقلوانتقال تمام شود. تا چه زماني بايد منتظر تمام شدن فرآيندها باشيم؟ بنده004 ميليونبدهكارهستموناچاراخانهاي را كه بعد از 17 سال اجارهنشيني خريده بودم، فروخت//م. نه از وام خبري اس//ت، نه از ش//روع ساخت مجتمع مگر رييس سازمان بنياد شهيد و ايثارگران به عنوان مالك اين بنا نگفته بود كه پالس//كوي جديد را دو ساله ميسازد؟ االن كه پنج ماه از آن زمان گذشته چرا هنوز يك آجر هم روي آجر نرفته؟«

كاس//ب بعدي به ميان ما آمد و ادامه داد: »شما خودتان وضع ما را ببينيد. ساعت 9 شب بايد محل كسبمان آنقدر خلوت باشد؟ انگار در اين مجتمع گرد مرگ پاشيدهاند. البته اگر جاي خوبي بود كه همينطوري در اختيارمان نميگذاشتند. خانواده ما چه گناهي كردهاند كه بايد تاوان بدبختي ما را بدهند؟ اگر همين حاال به داد ما نرس//ند تا چند س//ال ديگر هم نميتواني//م از جايمان بلند ش//ويم. اول گفته بودن//د وام صد ميليون//ي ميدهند كه خبري نشد. بعد دروغشان را بزرگتر كردند و گفتند وام 300 ميليوني ميدهند كه از اين هم هنوز خبري نشد. شهرداري يا بنياد يا دولت؟ كدام نهاد بايد پاسخگوي ما باشد؟«

چند نفر ديگر از كاس//بان دغدغه ديگري دارند. آنها كساني هستند كه مغازههايشان در قسمت فرونريخته پالسكو يعني بخش پاساژ تجاري قرار داشته است. حرفشان اين است كه چرا نميگذارند در مغازههايشان كار كنند! يك//ي از آنها ميگويد: »پاس//اژ ما از قس//مت فروريخته پالسكو جداست و با يك جداسازي ساده ميتوانستيم در طول اين پنج ماه و شب عيدي كه گذش//ت به كاسبيمان ادامه دهيم از ساخت مجدد پالسكو هم كه خبري نيست، پس چرا نميگذارند حداقل از اين پس به محل كارمان كه كامال هم سالم است، برگرديم؟

همان فرد 50 س//اله مج//ددا صحبتش را ادامه داد و گفت: »پس از گذشت پنج ماه آيا ما هنوز ح//ق نداريم كه يك بار با نمايندهاي از سازمان بنياد شهيد جلسهاي داشته باشيم و تكليفم//ان را بدانيم؟ م//ا از همان ابتدا هم با انتقالمان به اي//ن مجتمع مخالف بوديم و جايي در همان نزديكي پالس//كو را پيشنهاد داده بوديم كه با پيش//نهادمان مخالفت ش//د. حاال اين بياحتراميش//ان ب//ه ما اصال معني خوبي ندارد و فكر ميكنيم ميخواهند همين مغازهه//اي مجتمع نور را با پالس//كو معاوضه كنند. پالس//كو هويت ما بود و اعتبار 40 ساله كاسبان در آنجا باعث ميشد مردم از هر نقطه ايران براي خريد پوش//اك و پارچه به پالسكو بيايند، اما اينجا س//ابقه و هويت//ي ندارد و ما مش//تريها و بازارمان را از دست دادهايم. هر تصميمي كه برايمان گرفتهاند را شفاف و روشن و در كمال شجاعت به ما بگويند تا تكليفمان را بداني//م و فكري ديگر بكنيم. در آخرين روز تجمعمان هم كه متاسفانه اصال برخورد خوبي با ما نشد و اينكه تجمعان پايان يافت، به اختيار خودمان نبود.«

ديگران هم آمدند و از مشكالت و مصيبتي كه گرفتارش شدند گفتند. اينكه هنوز نهادي مستقل براي رسيدگي به مشكالت اين كاسبان معرفي نميشود هم خود از عجايب ماجراست و به نظر ميرسد با فروكش شدن تب خبري پالسكو پس از پنج ماه، مغازهداران پالسكو به كل فراموش شدهاند. س//ازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران، وزارت كار و شهرداري تهران؛ نهادهايي هس//تند كه بايد به وعدههاي خود عمل كنند و تا اين تصور پيش نيايد كه كساني قصد داشتند با سوءاستفاده از اين فاجعه خود را تبديل به قهرمان داستان كنند و پس از گذشت چند ماه، پشت سرشان را نگاه نكنند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.