دليل تمايل آمريكا به حل بحران عربي

Jahan e-Sanat - - News - S.Harsani.k@gmail.com

بعد از آنكه ميانجيگري كويت و نشس//ت چهار كش//ور عربي درگير بحران در قاهره نتوانست كمكي به حل بحران عربي كند، ركس تيلرسون، وزير خارجه آمريكا با عزيمت به كشورهاي عرب ح//وزه خليجفارس بر آن ش//د كه ابتكار حل بح//ران عربي را به دس//ت گيرد. آنگونه كه شواهد نشان ميدهد، اينگونه ابتكارات در راس//تاي راهبردهاي آمريكا و متحدانش براي كاهش تنش در منطقه خليجفارس صورت ميگيرد. اما در ش//رايط فعلي به نظر ميرسد رفع تنش و تالش براي آرام كردن اوضاع در منطقه همه اهداف آمريكا باش//د بلكه واشنگتن هدف مهمتري را در ورود به حل بحران عربي تعقيب ميكند.

بدون ترديد آنچه آمريكا در قبال مس//ايل دنياي عرب نش//ان ميده//د، انع//كاس جلوههاي//ي از منطقهگرايي و نيز گس//ترش س//ازوكارهاي توس//عه قدرت در حوزه كش//ورهاي آسياي غربي، آسيايش//رقي و شمال آفريقاست. بنابراين منطقهگرايي و توسعه قدرت در اين حوزهها تابعي از نيازهاي راهبردي آنان اس//ت. در اين رهگذر آمريكا تالش دارد از طريق گسترش قدرت به سيطره دست يابد و محافل عرب نقش واسطه و كاتاليزور را بازي ميكنند و خواه//ان آنند كه با پش//تگرمي و حماي//ت بازيگران منطقهاي خواهان نقشيابي در مناس//بات منطقه باش//ند. اين امر منجر به شكلگيري الگوهاي جديدي از كنش ارتباطي بين اين بازيگران ميش//ود. آنگونه كه از مجموعه كنشها و الگوهاي رفتاري اين بازيگران در جغرافياي خاورميانه پيداست، جهتگيري ائتالف محور اصلي كنش اين بازيگران محسوب ميشود. بنابراين اين بازيگران ت//الش دارند با جهتگيري ائت//الف و فوايد راهبردي آن از موانع و چالشه//اي پيشرو عبور كنند. واقعيت آن اس//ت كه ايران در ش//رايط حاضر پيچ و مانع اصلي اجراييسازي جهتگيري ائتالف است و براي اثرگذاري با تالش سازمانيافته درصدد موازنهسازي قدرت در محيطهاي منطقهاي و هندسه جديد قدرت نظام جهاني است. ايران موازنهس//ازي قدرت را از طريق فرآيندهاي ترازيابي، موازنهگرايي، تحريك براي فرسايش، طعمهگذاري، بازدارندگي و حتي س//ازش انجام ميدهد. هدف ايران از موازنهگرايي، تضعيف نقش آمريكا و بياثرس//ازي س//ازوكارهاي توس//عه ق//درت آن و متحدانش در محيطهاي منطقهاي است.

در شرايط حاضر سياست انفعال قطر در پذيرش شروط 31گانه محاف//ل عربي به معناي واگرايي در منطقهگرايي و س//ازوكارهاي توسعه قدرت مورد نظر آمريكا در حوزه آسياي غربي است. در نگاه آمريكا تداوم بحران عربي موجب واگرايي در ائتالف ميشود و نيز شرايط را براي جايگاهيابي و تعيينكنندگي نقش دوباره ايران فراهم ميكند. بنابراين هدف اصلي جهتگيري ائتالف، مقابله با نفوذ ايران است. در اين ارتباط كمترين لطف جهتگيري ائتالف آن است كه به نگرانيهاي آمريكا و محافل عرب در مقابل رخنه و نفوذ دوباره اي//ران پايان ميدهد. در اين ش//رايط و در نتيجه رفع نگرانيهاي ناش//ي از نفوذ چالشي ايران، آمريكا به همراه متحدان عربي خود بهتر و موثرتر ميتواند به اجراييسازي سازوكارهاي توسعه قدرت در فازها و هدفهاي بعدي ادامه دهد و ايفاي نقش كند. در شرايط حاضر شواهد نشان ميدهند كه آمريكا بعد از عبور از ايران آن هم بهعنوان بزرگترين پيچ و مانع اجراي س//ازوكارهاي قدرت، قصد ورود به سوريه را دارد. به عبارت ديگر ورود به سوريه و بر هم زدن معادالت آن هدف بعدي جهتگيري ائتالف است. دليل اصلي تغيير جهت به سوريه از اين رو است كه آمريكا و متحدان عربي آن راهبرد مشتركي در سوريه دارند. اين راهبرد مشترك همان بالكانيزه كردن بحران سوريه،تعليق و تاخر صلح، تضعيف محور مقاومت و سرانجام ايجاد واگرايي در ائتالف مسكو- تهران است. تحقق اين اهداف جز با حل بحران عربي امكانپذير نيس//ت. به همين خاطر اس//ت كه آمري//كا تالش ميكند و اص//رار دارد كه بحران عربي را با حداكثر مطلوبيتهاي راهبردي به سامان و سرانجام برساند.

* مدرس علوم سياسي و روابط بينالملل

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.