شوراي شهر؛ تحقق مطالبات مدنی

Jahan e-Sanat - - News - زیرپوست شهر

محم/د ميالن/ي- نزديك ب//ه دو دهه از حيات شوراهاي شهري و به تبع آن شوراهاي روس//تايي در كش//ور ميگذرد؛ نهادي اصيل و مقتدر كه در راس//تاي ش//كلگيري شاكله جامعه مدني در ايران ش//كل گرفت و بنا دارد در همين راستا سمبلي از مشاركتهاي مردم شهر و روستا در سرنوشت اجتماعي خودشان باش//د. س//ادهترين و در عين حال گوياترين تعريف ضمني كه ميتوان از ماهيت ش//وراها در اي//ران بيان كرد همين يك جمله اس//ت: اگرچه گس//تردگي وظايف و امور اين نهاد را به هي//چ عنوان دربرنميگي//رد اما به هرحال تعري//ف ضمني چني//ن خاصيت//ي دارد. اين تعريف به ما كمك ميكند فارغ از طرحريزي ي//ا الزامات قانوني كه بخواهند ذهن ما را وارد عرصه مباني تعريفي و مشروعيتهاي مبتني ب//ر اصول اساس//ي و قانوني كش//وري كنند، بتوانيم با ش//ناختي مناس//ب، شكل درستي از مقوله ش//وراهاي شهري و ميزان اهميت و وظيفه مهمش//ان داشته باش//يم. البته تفكر و خواس//ت و بنمايه شكلگيري شوراهاي شهر و روستا به تشخص مردم در ساحت اجتماعي و زمانهايي پيشتر برميگردد. از سوي ديگر اصرار بر اين امر كه نهادهاي مدني شوراها در چه وضعيتي هستند يا اينكه كارنامه عملكرد و اقدامات آنها در ايران قابل قبول است يا نمره مطلوبي ندارند اگرچه ميتواند بخشي از ساختار آسيبشناس//ي ما را دربرگي//رد اما به وضوح مش//خص اس//ت كه هماكنون به دليل كثرت موارد، معضالت و اقدامات و نمودهاي قانوني اين شوراها به حدي برجسته بوده و هستند كه در ابتدا بايد به اين موارد پرداخت تا در صورت تعيين وضعيتي قابل درك از سامانه اجتماعي و مدني، به موارد و امور اساس//ي و اينچنيني اهميت ويژه داد.

ضرورتهاي/ي كه ش/وراها را حمايت ميكنند

ش//وراها دقيقا در زمانهاي در كشور حيات اجتماعي خ//ود را آغاز كردند كه بيش از هر دورهاي نياز به وجود آنها احس//اس ميش//د. ايران در مسير توسعه اجتماعي، مدني و حتي تكنولوژي صنعت افتاده و اگر قادر به ايجاد و بناي شوراها نميشد امروز بيهيچ انكاري به لحاظ اجتماعي در ميان كش//ورهاي در حال توسعه، داراي يكي از سنتيترين و متاسفانه عقبافتادهترين نظامهاي اجتماعي بوديم. اما اين مهم دقيقا به اين معني نيست و نخواهد بود كه كاركرد و عملكرد ش//وراهاي ش//هر و روس//تا كاركردي دقيقا درست و متناسب با ه//دف و ماهيت ذاتي تفكر ش//كلگيري اين نهاد اس//ت. اگرچ//ه تحوالت منف//ي عارض ب//ر ايران نظي//ر جنگ و بحرانه//اي متعدد بدخواه//ان اج//ازه ب//روز و ثب//ات در زندگي مردم//ي را ب//راي تقريبا يك ده//ه و اندي به راحتي نميداد اما درست در مقطعي از تاريخ ما نهادهاي ش//ورايي ش//كل اجرايي به خود گرفتند كه نيازهاي مدني، اجرايي و مطالبات مردمي به س//طح بسيار حساس و انباشتهاي رس//يده بود و از دست سياس//ت اجرايي نيز علن//ا، كاري در راس//تاي تحقق اين مطالبات به درس//تي بر نميآم//د. نكته مهم فكري در راستاي آسيبشناسي دقيقا در همين مقطع به وجود ميآيد كه بدانيم شوراهاي شهر چه اهدافي را به الزام بايد محقق ميكردند و چه ميزان از وظايف خود را انجام دادهاند. در حال حاضر به لحاظ اصولي چه اهداف و آرمانهاي بلندمدتي را مدنظر دارند كه متناسب با نيازها و خواستههاي شهري ما تدوين و در نظر گرفته شده و در نهايت امر چه تالشها و اقداماتي در اين راستا انجام شده و ميشود.

نياز ب/ه ش/وراها يك/ي از مهمترين مطالبات مدني

ما به وجود ش//وراها نياز حياتي داش//ته و داري//م. اين ادعا به ال//زام ماهيت صرفا ايراني يا شهري مثال شهري مانند تهران ندارد و در واقع نيازي است كه همه افراد ساكن شهرهاي كوچك و بزرگ در هر كش//وري بايد داش//ته باشند. به بيان ساده بايد گفت وقتي ساختار اصلي سياس//ي يا همان دولت در هر كشوري مشغول مديريت راهبردي مشروعيت سياسي خود در عرصه حيات مش//ترك جهاني است، طبيعي اس//ت كه داراي چنان وظايف مهمي بوده و خواهد بود كه نام بردن هركدام از آنها به هيچ عنوان ميسر نخواهد بود. به اين معنا دولت سياس//ي از اداره و توج//ه به ارتباطات خارجي كش//ور تا صادرات مثال نفت و س//اير توليدات را برعه//ده دارد تا پرداختن به امور كالن بهداشت، كش//اورزي، راهوشهرسازي و توجه ب//ه بنيانهاي صنع//ت و توليد مبتني ب//ر رفاه عمومي همه آح//اد جامعه و در همه زمينهه//ا ت//ا پرداختن ب//ه ام//ور فرهنگي و ملي كشور.

اين دقيقا ش//كل س//اده از تعريف عملكرد دولت در وضعيت موجود اس//ت. اگر كسي به اين تعريف ساده قائل باشد به راحتي به اهميت فوقالعاده هركدام از اين امور نيز واقف است. اين ش//كل ارتباطي درواقع در يكسوي خود دولت منتخب را مدنظر دارد و در سوي ديگر مردم كشور را كه چشم اميد به دولتي دارند كه بنا دارد بهترين شرايط زندگي و زيست جهاني را براي آحاد مردم كشورش فراهم كند.

حتم//ا ب//ه اين مرحل//ه از فرآين//د حيات اجتماع//ي خودمان واق//ف خواهيد بود كه به اعتب//ار وظيفه خطير و بيش از اندازه مهم هر دولتي، اموري وجود داش//ته و خواهند داشت ك//ه بناي توقع و تحقق آنها ب//ه واقع وظيفه تحميلي بيش از حدي بر بدنه دولت سياسي وارد ميكن//د. به زبان س//ادهتر اموري كه به زندگ//ي روزمره افراد جامع//ه برميگردد چه نيازي دارد كه حج//م بااليي از انرژي و توان دولت سياس//ي را به خود مشغول كند، صرفا ب//ه اين خاطر كه فقط كار انجام ش//ود؟ براي نمون//ه فرض كنيد دولتي حجم قابل توجهي از بودجه رفاهي كشور را امسال صرف واردات واگن قطار براي شبكه متروي شهرهاي مهم كشور كند. متعاقب مساله هيچ ارگان و نهادي ه//م توانايي راهاندازي اين سيس//تم جديد را در س//طوح ترددهاي ش//هري نداشته باشد و باز دس//ت آخر اين خود پتانس//لهاي دروني يك دولت باش//د كه اين شبكه را راهاندازي و مديريت اوليه و اساسي كند. اين سوي مقوله اين نياز و پرس//ش بنيادي شكل ميگيرد كه پ//س مردم جامعه چه ام//وري را بايد نظارت كنند، پس كساني كه نيازمند اين سيستمهاي رفاهي هس//تند چه زماني باي//د وارد گردونه دخال//ت بر امور خوي//ش از حيث اجتماعي و حتي بخش//ي از زندگي شخصي خود شوند. به سادهترين بيان ممكن بايد به اين حقيقت برسيم كه شوراي شهر به واقع يك نهاد كامال مردمي متشكل از اعضاي انتخابي توسط مردم اس//ت كه بناي رسيدگي به آن دسته از امور و مطالبات مردم را دارد كه به زندگي حال و تعالي اجتماعي آنها وابسته است.

همي//ن ش//كل از بي//ان كه به ش//وراهاي مدن//ي ارتباط پي//دا ميكند ب//ه دنبال خود نشان ميدهد كه مردم به نظارت در عملكرد نهاده//اي مدني مربوط به رفاه ش//هري نياز دارند، از اين روي ميبايس//ت ش//وراي شهر به خواس//تههاي مردمي رسيدگي كند. يعني غير از اجرايي بودن، به الزام نهادي نظارتي به خواس//ت مردم بوده و هست و در اين فرآيند مجري تقرر آرزوهاي تكتك افراد جامعه در راس//تاي تعالي مدن//ي و اجتماعي و افزايش كيفيت زندگي آنهاست.

نس/بت ش/وراهاي ش/هري ب/ا نهاد سياست چگونه بايد باشد

س//اختار شوراهاي ش//هري ما بايد چنين باش//د. به اين معن//ا هرچقدر كه ش//وراهاي ش//هري به ش//كل زندگي و نيازهاي مردمي نزديك هستند به همان اندازه نيز از سياست ب//ه دور ب//وده و خواهن//د بود چراك//ه نيازي نيست دس//تكم در اين نهاد مدني به دنبال مطالبات سياس//ي و براي مثال تعيين مرامها و دستاوردهاي سياسي و حزبي بود. به معنايي ديگر سياست حاكم بر كشور با كمال اشتياق و مطابق با خواس//ت معق//ول جامعه هم پول هزينه ميكند و هم نهايت تالشش را ميكند تا نهادهاي مدني ش//ورايي به آن حد از بلوغ و كاركرد مطلوب برس//ند كه ديگر نيازي به دخالت دولت در امور مدني و مردمي نباش//د. اي//ن متعاليترين قدمي اس//ت كه يك دولت م//ردم نه//اد در ط//ول حيات سياس//ي خود بايد بردارد.

در اين راس//تا ش//وراهاي شهري به عنوان نهادهايي مدني مدام بايد در پي پويايي باشند و به اندازه فاصله گرفتن از نهاد دولت در راه و هدف جذب و ذوب شدن در تودههاي مردمي و اجتماع//ي، نهاي//ت تالش خ//ود را با انجام درست وظايفشان در اين راستا اعمال كنند. ش//وراها به همان ميزان كه ش//كل و سازمان نظارتي و اجرايي دارند، به همان اندازه نيز در راستاي بازيابي و توسعه وظايف خود موظف به تحرك و عملگرايي هستند و به همين منوال عملكرد شوراهاي شهري مدام در حال افزايش بوده و تنوع زيادي نيز براي شكلگيري كارها و اقدامات جديد مدني از آنها بايد توقع داشت. ذكر اين نكته مهم بوده و هميشه خواهد بود كه عالوه بر حساسترين و بزرگترين اقدامات و وظايف بر گردن شوراها، اين نهادها متولي ايجاد ارتباط صحيح ميان هس//ته سياس//ت حاكم با مردم به ميزان خواستهها و مطالبات مردمي هستند. در اين رسالت به همان اندازه كه كيفيت انتقال مطالبات و خواستهها مهم اس//ت به همان ميزان استقرار بهترين شكل ارتباطي ميان خواستههاي مردمي با نهادها و افراد سياسي بهعهده شوراهاي شهر است.

ب//ا توجه به اين توضيحات كه دربرگيرنده بخش ديگري از عملكرد شوراهاي شهري بوده و خواهد بود به نظر مخاطبان يا ش//هروندان ش//هرها، نهادهاي ش//ورايي تا چه حد در اين راس//تا درست عمل كرده و به پيش رفتهاند؟ نهادهاي شورا براين مبنا نهادهايي مورد اعتماد مردم هستند يا خير؟

يكي از مهمترين آسيبهايي كه به شوراهاي شهري وارد ش//ده و از قضا معضلي بزرگ در راس//تاي تحقق اهداف اين نه//اد مردمي در ايران است، دقيقا از س//وي تفكرات ناموزون موجود در منظومه اجتماع ريشه گرفته است. به بدترين شكل موجود توان فكري و اجرايي جامعه ايراني به سمت سياسي كردن اين نهاد بوده و هست و خواهد بود. شوراها به محملي در راس//تاي افزايش شوق و شادي جناحهاي حزبي در ايران بدل ش//دهاند. مردم به همان اندازه كه مشاركتهاي سياسي در سرنوشت خود را تنها راه سعادت اجتماعي و توفيق در زندگي روزمره خود ميدانند به همان اندازه نيز سعي در رنگ و بوي سياسي دادن به ماهيت ش//وراهاي ش//هري و حتي روس//تايي دارند. كافي است سري به روستاهاي كشور بزنيد و ببينيد كه وقتي سراغ دهيار را ميگيريد اولين كالم از س//وي هركسي در مورد وي اصولگرا يا اصالحطلب بودن فرد اس//ت. بدون در نظر گرفتن يا حتي دانس//تن اقدامات يا خدماتي كه براي روس//تاي خود انجام داده اس//ت. در شهرهايي نظير تهران همين مساله درخصوص شورايارها هم به عينه صدق ميكند. گويا تنها اين كارگروههاي موجود در مناطق هستند كه بي ادعا كار ميكنند و در س//وي ديگر تالش مضاعفي را ب//ه خرج ميدهند تا گزارشهاي آنها يا نظراتشان جامه عمل بر تن كند.

در اين راستا آنقدر شوراهاي شهري فداي نگاه سياسي مردم شدهاند كه علنا درخواست مطالبات مدني و همه آن چيزي كه ش//وراها براساس موازين قانوني ملزم به اجرا و انجام آن بودند، تاحدود بسيار زيادي به فراموشي سپرده شد و در اين دو دهه به مرور شوراهاي شهري تبديل به سومين بخش سياسي زندگي مردمي ش//دند. بخش اول تعيين رياس//تجمهوري، بخش دوم تعيين نمايندگان مجلس ش//وراي اسالمي و بخش سوم تعيين نمايندگان شوراها و توجه به كاركرد سياسي اين نهاد.

خلط وظايف شوراها با ساير نهادهاي سياسي

در اين راس//تا باز بخش عظيم سياس//ت و مطالبات سياس//ي كه از قضا و ب//ه الزام بايد از طريق مجلس ش//وراي اس//المي رهگيري ش//وند و نمايندگان منتخب مردم در مجلس متولي رسيدگي به آنها هستند، علنا به دوش نمايندگان شوراي شهر افتاد. در انتخابات هر دوره از ش//وراي شهر متاسفانه شاهد دخالت ش//به احزاب و ش//خصيتهاي سياس//ي در ش//كلگيري تنها نظام و نهاد مدني مس//تقل در كش//ور هس//تيم. اصالحطلبها از يكس//و اصولگرايان از سوي ديگر و بخش قابلتوجهي از مردمي كه براس//اس همين معيارها زيست اجتماع//ي و مدن//ي خود را به س//مت همان تح//والت و التهابات سياس//ي بردهاند س//عي ميكنند تا به بدترين ش//كل ممكن سياسي نهادهاي مدني شوراها ضرورت اجرايي به خود گرفته و به اصطالح براي دورهاي ديگر كارشان را آغاز كنند. متاس//فانه همان كساني كه يك روز تمام تالش خودشان را در راستاي تحقق جامعه مدني كرده بودند و حتي بر همين مبنا شوراهاي شهر و روستا نيز بنا به التزام به مباني جامعه مدني ش//كل اجرايي و تحقق عملي به خ//ود گرفت، امروز براي سياس//ي كردن اين نهاد از هيچ امري كوتاهي نميكنند. روزهاي متوالي صرف انتخابات افراد، رايزنيهاي حزبي و تشكلمدار ميشود تا دقيقا همان كساني به عنوان نمايندگان مدني مردم وارد ش//وراهاي ش//هر شوند كه اگرچه ش//ايد هيچ تخصصي در اداره جامعه و امور مرتبط به شهرنش//يني و ش//هرداري ندارند، اما مورد اعتماد و اعتبار شبه احزاب و تش//كلهاي سياسي موجود و رسمي هستند.

متاس//فانه اين ش//كل از نگاه نامناس//ب به شوراهاي ش//هر بزرگترين آسيب در راستاي تحقق هم ماهيت شوراهاي شهر و روستا بوده و هم مانع انجام اموري ميشود كه تحت اختيار شوراهاي شهر و سپس روستاها هستند.

اعترافات اخير اعضاي شوراي شهر تهران در راستاي نقش نامناسبشان در اداره جامعه مدني و اجرايي شهر تهران و همچنين نظارت نادرس//ت ب//ه اقدامات و عملكرد ش//هرداري تهران ب//ه عنوان اصيلترين مق//ام مدني در تاريخ مدنيت نوين ايراني دقيقا نش//اندهنده دهشتناكترين قانونش//كني و فرار از تعهد و مس//ووليتهاي خطي//ر نمايندگاني اس//ت كه به اس//م انجام امور مردمي و كالنش//هري نظي//ر تهران در جايگاهي مق//دس كه همانا صندلي خدمتگزاري به مردم اس//ت، مش//ت و فضاحت روانه همديگر و خانواده متشخص خ//ود ميكنند، دقيقا بيانگ//ر عمق فاجعهاي اس//ت كه در نهادهاي ش//ورايي م//ا و به تبع آن در ش//هرها و روستاهاي ما به عينه تحقق پيدا ميكند چراكه نشس//تن در مقام اجرايي و مدني نياز به تخصصهاي مكرر و متعددي دارد كه هركدام به الزام ميبايس//ت نماينده بخشي از جامعه و يا مطالبات مردمي باشند، در صورتي كه در ش//وراهاي ما اغلب ش//اهد حضور افراد بازنشس//ته سياس//ي و انتظامي، اف//راد كامال بيس//واد در معان//ي اجتماعي و تامالت زندگي شهري يا حتي كساني هستيم كه به صرف ايجاد رابطههاي تشكيالتي وارد اين نهاد ش//دهاند. حال با توجه به اين اوصاف و دقيقا همه آن چيزي كه تكتك افراد جامعه نسبت به سابقه و فعاليت شوراهاي شهري ما دارند، به نظر نميرسد بتوان نمره مطلوبي به عملك//رد دو دههاي اين نهاد داد. به يك معنا اصل معناي//ي اين نهاد با هرآنچ//ه كه امروز ميبينيم و شاهد آن هستيم فرسنگها فاصله دارد. تاسفبارترين بخش اين آسيبشناسي دقيقا نقطهاي است كه درصد بااليي از مردم اجتماع ما نميدانند از چه مقطعي نگاهشان به ماهيت و كاركرد شوراهاي شهر و روستا تغيير كرده اس//ت و به ان//دازهاي درگير تهييجهاي كاذب سياسي شدهايم كه بياختيار وقتي در برابر تعيين سرنوشتهاي چهارساله اين نهادها قرار ميگيريم، شكل سياسي و سياستزدگي مهمترين مالك انتخاباتي ما ميشود. كالم آخر زمان زيادي از شروع كار شوراهاي شهري و روستايي ميگذرد، اما شايد هنوز وقت براي تجديدنظر در نگاه مدني ما به شوراهاي شهري باقيمانده باش//د كه دقيقا درست و متناسب با ش//خصيت اجتماعيمان در تشخصبخشي به ش//وراهاي شهر و روس//تا اقدام كنيم. اگر چنين باش//د فصل نويني در كاركرد و حيات ارزشمند شوراها به وجود ميآيد، در غير اين صورت اين نهاد ميرود تا درهر دوره كمكاري و نبود قوه شناخت درست خود را در اعترافات تاسفبار اعضايش از كمكاريهاي كالن در حق مردم و حيات ش//هري آنها و بيانات نادرست و توحشه//اي برخ//ي از اعضايش در صحن علني ش//ورا يا در راهروهاي اين نهاد، تجسم عيني بدهد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.