جاودان در سینما

Jahan e-Sanat - - News -

رامتين ش/هبازي* - عباس كيارس//تمي در حقيقت نماينده يك جنس از سينماي مستقل در ايران است كه قبل از انقاب شكل گرفت. برخي از اين افراد به هر دليلي به فيلمسازي ادامه ندادند و از فضاي سينما دور شدند. اما عباس كيارستمي آن سينماي مستقل را به بعد از انقاب متصل كرد و آن جنس سينما را ادامه داد؛ جنسي كه بيشتر نزديك به جنس سينماي اروپايي است. چيزي كه بعدها بهعنوان بدنه سينما شكل گرفت بيشتر تحت تاثير سينماي هند و تركيه و آمريكا بود. البته چيزي شبيه فيلمهاي عامهپسند ايتاليايي هم ميان آنها بود اما چيزي كه بهعنوان سينماي مستقل اروپا ميشناسيم به هيچ عنوان در سينماي ايران نبود و جز افراد اندكي مثل عباس كيارستمي اين سينما را نمايندگي نميكردند.

عاوه بر اين عباس كيارس//تمي توانست در بيان به يك پختگي برسد كه صرفا يك دنبالهرو سينماي مستقل اروپا نباشد. عباس كيارستمي به واسطه جهانبيني و مكاشفاتي كه در اطرافش داشت. توانست حكمت شرقي را وارد عنصري از فضاي غربي كند كه ما آن را بهعنوان سينما ميشناسيم و اين منجر به كشف نگاه جديدي شد. به همين دليل سينماي كيارستمي بسيار وامدار تمثيلهايي است كه ما در حكمت شرق ميشناسيم؛ تمثيلهايي كه در كارهاي سعدي و موالنا خوانديم. عباس كيارستمي توانست ارتباطي بين اين رسانه غربي و عرفان و حكمت شرقي ايجاد كند و آن را در بياني هنري به دنيا ارائه دهد. همين عامل است كه باعث ميشود فيلمهاي او براي اهل جهان تازگي داشته باشد و آن را بفهمند. فارغ از معناهاي مختلفي كه براي سينماي هنري ميتوان در نظر گرفت اگر به مغز كلمه رجوع كنيم ميتوان گفت سينماي كيارستمي يك سينماي هنري است. بخشي از اين موضوع برميگردد به بينش شهودي و سبك عباس كيارستمي، سبك هر شخصي مختص خودش است. ممكن است بشود مكتب را به ديگران آموزش داد اما هيچوقت نميتوان سبك شخصي يك نفر را به ديگري آموزش داد يا از آن تقليد كرد. در حقيقت هر آدمي جهان ذهني متفاوتي از ديگران دارد. اين باعث ميشود كه نتوانيم بپذيريم كه دوباره كسي مثل عباس كيارستمي قرار است در سينماي ايران فيلم بسازد!

اصوال چيزي كه امروز در سينماي ايران اتفاق ميافتد تمايل به يك سينماي داستانگوي آمريكايي است مثل سينماي اصغر فرهادي كه البته اين هم در نوع خودش خوب و الزم است و مورد توجه مردم دنيا قرار گرفته است. اما با رفتن عباس كيارس//تمي زنگ خطري براي سينماي مستقل ايران به صدا در آمده است. چون آن جنس تفكر خيلي خواهان ندارد و جنس نگاه مخاطب متفاوت شده است و جنس عاقهمندان به سينما در حوزه كارگرداني هم متفاوت شده است. همه دوست دارند مخاطبان بيشتري جذب كنند و بيشتر تشويق شوند، نه اينكه عباس كيارستمي به فكر مخاطب نبود قطعا او هم عدهاي مخاطب هدف داشت اما خيلي در بند تماشاگر عام و گسترده نبود و به اين دليل است كه نگاهش به نگاه مدرنيستها نزديك ميشود. بنابراين فكر ميكنم شرايط ديگر طوري نيست كه امثال كيارستمي بتوانند در سينما ظهور كنند. البته اين به معني ارزشگذاري بين سينماي امروز و ديروز نيست اما امروز با فضاي جديدي مواجهيم كه جنس ديگري از سينما را طلب ميكند. بنابراين با احترام به همه كساني كه فيلم مستقل ميسازند من فكر نميكنم جايگزيني براي عباس كيارستمي در سينماي ايران وجود داشته باشد.

* پژوهشگر و منتقد سينما

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.