میرزاخاني، داستان ما و مشاهیر

Jahan e-Sanat - - صفحه اول -

»گوگل را يك ايران//ي مديريت ميكند«. وضعي//ت غ//ده خودبزرگبين//ي جمع//ي ما داشت وخيمتر ميشد. گويا ما بهترين بوديم، مش//كلمان تنها كمب//ود امكانات ب//ود. چه فخ//ري فروختيم از قَِبِل عدهاي آدم موفق كه موفقيتشان را دستاويزي كنيم براي جبران همه كمبودها و ش//ايد ناكاميها. روي سرمان بچرخانيمشان كه ببينيد اين است ايراني. نمونه حاد اين مورد در سالهاي اخير آقاي پروفسور س//ميعي بود؛ جراحي كه البته در كارش فرد موفقي اس//ت. ش//د پاي ثابت همه افتتاحها، سخنرانيها و يادبودها. مهمان افتخاري دربي تهران، دوست ش//هرداران شهرهاي مختلف. اين آخرها همرده شده بود با افالطون و فوكو و دكتر ش//ريعتي و امثالهم؛ نقل قولهايش را )احتماال ساختگي( هم اين دست و آن دست كرديم، آنجا كه گويا از رموز موفقيت گفته است و فلسفه زندگي. شوق عجيب براي نشان دادن برتري ايراني. راستش اين بازي افتخار كردن داشت به جاهاي باريك كشيده ميشد. اين ولع س//ري در سرها درآوردن و ما هم هستيم كه غالبا هم نشان چنداني از واقعيت نداشت.

وس//طاي اي//ن ب//ازي گفتند خان//م مريم ميرزاخاني جايزه برده است؛ معتبرترين جايزه رياضيات. خيلي ساده رفت جايزهاش را گرفت. خيلي ساده و آرام هم برگشت سر كارش يعني ياد گرفتن ياد دادن. با لبخندي كه گويا هيچگاه از ته دل نبود. نه از موفقيتش نمدي دوخت و نه ادعاهاي آنچناني كرد. خوانديم كه المپيادي بوده اس//ت و مثل خيليهاي ديگر براي اينكه بتواند روي عاليقش كار كند، مهاجرت كرده است. جايش اينجا نبود، ميخواست كار كند، دختر هم كه بود.

حاال خان//م مريم ميرزاخاني رفته اس//ت. خيليه//ا ه//م كه خود مانع ش//كوفا ش//دن استعدادهايي مثل او هستند، پيام فرستادهاند و ابراز تاس//ف كردهاند. از توانايي دختر ايران گفتهان//د اما مانعها بس//تهاند بر پاي دختران ايران//ي. مريم ميرزاخاني اعاده حيثيتي بود از تمام كليشههايي كه اين سالها بياعتبار شده بودند. از افتخ//ار كردن و الگو قرار گرفتن. نه به خاطر نشان دادن جمالت بيمعنايي چون ايرانيها بهترين هستند، حتي نه به خاطر اثبات اينكه خواس//تن، توانستن است چون خيلي از وقتها نيس//ت بلكه به خاطر اثبات اينكه بايد ادامه داد حتي اگر دختري باشي در ايران.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.