حرکت روی طناب سیاست خارجی با اتکا به منافع ملی

Jahan e-Sanat - - NEWS -

محس/ن جلیلوند*- اساس حرکت کش//ورها در عرص//ه بینالملل//ی تعامل با کشورهای دنیاس//ت و این تعامل، برداری از روابط دوس//تانه و خصمانه است. حرکت کش//ورهای جهان در این بردار براس//اس منافع ملی خودش//ان انجام میشود. گفته میش//ود کش//ورها در روابط بینالمل//ل، 80 درصد باید با دشمنان خودشان کار کنند این اصطالحی است که آن را از کیسنجر گرفتهام. منظور از دشمن کسی نیست که بخواهد حتما کش//ور شما را نابود کند، منظور کشوری است که در عرصه بینالمللی با آن در حال رقابت هستید؛ حاال این رقابت میتواند در حوزه دوستانه به معنی همکاری صورت بگیرد یا اینکه رقابت خصمانهای باشد که به تقابل و درگیری کشیده شود.اینپیچیدگیاستکهمادرسیستمبینالمللیمیبینیم و همین پیچیدگی موجب میشود که کشورها با هم همکاری کنند. به طور مثال آمریکاییها بزرگترین سفارت خود را در اتحادیه شوروی داشتند اما تمام تالش خود را به کار میبردند تا این کشور را نابود کنند.

در عرصه بینالمللی نباید نگاهمان به روابط شخصی باشد بلکه باید نگاه همهجانبهگرایی داشته باشیم بهطور مثال ما با آمریکاییها درگیریهای زیادی داریم ولی سرجریان هستهای باید با هم مذاکره کنیم، این طبیعت روابط بینالملل است. منظور از تعامل سازنده با جهان هم همین است که در عین حال که با دوستان و دشمنان خود در عرصه بینالمللی کار میکنیم،منافعملیخودراهممدنظرقرارمیدهیم.اگرعرصه بینالملل به کشوری انتقاد یا پیشنهادی کند آن کشور اگر این انتقادها و پیشنهادها را در چارچوب منافع ملی خودش بداند آن را میپذیرد و اگر نه الزامی به پذیرش آن نیس//ت. هر کشوری باید درک صحیحی از منافع ملی کشور خودش داشته باشد تا سیاست خارجی خود را شکل دهد.

توجه به این نکته حائز اهمیت است که کشورها باید در حوزه روابط بینالملل براساس منافع ملی خود حرکت کنند و منافع ملی هرکش//وری است که سیاس//ت خارجی آن را شکل میدهد اما گاهی جهان شرایط را به کشورها تحمیل میکند هرچقدر کشورها این شرایطها را در چارچوب منافع ملی خودش//ان قرار بدهند طبیعتا هزینه کمتری پرداخت میکنند اما هرچقدر کشورها فاصله بگیرند هزینه آن بیشتر و غیرقابلجبرانمیشود.گاهیوقتهاکشورهامجبورهستند چارچوبها را بش//کنند و از یکسری از تابوهای خود عدول کنند. ایران در سیاست خارجی خود از ابتدای انقالب تاکنون چندین عرصه را طی کرده اس//ت. اساس//ا هر انقالبی دنبال تحول و ایجاد تغییر در خود و محیط اطراف خودش است، در ابتدای انقالب اسالمی ایران که هنوز انقالب جا نیفتاده بود و بعد از آن در دوران جنگ، ما با شورای انقالبی با دنیا برخورد میکردیم. ما در زمان جنگ با دنیا تعامل سازندهای نداشتیمجنگدرهمهکشورهایکآرمانگراییتجویزمیکند، انگلستان هم در اوج واقعگرایی بود که جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد و این کشور هم به سمت آرمانگرایی حرکت کرد بنابراین تعامل سازنده در دوران جنگ اساسا معنی ندارد. در دوران سازندگی ما وارد یک دوره عملگرایی شدیم و در بسیاری از مسایل بینالمللی همکاریهای خودمان با جهان را افزایش دادیم. در دوران اصالحات نیز ش//رایط دیگری پیش آمد و عملگرایی خاص خودش اجرا شد و در یک شرایط متفاوت با دنیا ارتباط و تعامل داشتیم اما در دوران پسااصالحات ما با دنیا وارد مس//ایل چالشبرانگیزی شدیم که این چالشها سیستماتیک نبود و میخواستیم حوزه بازی را تغییر دهیم، اینکه تا چه حد موفق بود یا نبود، بماند. با این حال ما در دوران اعتدالگرایی وارد بحثی با دنیا شدیم که تاحدودی همچون جریان برجام جواب داده است.

به هر حال کشورها ناگزیر به تعامل با دنیا هستند. در زمان انقالب ش//عار مرگ بر شوروی هم مطرح میشد اما اکنون ایران با روسیه در حال همکاری است. استانداردهایی که در ابتدای انقالب برای آمریکا تعریف میکردیم این بود که حتی نمیتوانستیماز02 کیلومترییکدیپلماتآمریکاییردشویم اما حاال شرایط بهگونهای پیش رفته است که رییسجمهور آمریکا با ایران صحبت میکند. تحول هر انقالبی هم در همین است، بعد از 40 سال که از انقالب گذشته، طبیعی است که باید با دنیا تعامل داشته باشیم.

*کارشناسمسایلبینالملل

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.