از قبل خود را رییس جمهور میدانست

ناگفتههاي واعظيآشتياني از قدرت گرفتن احمدينژاد؛

Jahan e-Sanat - - News -

اميررض//ا واعظيآش//تياني از جمله افرادي است كه بهواسطه آشنايي و رفاقتش با رييس دولتهاي نه//م و دهم، ناگفتههاي زيادي در مورد ورود احمدينژاد به حوزه قدرت دارد. او ميگويد احمدينژاد يك ماه قبل از انتخابات رياس//تجمهوري ب//ا اعتماد به نف//س باال از پيروزي خود سخن ميگفته است.

آشتياني خود را نخستين فردي ميداند كه شهرداري احمدينژاد را بر سر زبانها انداخته و در مورد آن البي كرده است. اين عضو حزب موتلفه در اين رابطه خاطرهاي را بازگو ميكند و ميگويد: به دوس//تان گفتم اگر انشاءاهلل به اميد خدا در ش//وراي شهر انتخاب شديم، من يك ش//هردار خوب سراغ دارم. پرسيدند كي؟ گفتم به نظرم احمدينژاد براي شهردارشدن خوب است. بخشي از گفتوگوي مفصل سايت انتخاب با اميررضا واعظيآشتياني، عضو شوراي شهر دوم را ميخوانيد.

فكر ميكنم بهتر است براي گفتوگو به س/الها پيش بازگرديم؛ ب/ه زماني كه آبادگران متولد شد؛ رخدادي كه شما هم در بطن آن بوديد. ناطقنوري آن زمان در راس ش/وراي هماهنگي نيروهاي انقالب بود و احمدينژاد هم همكاري داشت.

در واق//ع تنظي//م ليس//ت و گفتم//ان را احمدين//ژاد برعه//ده گرف//ت. او مس//ووليت انتخاب افراد را داش//ت كه توس//ط گروههاي مختل//ف معرفي ميش//دند و ايش//ان حمايت ميكرد. فك//ر ميكنم بيش از 100 نفر بودند كه در هر مرحله تعدادي كم ميشد و در نهايت به 15 نفر رس//يد. در اين قضيه احمدينژاد و زريباف//ان در اين س//ازماندهي و انتخاب افراد خيلي نقش اساسي داشتند.

ناطق نوري در ليست تهران چه نقشي داشت؟

ح//اال اينك//ه پسپ//رده چ//ه حرفه//ا و صحبتهاي//ي ميش//د موضوع//ي ج//دا بود. خودم باور نميكردم كه اصال انتخاب ش//ويم. اگر اش//تباه نكنم 9 اس//فند 81 بود. دو بار به دوس//تان گفتم كه م//ن نميآيم. حتي به دو، س//ه جلسهش//ان هم نرفتم ولي در نهايت به اين جمعبندي رس//يدم ك//ه حضور پيدا كنم. حاال اينكه چرا ما انتخاب ش//ديم و چرا در آن مقطع نسبت به دورههاي قبل مشاركت كمتر بود، طبيعي بود كه به عملكرد دولت و شوراي شهر وقت برميگشت يعني مردم نسبت به اين عملكرد نااميدي و ناراحتي داش//تند و همين باعث شده بود كه بخشي از مردم مشاركت در اي//ن انتخابات را كمرنگتر ببينند. ولي نه من بلكه خيلي از دوستان اعتقاد داشتيم در نهايت اگر از ليست ما كس//ي راي بياورد، شايد بين دو، سه نفر باشد. اين درواقع حالت خوشبينانه بود. يادم نم//يرود روز قبل از انتخابات، چند نف//ري از دوس//تان بوديم ك//ه احمدينژاد را ديديم. احمدينژاد با قاطعيت گفت همه شما راي ميآوريد! احمدينژاد را از قبل ميشناختيد؟ دورادور بله ولي از نزديك با او كار نكرده بوديم. در حد س//الم و عليك كفايت ميكرد چون آن موقع در شوراي نگهبان هم فعاليت ميكرد. البته نه به آن معنا كه عضو ش//وراي نگهبان باشد اما تعامالتي بود و كاره//ا و فعاليتهايي را به طور مختصر انج//ام ميداد. احمدين//ژاد در همين مقطع كه بحث شد و ايشان گفتند كه شما راي ميآوريد، براي ما خيلي عجيب بود. هميشه در اين فكر بودم كه ايش//ان به چه استنادي در اين فضايي كه آنقدر پيچيده است و حتي كانديداهاي مقابل شهردارشان را هم جلوتر معرفي كرده بودند كه فالني اس//ت، آنقدر مطمئن است؟ در حالي ك//ه طرف مقابل خيلي هم پرزور و با چهرههاي سرشناسشان در قضيه ورود كرده بود. ولي جالب اين بود ك//ه روز انتخابات هم باز احمدينژاد را دي//دم و گفتم اوضاع چطور اس//ت؟ گفت تمام است، شماها برندهايد! درحالي كه ساعت حدود 10 صبح و تازه رايگيري شروع شده بود. خيلي برايم عجيب بود و اصال فكرش را نميكردم كه در نهايت اعالم شد از 15 نفر، 14 نفر راي آوردهاند. حتي نفر پانزدهم هم ميتوانست راي بياورد ولي بداخالقياي پيش آمد كه منجر شد نفر پانزدهم م//ا راي نياورد. بنابراين اي//ن نكته خيلي برايم حائز اهميت بود كه ايشان از قبل آنقدر با قدرت ميگفت شماها پيروز انتخابات هستيد.

چطور ش/د كه ب/ه احمدين/ژاد براي شهرداري تهران رسيديد؟

نكتهاي را به ش//ما بگويم كه جزو خاطراتم است و هيچوقت يادم نميرود. وقتي انتخابات برگزار شد، بامداد شنبه كه شايد حدود ساعت 3 صبح بود، در س//تاد عمليات//ي آبادگران در خيابان فاطمي بوديم. يكي از دوس//تان گفت ب//راي بازديد به يكي از مراكزي كه ش//مارش راي انج//ام ميدهن//د، برويم. پرس//يدم كجا؟ گفتند ش//هرري خوب است. يادم نميرود من رانن//ده اتومبيل خودم ب//ودم، دكتر ضيايي و خانم خير به اتفاق برادرشان هم بودند. ساعت حدود 3 صبح بود كه به يكي از ستادها رفتيم و از دور ن//گاه كرديم و ديديم كس//اني كه آرا را ش//مارش ميكنند ميگويند همه آبادگران راي آوردهاند. در راه كه به س//مت آن س//تاد ميرفتيم، گفتم دوستان اگر انشاءاهلل به اميد خدا انتخاب شديم من يك شهردار خوب سراغ دارم. پرسيدند كي؟ گفتم به نظرم احمدينژاد براي شهردارشدن خوب است. با توجه به اينكه س//ابقه رفاقت دكتر ضيايي ب//ا احمدينژاد از دانشگاه علم و صنعت است به من نگاهي كرد و گفت خوب است! خانم خير هم عكسالعمل خاصي داش//ت و اين حرف گذش//ت. از ستاد مذك//ور بازديد كرديم و بع//د از آن نماز صبح را در حرم حض//رت عبدالعظيم خوانديم و به س//تاد برگش//تيم. اين صحنه را يادم نميرود ك//ه احمدينژاد در همان س//اختمان خيابان فاطمي اتاق كوچكي داشت كه رفتيم و سالم و احوالپرسي كرديم و ايشان پيروزي ما را تبريك گفت. بيمقدمه گفتم آقاي دكتر دوست داريد شهردار شويد؟ نگاهي به من كرد و گفت حاال ببينيم خدا چه بخواهد. از اتاق كه بيرون آمدم، زريبافان را ديدم. گفتم من چنين فكري دارم، نظر شما چيست، گفت خيلي خوب است. چند قدمي آنطرفتر فكر ميكنم دكتر دانشجو و بيادي و دكتر ش//ريعتمداري بودند كه من به آنها هم پيشنهاد كردم. شريعتمداري و دانشجو از اين پيشنهاد استقبال كردند. بيادي هم گفت ح//اال ببينيم چ//ه ميش//ود! و همين موضوع اينگونه مطرح شد.

مثلاينكهوزارتكشورقبولنميكرده است.

ن//ه، اجازه دهيد فرآين//د را برايتان توضيح ميده//م. تا اينجا حرف ش//د ولي جمعبندي دوستان اين بود كه 14 نفري كه انتخاب شده بوديم به اضافه نفر پانزدهم كه رسول خادم بود با هم بنشينيم و هركس هر آنچه در ذهن دارد را بگويد كه چه كسي شهردار شود. نزديك 70 نفر اس//امي پيشنهاد شد كه بعد از آن شاخص تعريف كرديم كه كسي كه ميخواهد شهردار شود، داراي چه شاخصههايي باشد. اين را حتي در تابلوي وايتبورد هم نوشتيم و بعد جلسات متعددي برگزار ش//د كه اين افراد ريزش پيدا كردن//د و در نهايت به چهار نفر رس//يدند. بعد از آن تصميم گرفتي//م از چهار نفري كه باقي ماندهاند، برنامه بخواهيم. دانشجعفري، نوريان، س//عيديكيا و احمدينژاد بودند. در آن مقطع دوربين هنديك//م مد بود و هن//وز موبايلها دوربيندار نش//ده بود. دوربينم را آوردم از هر چهار نفر فيلم برنامه آقايان را گرفتم و هيچكس هم اين فيلم را ندارد. نكته جالب اينجاست كه نوريان و س//عيديكيا گزارش و برنامهش//ان را ارائه دادن//د. دانشجعفري به نفع احمدينژاد كنارهگي//ري ميكند. تنه//ا يك صحبت كوتاه كرد و دوستان هم از ايشان تشكر كردند. نوبت احمدينژاد ش//د و ايشان هم صحبتهايش را ك//رد و در اين مرحله رايگيري ش//د. در اين مقطع هنوز رسميت شورا در يازدهم ارديبهشت اتفاق نيفتاده بود و اين فرآيند درس//ت از روز بعد از انتخاب ش//دن ما تا روز حضور و شروع به كارمان در ش//وراي شهر ادامه داشت. ضمن اينكه ما 19 اسفند خدمت مقام معظم رهبري رسيديم و ايش//ان براي شهردار، شاخصههايي را تعريف كردند. اتفاقا در تصميمگيريمان كه براي انتخاب شهردار بود، نقطه نظرات حضرت آقا خيلي مهم بود. در نهايت قبل از اينكه شورا شروع به كار كند، ش//هردار را انتخاب كرديم. چون در اولين جلسه شورا بايد شهردار معرفي ميكرديم، احمدينژاد با 10 راي انتخاب شد، س//ه نفر هم در صحن علني شورا راي دادند و احمدينژاد با 13 راي شهردار شد درحالي كه يك راي مخالف و يك راي ممتنع هم داشت. رسول خادم راي مخالف داد و اگر اشتباه نكنم و حافظ//ه تاريخيام ياري كند، ش//كيب راي ممتنع داد.

حاال با احمدينژادي مواجه هس/تيم كه شهردار تهران است و اصولگرايان هم براي رسيدن به پاستور تالش ميكنند. تا آنجا كه من ميدانم احمدينژاد همچنان در ش/وراي هماهنگي مسووليت داشت و حتي براي انتخابات رياستجمهوري هم از جانب شورا وظايفي برعهده او بود. شما از چه موقع متوجه شديد كه احمدينژاد ميخواهد نامزد رياست جمهوري شود؟ شايد حدود سه ماه قبل از انتخابات. آيا به شما گفته بود؟ ن//ه، نميگف//ت اما ميش//نيديم كه چنين قصدي دارد.

يعني از ماج/راي عكس انداختنش با لباس رفتگران حس ميكرديد؟ نه از آنجا هم حس نميكرديم. از كجا ميفهميديد؟ احمدين//ژاد ن//وع گفتمانش خيلي س//اده ب//ود يعني به زبان مردم حرف ميزد. اعتقادم اين اس//ت كه يكي از هنرهاي او ساده كردن موضوعات است.

باالخ/ره چي/زي ديدهاي/د ك/ه فهميدهايد.

اصال وقتي بحث رياستجمهوري مطرح شد از آنجا ايشان گفت كه شايد من هم بيايم. در جمع گفته بود؟ نه، بين دوس//تان به ص//ورت متفرق گفته ب//ود. يكبار به من و يكب//ار به ديگران گفته بود كه شايد بيايم. ادامه در صفحه 11

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.