درد بیدرمان خرافات

گزارش میدانی »جهان صنعت« از بازار داغ رمالی و فالگیری؛

Jahan e-Sanat - - News -

محمد میالنی- ناخن یکی از انگش//تهای گربه هم باشد کافی است. فرقی نمیکند کدام انگشت. داخل دو لیوان آب بریزید، این نمکی را هم که داخل این پاکت دادهام با آب مخلوط کنید. تازه عروسمان را روبه قبله بنشانید، با یک ملحفه بزرگ روی سرش تاجی درست کنید. کاسه مسی داغ شده را که بویش از شدت گرما بلند شده باشد روی تاج ملحفه بگذارید و این لیوان آب نمکین و آن ناخن گربه را داخلش بریزید طوری که بخار شدیدی کند و داخل فضای اتاق بپیچد. در این هنگام باشد که دختری دیگر در اتاق بنشیند و همپ//ای صدای جلز و ولز آب این آیات س//وره خرابه را بخواند!

اینها نسخه جنبل آقای عبدلی است؛ رمالی که برای تماس با منشیاش باید کلی التماس کن//ی، تا بماند به آنک//ه بتوانی وقت بگیری و ب//ه یکی از خانههایش ب//روی. تازه اینجا گویا خانهاش نیست. اصال معلوم نیست کجاست؟! هنگام گرفتن پول کلی هم منت سر خلقاهلل میگذارد که برای دعاهایی مشابه در شهرک غرب س//ه برابر این خواسته را مطالبه میکند و مردم الم تا کام ش//کایت نمیکنند. چون به اوراد او اعتقاد کامل دارند. وقتی پرسیدم، سوره خرابه مگر داریم، بنده خدا؟ عینک تهاسکانیش را ب//اال پایین کرد. باز چیزی نفهمید. کاغذی را به س//متم آورد و گفت: تو بخوان. با همان سبک خطوط و دستخط که خوب میشناسم و میتوانم بخوانم نوشته بود. رو به آقای عبدلی کردم و گفتم: برادر س//وره احزاب نوشتهاند نه س//وره خرابه!! خواس//ت جمع و جورش کند، گفت از فرط خستگیس//ت. گفتم خدا را شکر ک//ه میدانم اینه//ا رو خودت نمینویس//ی و س//فارش میدهی که بنویس//ند. واال آنوقت چه مینوشتی؟!

بخشی از مش//کالت و عواقب این کاسبی مورد تقاضای مردم، اینگونه تهیه میش//ود. یعن//ی یک س//ری افراد حال به قص//د فرار از نیفت//ادن در چن//گ قانون یا ب//ه دلیل اینکه نمیتوانن//د ب//ه وضوح ب//رای خودش//ان این کسبوکار را مدیریت کنند، برای رمالها کار میکنند. هرچه بازار نوش//تار روی پوست آهو و پ//ر ط//اووس آن هم با آب زعفران و نخ طال بیش//تر باش//د، درآمد کار بیشتر است. بخش قابل توجهی از کشتار حیوانات خاص به قصد استفاده از اعضا و اندام بدنشان در کسبوکار ای//ن صنف دقیقا به همی//ن خاطر و با هدف کس//ب درآمد بیشتر صورت میگیرد. به قول خانم پیری که مخالف سرسخت این عوالم بود؛ هر موش مرده بیدم یا هر گربهای که از ناحیه یک پنجه معلول است را دیدید، بدانید که برای بستن بخت بینوایی یا از سکه انداختن کاسبی و رزق آدم موفقی بریدهاند. ش//هر که اینگونه باشد پس وای به حال جنگلش!

عبدل//ی هنوز بازار کارش رونق دارد. با این همه برنامههای متعددی که صدا و سیما پخش ک//رده و این همه پلیسهایی که به خانه این افراد شیاد رفتهاند و آن همه نمونههای بدیهی جرم از مفسدههای این جماعت کشف و ضبط کردهاند اما بازار بسیاری از این رمالها هنوز داغ و پررونق است. وقتی این را به او میگویم خیلی تند به صورتم نگاه میکند و میگوید: نه چشم هیزی دارم و نه معتاد به چیزی هستم. کارم را بلدم. کلی هم انرژی و توان سر تهیه این دعاها و اوراد میگذارم. خودت بهتر میدانی.

اینها حرفهای یکی از تعداد نامش//خص اما فراوان رمالها و دعانویسهایی اس//ت که در ایران زندگی میکنند. حد و حس//ابی هم در کارش//ان نیست. تقریبا هرکسی که به آنها رجوع کند، مشکلش را حل میکنند. واقعیت موجود این است که یک راست باید حقیقت را بیان کرد و پای این اعتقاد هم ایستاد که این افراد به هیچ عنوان مقصر نیستند. سطح شعور و فهم جامعه به طور مستقیم تعیین میکند که این افراد باشند یا نباشند. دامنه فعالیتهایشان گسترده باشد یا نه، به طریق مخفی و با ترس از ابزاره//ای انتظام//ی و قانونی فعالیت کنند یا آشکارا و س//ازمانیافته فعالیتهای خود را توسعه دهند. واقعیت موجود میگوید اجتماع ما هنوز بسیار متاثر از امورات خفیه و همچنین میزان تاثیر اقدامات افراد بر این امورات است. اج//ازه دهید ب//ه بیراهه نرویم. بناس//ت صرفا کیفیت مواجهه افراد و دس//ته رمالها را مورد آسیبشناسی قرار دهیم. در این خصوص باید یک دستهبندی تا پایان این گزارش ایجاد کنیم تا به نتیجه الزم برسیم. از این رو، صحت و سقم کامل یا نس//بی این امور یا میزان تاثیرپذیری افراد از مشتقات این دنیای به اصطالح ماورایی دقیقا همان مدخلی اس//ت ک//ه از عهده این گزارش خارج است و بسیار بااحتیاط در مورد آن باید سخن گفت.

متاسفانه تاکنون به درستی فعالیت این افراد و ب//ه تعبیر بهتر، این صنف، به این صورت که حریمهای عملکردی فعالیتهایش//ان مدنظر و م//الک طبقهبن//دی باش//د، م//ورد نظارت قرار نگرفته اس//ت. به همین دلیل مهم است که همیشه با طیف عظیمی از موارد ناخواسته و اخب//ار ناقص مواجه میش//ویم و نمیتوانیم تشخیص دهیم چه خبر است. رمال، دعانویس، جادوگر و آش//نا به علوم غریبه، هر کدام برای خود ساحتهایی کامال متفاوت از هم دارند. دسته اول: رمالها کنایه از رمل و اس//طرالب به عنوان دو ابزار پایهای در علم ستارهشناسی قدیم است که بسیار م//ورد اهمیت بوده و هس//ت. هنوز هم علمایی هستند که وامدار این سنت و علوم شریفه بوده و هستند و در این زمینه فعالیت دارند و از همه مهمتر رمل و اسطرالب هنوز هم در علم رصد و ستارهشناسی و تعیین ماههای قمری، خسوفات و کسوفات کاربردی ویژه دارد و متاسفانه شأن علمی ساحتی که به اشتباه به این دسته از افراد اطالق میشود. رمال به معنای کسی است که مدام رمل میاندازد. هم//ان مهرههایی که در این صنعت کاربرد دارند. اما فهم قرار گرفتن این مهرهها کار هرکسی نیست. حتی بسیاری از کسانی که امروز واقف به امور ستاره شناسی هستند، نیز رمالهای خوبی نیستند. به عنوان نمونه، یکی از شهیرترین رمالهای تاریخ ستارهشناس//ی و علوم خفیه و آسمانی عالمه شیخ بهایی علیهالرحمه بودهاند. حال کامال میتوانید درک کنید که چه ظلمی در حقعلوموشخصیتهایبرجستهقدیممیکنیم وقتی، به برخی از افراد کوچه و خیاباننشین یا کسانی که حتی نمیتوانند کالم و بیانی درست با مردم داشته باشند، رمال میگوییم. پس دقیقا و بدونهیچشبههایهمهکسانیکهدرمعابروکنار خیابانها مینشینند و ادعای شناخت از احواالت گذشته و آینده آدمی دارند، شیادانی بیش نیستند که به میزان فهم افراد میتوانند حسابی دروغ به خورد افراد بدهند و کسب درآمد کنند. دسته دوم: کفبینها در این دس//ته اجازه دهی//د همه تنوعات موجود را برای طوالنی نش//دن کالم متمرکز کنی//م. از کس//انی ک//ه با دیدن کف دس//ت پیش//گویی میکنند تا کس//انی ک//ه با دیدن تهمانده قه//وه، فال میگیرند و تاریخ از مرگ ساعت عشق و معشوق میگویند و ورق و پاسور و تاروت و ...را س//رخط میکنند تا مهمترین وجوهات زندگی مردم را بیرون بریزند. دامنه فعالیتها و کس//بوکار این صنف هم به الزام به شهرهای کشور ما خالصه نمیشود. تجارت پرس//ودی در ای//ن بخش متمرکز اس//ت که ش//هرت آن را جهانی کرده اس//ت. از برجهای بلند منهتن در نیویورک تا برجهای آتیساز و اسکان در تهران، از کوچههای کاهگلی بخش س//فلی کناره رود نی//ل در قاهره تا محلههای اعیاننشین سنپترزبورگ، هستند کسانی که به ارقام گزاف و باورنکردنی مش//تاقند تا فال قهوه و ورق ش//ما را بگیرند. اما اجازه دهید به تهران برگردیم. نسلی از زنان پا به سن گذاشته تهرانی که از خانوادههایی هستند که دستشان به دهانشان میرسد. سیمین خانم اسکان را خوب ب//ه یاد دارد که رقص س//ایههای ارواح روی دیوار دفتر کارش و دوجوان خوشتیپ و خوش اندام بادیگاردش چه امپراتوری قهوهای به راه انداخته بود. فقط برای طنازی بگویم که بین سالهای 1376 تا 1378 شهریه یک ترم دانشجویان در دانشگاه آزاد و در رشتههای علوم انسانی واحدهای مختلف در کشور با ترمهای پ//ر واحد، تقریب//ا بین 19 ت//ا 27 هزارتومان میش//د و خیلیها توان پرداخت همین مبالغ را به صورت قسطی در طول یک ترم نداشتند. سیمین خانم هر فال قهوهاش 50 هزارتومان برای مش//تریهایش آب میخورد. آن هم در ش//رایطی که منشی او در تابس//تان سال77 برنامهریزی کرده بود که اگر زمان رسیدگی به امور مشتریهای عصرهایشان را مقداری کم کنند، آنگاه میتوانستند به قصد ثواب هر روز دو مورد از مراجعهکنندگان بین فالی نیازمند و ضروری که حتی حاضر به پرداخت رقم 80 هزار تومان میشدند را راه بیندازند و سرنوشت آنه//ا را از روی الیههای قهوه بخوانند. همین احوال و خدمات هماکنون از سوی خانمی به اس//م دالرام در یکی از برجهای بیشناسنامه تهران ارائه میشود. یکی از مشتریهای دائم او که س//یمین خانم را نیز از قضا خوب به یاد دارند، اذعان میکنند همان کیفیت کار سیمین خانم اکنون در دفتر کار و نظرات دالرام خانم وج//ود دارد. منتهی رقم یک فال و احیانا ارائه ی//ک دعای نهچن//دان بزرگ و س//خت تا دو میلیون تومان در یک جلسه هزینه برمیدارد. میگوید دالرام با بدری خانم از سوی یکی از شبکههای لسآنجلسی رابطه نزدیکی دارد و او که گویا در بین کوتهفکران ایرانی معروفیت دارد، مه//ر تاییدی به کارهای بینقص دالرام زده است اما این بینقصی کالم و اعتقاد بنده نیست. س//خن همان خانم معتاد به فالهای قهوه اس//ت. تحلیل ش//رایط موجود و میزان اس//تقبال عمومی از این فرآیند اس//ت که به عنوان یک تهدید جدید برای س//المت فکری جامعه ما باید مدنظر باش//د. این مساله، دقیقا حکم به احوال کسانی دارد که حتی حاضرند از سر بحرانهای روانی و نیز نداشتن بنیانهای درست اعتقادی و حتی مذهبی اینچنین خود را به دست این قصابانی بدهند که هیچ رحمی به انسانیت نمیکنند. از این حیث و براساس صحبتها و رفتارشناسی کسانی که هنوز سربه تایید این فضاهای افسونی هستند، ما با طیف قابل توجهی از بیماران و معتادان به این مسائل روبهرو هس//تیم. کس//انی که حتی دامنه این رفتارهای ناهنجارشان به حدی رسیده است که به تایید افراد موثق، حتی برای خریدهای قابل توجهشان نظیر خودرو یا لباسهای گرانقیمت ...و از وسط خیابان و مراکز خرید با کفبین و طالعبینشان تماس میگیرند که این خرید را انجام بدهند یا نه! دسته سوم: جادوگران این قش//ر از مدعیان عوال//م غریبه خیلی خاص هس//تند. به هیچ عن//وان نمود عینی و اجتماع//ی خود را علن//ی نمیکنند و در عین حال فعالیتهای وس//یعی در راستای دخالت عوال//م و موجوداتی که به چش//م عادی دیده نمیش//وند، در ام//ور این دنیا دارند. حس//اب و کتابش//ان نیز صرفا ب//ه یک منطقه منحصر نمیش//ود و فعالیتهایشان ریش//ه در تاریخ کهن بشریت دارد. ستارهشناسان و جادوگران دربار فرعون مصر تا دربار خس//روپرویز دقیقا عینیترین مثالهایی هستند که بیشک همه در مورد آنها ش//نیدهاند مثال از توس//ل صدام حس//ین رهبر ح//زب بعث تا عوالم خس//وف و کس//وف گرفتگیه//ای س//رهنگ قذافی و همچنی//ن محفله//ای خاص سیاس//یون در ایاالت متحده دقیقا نش//اندهنده توسل این افراد به س//مت و س//وی نامتعارف این عوالم اس//ت. همان احوالی که از معت//ادان رمالی و کفبینی عنوان شد، در خصوص برجستههای سیاس//ت و نخبههای اقتصادی و انفورماتیک جه//ان هم میت//وان نمونههایی بیان کرد که بسیار متعجبکننده است.

به عنوان مثال، در سابقه تولید یا عدم تولید همین گوشی تلفن همراهی که در دست دارید یا گاهی پیروزی رییسجمهور یا نخستوزیر کش//وری، از طریق مجموعهای از فعالیتهای تیمی و گروه//ی رماالن و جادوگران ...و بوده است. جادوگران اینچنینی را با تردستهای مطرح و معروف به هیچ عنوان اشتباه نگیرید چرا که تردس//تی رس//م خالقیت حرفهای در انج//ام کاری خاص و جذاب اس//ت که روزی اتفاق میافتد و س//ریع مخاطب//ان به نوع آن تردستیها واقف میشوند و تمام اما جادوگری به هیچ عنوان ش//وخیبردار و س//رگرمکننده نیس//ت و دقیق//ا نش//ان میدهد ک//ه چگونه پایههای عقالنیت انسان میتواند اسیر چنین امور خرافی شود. دسته چهارم: آشنایان به علوم غریبه به هیچ عنوان نمیتوان منکر ارتباط افراد با عوامل غریبه شد. به میزان تعاریف و ضوابط مندرج در چند آیین، شکل ارتباطی به صورت خاص وجود دارد. تنها فصول مشترک در میان همه این آیینها، سرسختی وصالیافتگان در عدم بیان موارد و مشاهدات و همچنین تالش در ع//دم ارتب//اط میان زندگ//ی این جهانی و اجتماع//ی آنها با نمودها و ملزومات الزم برای حضور در این عوالم است. صدالبته که توقعات و برخی از حوایج افراد در توسل به افراد آشنا به علوم غریبه یا حتی توسل فردی به مبادی و آداب تامالت به نیروهای غریبه میتواند انسان را ناامید نکند.

این چند تقسیمبندی کلی و مجمل را انجام دادی//م تا به این نتیجه برس//یم آنهایی که به شدت به دنبال کسب حاصل و فایده یا رسیدن به اهداف مخصوص به خود هستند، به شدت به ملزومات غیراخالقی و حتی تمامیتخواهانه متوسل میشوند. حتی در سطوح پایینتر این خواستهها علنا نوعی بیاخالقی حریصورزانه نس//بت به کسب منفعت از نعمات این عوامل به چشم میخورد.

حال با توجه به این وضعیت، صدافس//وس و درد که اقش//ار مختلف جامعه به سمت رفع و رج//وع مش//کالت و خواس//تههای خود که رس//یدن به آنها برایشان بعید است، اینگونه درگیر چنین عقبافتادگیهای ذهنی و فکری میشوند و هزینههای ارزشمند اجتماعی را در این راه حرام میکنند.

توس//ل به این امور خرافه اگر چه صرفا در مرحل//ه تش//خیص و بیان مش//کالت و درد و تمایل و نیاز انس//انی به ریشهیابی مشکالتش ب//ه هیچ عنوان قاب//ل انکار نیس//ت اما دقیقا باید توجه داش//ت که فاجعه بش//ری و مرگ اخالقیات انسانی در وهله اقامه درخواست به رفع مشکل یا معضل یا حتی ادای بدی و شر از این راه به دیگری رخ مینمایاند. این بخش است که متاسفانه هیچ توجهی به آن نشده و از این روی اس//ت که متاسفانه ممارستها و آسیبشناسی این امور از سوی جامعهشناسان یا مددکارهای اجتماعی برای افراد و حتی ورود نیروهای قضایی و وضع جرایم و مجازاتها، راه به جایی نبرده است.

کافی اس//ت س//ری به بازار داغ کفبینی و رمالی از کنار خیابان و پیادهروهای خیابانهای ش//وش و مولوی تهران گرفته تا روس//تاها و شهرکهای دور یا حوالی محل زندگی خودتان بزنید و ببینید به اندازه گس//تره تجارت مواد مخدر، توجه به ای//ن حرفه و مطالبات از آنها نیز بازاری داغ و سکه دارد. کالم آخر ب//ه هی//چ عنوان تاکن//ون نش//ده که بین دین//داری مردم و نس//بت و توجه آنها به امور خرافی ارتباطی عقالنی پیدا یا ادعا کرد که مثال به اندازه افزایش دینداری در افراد جامعه، میزان مواجه ش//دن و توسل آنها به این امور کاسته میشود. از این رو، گرایش و مقبولیت ارتباط و اس//تفاده از این امور، توهمی فردی و سپس اجتماعی اس//ت که از قضا میزان سواد، رشد طبقه، ثروت یا فقر مالی را نیز شامل نمیشود و ب//ه تعبیری مرزهای اجتماعی را نیز از میان برداشته است. از قضا در آسیبشناسی گرایش مردم به امور خرافی از این نوع، ذکر این نکته بسیار قابل اهمیت و توجه است که امتناعات مکرر و هشدارهای متعدد عوامل انتظامی کشور و حتی اطالعرس//انیهای گس//ترده رسانهای باالخص صداوسیما، هیچ تاثیر عینی بر این بازار پررونق کسبوکار نگذاشته است. در نهایت الزم به ذکر است با این روش راه به جایی نمیبریم. مثاله//ا و اتفاق//ات و رخداده//ای فراوانی در این خصوص وج//ود دارند که محملی جهت توصیف آنها موجود نیس//ت، که اگر میش//د برخ//ی از موارد را بیان کرد، آن وقت خودتان باید قضاوت میکردید که به راستی انسانیت و تفکرات بوی فساد گرفته برخی از همین افراد دور و اطرافمان به کجاها که نمیرسد.

متاسفانهتاکنونبهدرستیفعالیتاینافرادوبهتعبیربهتر،اینصنف،به اینصورتکهحریمهایعملکردیفعالیتهایشانمدنظرومالکطبقهبندیباشد، مورد نظارت قرار نگرفته اس//ت. به همین دلیل مهم است که همیشه با طیف عظیمی از موارد ناخواسته و اخبار ناقص مواجه میشویم و نمیتوانیم تشخیص دهیم چه خبر است. رمال، دعانویس، جادوگر و آشنا به علوم غریبه، هر کدام برای خود ساحتهایی کامال متفاوت از هم دارند

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.