دست باالی مافياي مسكن

نقش بنگاههای معامالت ملکی در افزایش بیرویه اجارهخانه در تهران؛

Jahan e-Sanat - - NEWS -

محمد ميالني - تعدادش//ان شايد تنها با تعداد سوپرماركتهايتهرانبرابريكند.بستگيبههرمحله و نوع وضعيت س//اخت و ساز در آن، تعداد بنگاههاي مش//اور امالك كم و زياد ميشوند. براي مثال تا چند سال گذشته كافي بود در محلههاي بلوار فردوس تهران قدم بزنيد تا متوجه شويد كه تقريبا از هر چهار واحد صنفي، يكي از آنها بنگاه معامالت امالك است. اكنون كه در سمت و سوي اين بلوار وضعيت خريد و فروش و اجاره به اصطالح شرايط نرمالي پيدا كرده، بايد سر به مناطق شمال غربي تهران بزنيد تا متوجه شويد كه در هرپلكيكهبزنيدناموهياتيكبنگاهمعامالتامالك جلوي چشمهايتان ظاهر ميشود. انتهاي اتوبانهاي اشرفياصفهانيوشهركتنفتمحلخوبيبرايتست كردن اين مدعا است. گويي همين مراكزي كه تا ديروز مشغول بازار گرمي حرفه فروش مسكن در مناطق مورد نظر بودند، اكنون در يك شكل سازمان يافته در همان قامت به سوي ديگري از اين شهر منتقل شدهاند. تنها فرق موجود اين است كه چراغ مغازه و واحد صنفيشان در جاي ديگري روشن ميشود. همين و بس.

در ساير مناطق تهران نيز وضعيت به همين طريق است. اگرچه شكل پرحجم بنگاهها و مراكز معامالت ملكي تقريبا در همهجاي تهران س//ويهاي نزديك به هم داش//ته و دارد اما به نس//بت وجود ساخت و ساز در شهري مانند تهران بيشك به تعداد اين واحدهاي صنفينيزاضافهميشود.بدونافزايشكيفيتهاييكه متناسب با شرايط و رفاه اجتماعي افراد باشد. تحوالت اخير اقتصادي به هر نحوي حتي مساله برجام و از ديد فكاهي ماجرا، مقوله پسابرجام نيز نه تنها بر اين شغل تاثيرات خاص خود را گذاشته بلكه منجر به قدرتمند ش//دن نامبارك آنها در راس//تاي افزايش درآمدهاي بادآوردهاي ش//ده اس//ت كه نه مالياتي و نه اداي حق اجتماعي را در آنها نميتوان متصور شد. به راحتي و به همان ميزان هم شهرداري تراكم ساختماني ميفروشد و خواهد فروخت و اين شرمندگي، بناي توقف و تمامي ندارد. مانند قانون انرژي از مديريتي كالن در شهرداري به مديريت ديگري منتقل ميشود.

حال اينكه چرا ش//اهد ورشكس//تگي بسياري از واحدهاي اين صنوف در س//الهاي اخير بودهايم، در تعبيري بسيار ساده ميتواند مويد اين ماجرا باشد كه خريدوفروشواجارهمسكنبهانهايبرايانجامكارهاي اقتصادي فراواني است كه به نوعي لمپنيسم اقتصادي است. همچنين عدم مشاركت در توليد ناخالص ملي، عدم اعتالي اقتصادي را از سوي اين واحدهاي اقتصادي و مش//اركتي به همراه داشته است. هيچكس يا هيچ نمايندهاي را نميتوان پيدا كرد كه بخواهد منكر بروز و وجود چنين شرايطي باشد. شكل ديگري از حيات مالي و كاري اين واحدهاي صنفي از زماني آغاز ش//د كه طعم شيرين ساخت خانه در تهران و ساير شهرهاي كشوردرقالبتشكلهاييبهنامبسازبفروشها،زيرزبان بنگاهداران و دفاتر امالك آمد. سپس ساخت و فروش مسكن از صفر تا صد بر عهده خود اين واحدهاي صنفي افتاد. در اين شرايط و به همين ميزان آنها توانستند هم روي قيمت مسكن اشراف داشته باشند و هم به نحوي در افزايش يا كاهش آن سهم داشته باشند. اين وضعيت در واقع شكلي تعريفشده و داراي نمونههاي اجتماعي از شناخت و تداوم حيات چنين واحدهاي صنفي در شهري نظير تهران است.

افزايش نابس//امان و بيمنطق قيمت در سالهاي ابتدايي همين دهه شمسي، دقيقا شكل تداوميافتهاي از خواستههاي نامعقول اين بخش از مدعيان اقتصادي در شهر تهران بود كه روند آن كماكان ادامه دارد. با توجه به تثبيت قيمت مس//كن از يك سو و همچنين عدم تمايل مردم به قرار دادن نقدينگي خود در اين بخش، علنا باعث نشده وضعيت آنها با تغييرات بنيادي مواجه شود. به راستي بنا نيست تا يك كالبدشكافي جدي از بنگاههاي معامالت ملكي و كليه واحدهايي كه در اين راستا فعاليت ميكنند، صورت گيرد؟ در جامعهاي كه شبهاي عيد نوروزش ميوههاي قاچاق و غيرعرفي را له ميكنند و اجازه نميدهند حتي گاو و گوسفندان از مزه آنها لذت ببرند، آيا نميتوان به شرايط يا زمانه عملكرد و ماهيتشناسي برخي از مشاغل كه برحسب عدم توجه به نوع فعاليتهايشان به غولهاي كوچك و خطرناك بدل ش//دهاند رسيدگي كرد؟ يك پرسش ساده با اين عنوان كه چه تعداد بنگاههاي معامالت ملكي در دايره كالن شهري مانند تهران فعال هستند؟ اگرچه هنوز نميتواند به درستي و دقيق مورد ارزيابي و ارائه پاسخ قرار گيرد اما دست كم و قطع به يقين نيز نميتوانيم منكر افزايش ص//د درصدي اين واحدهاي صنفي در ابتداي دهه جاري نسبت به سالهاي 88 و78 باشيم. بالطبعاينافزايشازهمينسالهايابتداييدههجاري به اين سو متوجه كالنشهرها و باز دوباره تهران بوده و خواهد بود. به همان ميزان كه ميتوانيم به آمارها رجوع كنيم و به صورت نسبي مطمئن شويم كه تعداد اين واحدها با چه شرايطي و چگونه رشد يافتهاند، به همان ميزان نيز ميتوان ديد كه ميزان پولهاي ثبتنشده كه در اين واحدهاي صنفي رد و بدل ميشوند، ميتوانند نمونه و رقمي قابل توجه داشته باشند... كافي است كه با اين تعداد از بنگاهها تصور كنيم چه تعداد از افراد در اين بنگاههاي امالك نه به عنوان مدير و سردسته بلكه به عنوان كارمند و شاغل مشغول كار هستند و در اين راه مطالبات خود و خانوادههاي خود را مرتفع ميسازند تا متوجه شويم كه به هيچ عنوان نميتواند اين گردونه عظيمومتاثرانشراناديدهگرفت؛مجموعهايكهبخش بزرگي از آن با هيچ اكراه و اغماضي درآمدي غيرقانوني را چاشني معيشت روزانهشان كردهاند.

كس/انيكهاينخانهه/ارااجارهميكنند، عمدتا نگاهشان موقتی است

همه اين مس//ايل اگرچه سويه توصيفي و در عين حال ب//ه نوعي انتق//ادي از روند افزاي//ش و عملكرد نامطلوب بنگاههاي معامالت ملكي را در تهران داشته اما نبايد فراموش كرد كه ش//كل نگاه ما به اين گروه صنفي الزاما به اين طرح و رسم معمول و قابل رويت خالصهنميشود.

مورد ديگري كه بس//يار نزديك به يك ذهن سالم شهري است، اين است كه آيا بنا نيست با كاهش خريد و فروش مسكن، از حجم بنگاههاي معامالت ملكي كم شود يا عملكرد و ماهيت اين مراكز به سمت و سويي پركاربردتررهنمونشود؟برايمثالبنگاههايمعامالت ملكي درمناطقي كه با كاهش حجم خريد و فروشها مواجه هس//تند به مراكز مناسب در راستاي تحليل و شناخت بافتهاي فرسوده شهري برآيند يا كمكرسان مراكز آماري و دولتي در راستاي بررسي نيازهاي مناطق شهري باشند. فرض كنيد بنگاههاي معامالت ملكي دارايتوانوقدرتتشخيصيبهمنظوراحداثفضاهاي سبز شهري يا خانههاي فرهنگ باشند كه با كمبود اين مراكزهممواجههستيم.درواقعاينمهمهيچوقتجامه عمل برتن نميكند، چراكه بنگاههاي معامالت ملكي امروزه وارد عرصههاي كالني از اقتصادهاي همس//وي مبحث مسكن شدهاند و به همين دليل ماهيت ارزشي آنها صرفا در مبحث اقتصادي ملك و مسكن خالصه ش//ده است. كافي است مقداري در شكل مناسبتي و كسب و كار اين واحدهاي صنفي نظر كنيد تا هم به ميزان قدرت اقتصادي محلي آنها پي ببريد و هم رقابت آنها براي ورود به برخي از وجوهات متعدد صنفي در جوامع كالنشهري را مالحظه كنيد.

امروزه ارائه آپارتمانها به افراد نيازمند به برگزاري مهمانيها يا كساني كه بنا دارند تا مدتي از يك واحد مس//كوني استفاده ببرند به ميزان بااليي افزايش پيدا كرده اس//ت. حال به چه دليل خود به بحث مجزايي در راستاي زندگي تجمالتي و الكچريمآبانه و كاذب برميگ//ردد كه چنان تهوعآور افزايش يافته كه جاي توصيفشمجالديگريراميطلبد.جمشيدكه42 سال دارد و در يكي از بنگاههاي محله مجيديه كار ميكند، از وجود آپارتمانهايي با متراژهايي پايين مانند 30 و 32 متري ميگويد كه اگرچه خريد و فروش//ي راحت ميتوانند داشته باش//ند، اما درآمد ناشي از اجاره آنها براي صاحبانشان و بنگاهها بسيار بيشتر است. افرادي كه در وضعيت ازدواج موقت با كسي هستند، قراردادي سه ماهه يا شش ماهه ميبندند. او ميگويد وقتي مالك خانهباقراردادهايكوتاهمدتميتوانددرعرضسهسال به اندازه قيمت فروش خانه درآمد داشته باشد، چرا خانه رابفروشد؟جمشيدازرقماجارهماهانه2 تا3 ميليون توماني اين واحدهاي كوچك ميگويد. به دليل حجم و اندازهشانبالطبعرقمپايينينيزبرايمبلهكردنوتجهيز آنها نياز است و بنگاهداران عالوه بر آنكه خود تعدادي از اين امالك را دارند، آنها را تجهيز ميكنند تا به راحتي و با اين قيمتها اجاره داده شود.

وضعيت نامناسب ديگري كه وجود دارد، اين است كه اين واحدهاي ملكي تحت هيچ شرايطي و به الزام ب//راي يك زندگي طوالنيمدت قلمداد نميش//وند و حتي كساني كه اين خانه را اجاره ميكنند، عمدتا به صورتموقتبهاينمنازلنگاهميكنند.مناطق4 و5 شهرداريتهرانازديداينفعالجوانتعدادقابلتوجهي از اين امالك را دربرگرفتهاند و كماكان به طريقي اين شرايط بخشي از بازار راكد مسكن در سالهاي اخير را پوشش داده است.

بنگاهدارانوبزرگانخريدوفروشمسكن بالشك به صورت باندي عمل ميكنند

محسن، ديگر فعال اين حوزه كه در مناطق شمال ش//رقي تهران فعال اس//ت، از روزهاي پررونق فروش امالكباغمانندوبزرگدر01 سالگذشتهدرمناطق خوشآب و هواي اس//تان ته//ران ميگويد. ميگويد امروزه اگرچه تالش زيادي در راستاي رونق اين صنف در اين منطقه از تهران صورت ميگيرد اما علنا گويي به در بسته خوردهايم. كسادي بازار مسكن از حيث نبود خريدار به قيمت واقعي و ساخت و سازهاي بيرويه در اين مناطق به نام وياليي و تفريحي، باعث بروز جرياني خاص از خريد و فروش شده است. وضعيت نابسامان مسكن و تحويل خانهها در ناحيه پرديس نيز بخشي از تعهداتكاريوصنفيمادرقبالمشترياناستكهعلنا بيسامانوبالتكليفماندهاست.اينفعالباسابقهمسكن از تعريفي تازه در بخش خريد و فروش و اجاره امالك در اين منطقه پرده برميدارد. با توجه به كاهش معامالت فروش به اندازه س//نوات گذشته و تمايل دارندگان به تخريب بخشي از درختان قديمي و پر از ميوه در اين مناطق،متاسفانهبرخيبنگاهدارانبراييكياچندشب وبرايبرگزاريمهمانيهاآنهارااجارهميدهند.بههمين دليل نيز قيمت اجاره باالست.

شرايط دارندگان بنگاههاي معامالت ملكي الزاما به همين مقطع ختم نميش//ود. آنها يعني بنگاهداران و بزرگان خريد و فروش مسكن بالشك به صورت باندي نيز عمل ميكنند. وقتي كه بنا باشد منزلي به فروش برود يا به قيمتي كه در حال حاضر مصوب شده فروش ي//ا اجاره نرود، آنها به اصطالح ن//ان هم به هم قرض ميدهند و هواي همديگ//ر را دارند. براي نمونه خانم زهرا در يكي از مراكز قوه قضاييه از اين اتحاد نامبارك صاحب قبلي خانه و شخص بنگاهدار پرده برميدارد. او ميگويد »از خانهاي خوشم آمد و با وام بانك مسكن قصدخريدشراداشتم.درحينفرآيندخريدوچانهزني با صاحبخانه متوجه شدم آپارتماني را كه در آن ساكن هستم توسط بنگاهدار محله ساخته شده و در ابتدا نيز با

كالهبرداريها و دروغهاي اين بنگاهدار بارها و بارها در ساخت اين آپارتمان وقفه افتاده بوده است.« وي در ادامه تصريح كرد كه اين بنگاهدار كه مجموعهاي از بنگاهها را در يكي از مناطق شرقي تهران اداره ميكند، در فصولي از سال براي فرار از ماليات، نماي واحد خود را به كيف و دمپايي پالستيكيفروشي تغيير ميدهد و در زيرزمين همانملكبهمديريتواحدهايساختهشدهميپردازد. به دليل آنكه بر مبناي كسادي وضعيت خريد در اين منطقه از تهران، مالك س//اختمان حدودا پنج درصد زير قيمت واقعي ملكش را براي فروش گذاشته، مورد عتاب اين بنگاهدار قرار گرفته و وي در مسير فروش اين واحد آپارتماني ايجاد مزاحمت و سنگاندازي ميكند. اين خانم كه مورد جفاي بنگاههاي معامالت ملكي قرار گرفته ادامه ميدهد كه اين فرد هماكنون با تمام قوا در حال اتحاد ساير بنگاهداران منطقه و ايجاد موانع در راه فروش اين واحد آپارتماني شده است.

واقعي/ت اين اس/ت كه انحص/ار قيمت در بخشهاي مخصوص به راي اين افراد است

يك حركت بسيار نامتعادل و خزندهاي در پس اين جريانها در حال شكل گرفتن است كه نشان ميدهد بن//گاهداران و دفاتر امالك در پي تاثيرگذاري جدي و بسيار پيچيدهاي بر روي آينده بخش مسكن در تهران و شهرستانها هستند. حال اگر در پس اين چند روايت عنوانشدهنميتوانيمحقيقتراببينيم،درصورتيديگر به عينه قابل رويت است.

كامران كه از قضا كارشناسي تحصيلكرده است، از حضورش در بخش مسكن و گردونه اختيارات و كارهاي بنگاهداران برايمان ميگويد. او فارغالتحصيل دو رشته دانشگاهي است كه يكي از آنها حقوق مدني است. او در صحبت با ما ميگويد: »نامش بنگاهداري و دفتر امالك ميباشد اما تجارتي وراي همه اين موارد تحت لواي نام بنگاهداري صورت ميگيرد. كساني را ميشناسم كه از مركز تهران امالكي را در شمال كشور خريد و فروش ميكنند و در عين حال قيمت بخشي از برنج شمال كشور را هم تعيين ميكنند.

اين افراد بيهيچ شكي نه تنها ميتوانند داراي اقتدار در ساير بخشهاي مالي باشند، بلكه مجموعه عظيمي را مديريت ميكنند كه مثال من هم به عنوان كارشناس حقوق مجبورم براي اين فرد كار كنم. واقعيت اين است كه انحصار قيمت در بخشهاي مخصوص به راي اين افراد است. اگرچه دولت توانسته در سالهاي گذشته با ثبات قيمت در بخش مسكن يا كوتاه كردن دستهاي پنهان در اين صنعت، قيمت را در وضعيت تثبيت نگاه دارد ام//ا اوال ماندن در اين وضعيت بهطور دائم به نفع قشر محروم جامعه نيست و نيز از سوي ديگر تقريبا02 تا 23 شغل و حرفه مرتبط با بخش مسكن در كشور ما به صورت مستقل مشغول به كار هستند و اگر مورد حمايته//اي جانبي قرار نگيرند، مجبور خواهند بود به فرمانروايي اقتصادي مافياي بنگاهداران و مشاوران فروش مسكن تن بدهند. آن وقت است كه در آيندهاي نهچنداندورشاهدافزايشوحشتناكوديوانهوارمسكن در شهرهاي بزرگ خواهيم بود.«

آنطور كه به نظر ميرس//د اي//ن فرآيند به اين راحتيه//ا قابل درمان نيس//ت و تمايل//ي دروني و تحكمي نيز به س//مت تعديل در ش//كل قدرت اين طبقه ديده نميش//ود. اينكه در آينده بايد ش//اهد نمايان ش//دن ك//دام صورت از ه//زار چهره مافياي مذكور باشيم، دستكم در اين اوضاع ميتواند جالب و جذاب باشد. كاهش دوباره قيمت مسكن در راستاي سياستهاي اقتصادي دولت در اين بخش يا ايجاد تمايل وحشتناك و كاذب در خريد و فروش مسكن پس از چند سال ركود؟ اين يعني يك زخم ديگر بر پيكر اقتصاد. يك بيماري مسري كه در حال سرايت به بخشهاي ديگر اقتصاد مملكت است...

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.