بازی با معیشت مردم

بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر شاخص های اقتصاد ایران در چند دهه اخیر از نگاه کارشناسان؛

Jahan e-Sanat - - News -

ب/ارویکارآمدندولتیازدهم،ثباتنس/بیب/هبازارارز بازگشتهونسبتبهسال09 آرامشبیشتریبربازارحاکمشده وبانکمرکزینرخدالررابرروی0073 تومانتاحدودیتثبیت کردهاستاماآنچهجاینگرانیدارددستوریبودنکنترلنرخ دالر است که باعث شده بحثهای داخلی از جمله انتخابات یا اتفاقاتجهانیهیچتاثیریبرآننداشتهباشد.سوالیکهمطرح میشودایناستکهدولتتاچهزمانیمیتوانداینسیاسترا ادامه دهد؟ در واقع تا چه زمانی میتواند ارز را به مقدار مورد نیاز بازار عرضه کند و اگر روزی این فنر رها شود چه پیامدهایی به همراهخواهدداشت؟

کیامهر: بنده به شدت مخالف افزایش نرخ ارز هستم و اینکه شما فرمودید به صورت دستوری این اتفاق افتاده است از نظر بنده قابل قبول نیست. به نظر بنده نرخ سود سپردهگذاری در بانکها میتواند دستوری باشد نه نرخ ارز؛ اگر نرخ ارز به شکل دستوری کنترل میشد، معامالت ارز در بازار آزاد باید به صورت قاچاق، زیرمیزی و بازار سیاه انجام میشد در صورتیکهاکنوناینگونهنیست.

در حال حاضر در بازار آزاد نرخ متعادلی را شاهد هستیم و به طور مشابه میتوان آن را در بازارهای ارز کشورهای همتراز ایران، به طور مثال در کشورهایی مانند مالزی و کشورهایی که دچار نوسانهای شدید ارزی نیستند، مشاهده کرد. اگر این اتفاق در کشوری مانند کرهجنوبی رخ نمیدهد، نمیتوان گفت کرهایها به صورت دس//توری در حال حفظ نرخ پولی ملی خود در مقابل دالر هستند یا میتوان به نرخ برابری درهم امارات در برابر دالر اشاره کرد که در حدود 20 سال یک عدد خاص را نشانمیدهدواگرنوسانداشتهباشدرقمیبینسهتاچهاردرصداست یا رینگت مالزی از زمان ماهاتیر محمد معمار مالزی امروز، در مقابل دالر حدود چهار درصد نوسان داشته است.

حالچرازمانیکهدرموردایرانصحبتمیکنیماینتصورراداریمکه نرخ ارز به صورت دائم باید افزایش پیدا کند؟! به نظر بنده افرادی با اغراض خاص این تفکر را در ذهن ما و حتی در ذهن روزنامهنگاران و خبرنگاران اقتصادی ما وارد کردهاند که نرخ کنونی ارز دستوری است. باید پرسید مفهومدستوریچیست؟

میتوان گفت دالر اکنون دو نرخی است و بانک مرکزی با یک نرخ برای صنعتگران و تولیدکنندگان ارز را میفروشد و با نرخی دیگر برای بازار آزاد؛ در برهه زمانی اواخر دولت دهم اتاق مبادالت ارزی، همزمان با بحرانهای ارزی ایجاد شد که به مرور نیز برداشته شد و هماکنون نرخی که بانک مرکزی ارز را میفروشد با بازار آزاد تفاوت چندانی ندارد و معتقد نیستمایننرخالزامادستوریاست.

البتههمچناندالرمبادلهایوجودداردومیتوانگفتبه نوعیدالرسهنرخیاست؟

کیامهر:برایموارداستراتژیکیممکناستاینگونهباشد.برایمثال یارانه ارزی از سوی دولت برای برخی کاالها مثل دارو داده میشود که اگر این یارانه داده نش//ود ممکن است برای مصرفکننده بسیار گران تمامشود.

ارز به دلیل کسری بودجههای شدید دولتها در سالهای گذشته به شکل تصنعی باال رفته است. چرا که این اعتقاد وجود دارد که داراییها و پتانسیلهای ایران آنقدر باالست که نیازی به این کار نخواهد بود؛ یک تولیدکنندهکهدرعینحالصادرکنندهنیزهستمیگویدایننرخباالی ارز،تصنعیبودهوبهخاطرجبرانکسریبودجههایسنگیندولتاست. زیرا اصل ارزی که حاصل میشود از بابت فروش نفت است و دولت در ازای فروش نفت ارز به دست میآورد و با فروش آن به بانک مرکزی آن را بهریالتبدیلمیکند.وقتیدولت05هزارمیلیاردتومانکسریبودجه دارد یکی از راههای جبران آن در فروش ارز با نرخ باالتر به بانک مرکزی است.درزماندولتنهمودهمهمشاهدهمینموضوعبودیم.حالسوال این است که درمان کسریهای شدید بودجه دولت، چیست؟

نئولیبرالهاییکهدائمسنگافزایشنرخارزرابهسینهمیزنندهیچ زمان نمیگویند درمان اصلی آن کوچک کردن دولت است؛ اینکه دولت بایدکوچکشود،زمانیکهکوچکشدهزینههایشکاهشپیدامیکند، وقتی هزینهها پایین بیاید کسری بودجه دولت کم میشود و در نتیجه دولت نیازی پیدا نمیکند به اینکه با افزایش نرخ ارز کسری بودجه ریالی خودراتامینکند.

وقت//ی قیمت ارز در مقابل ریال افزایش یابد بای//د ریال زیادی وارد جریان اقتصادی کرد در نتیجه آن بر حجم نقدینگی افزوده میشود و با این اقدام پایه پولی مملکت افزیش مییابد و این پول پر قدرت زمینه را برای رشد تورم فراهم میکند زیرا در مقابل افزایش حجم نقدینگی، تولیدایجادنمیشود.

موضوع دوم این است که اقتصاد کشور به شدت ارزمحور است؛ زیرا ماکشوریازصفرتا001 صنعتیوصنعتسازنیستیم،بلکهصنعتدار هستیم و صنعت ما برای ادامه حیات به شدت وابسته به ارز است؛ هرچه نرخ ارز باالتر رود هزینه تولید و قیمت تمام شده محصول باالتر میرود و درنتیجهقدرترقابتتولیدکنندگانداخلیکاهشمییابد.درمجموع بندهبهشدتمخالفافزایشنرخارزهستم.

دولتتاچهزمانیتواناییثابتنگهداشتناینوضعیترادارد ومیتوانددالررادرمحدوده0073 تومانتثبیتکند؟درواقع آیا در حال حاضر شرایطی به وجود آمده که نرخ ارز تا حدودی تثبیتشودیاایناتفاقموقتیبودهاست؟ازسویدیگرنرخارز چهتاثیریبرتولیدکشورخواهدگذاشت؟

صدیق:بهعنوانیکتولیدکنندهکهواحدهایبزرگصنعتیرااداره میکنم، به واسطه واردات مواد و قطعات و همچنین صادرات محصول، نقش ارز را در واحدهای صنعتی به خوبی لمس میکنم بنابراین از دید یک صنعتگر که محصولی را باید تولید و ارائه کند یا محصول خارجی را وارد بازار کند، طبیعتا نسبتی باید بین نرخ ارز و تورم وجود داشته باشد. همچنینقانونیوجودداردکهمیگویدمابهالتفاوتتورمداخلیباخارجی را باید به یک نسبتی محاسبه کرد و تفاوت این را به عنوان افزایش نرخ ارز درنظرگرفتکهتحقیقاتینیزدراینزمینهانجامشدهاست.

آنچیزیکهدرقالبیکتحلیلاقتصادیپیشبینیشده،مشخص میکند در صورتی که قیمت یک کاالی صنعتی در داخل افزایش یابد و درخارجنیزهمینطور،مابهالتفاوتافزایشایننرخیاتورمرابایکنسبتی میتوان مشخص کرد که در افزایش نرخ ارز تاثیر میگذارد.

به طور مثال یک محصول در خارج از کشور01 دالر قیمت دارد و درداخلکشور04 هزارتومانبهفروشمیرسد.درآیندهقیمتآندر خارجبه21 دالرمیرسدوبهطورطبیعیدرداخلبایدبهحدود44 هزار تومان برسد و اگر به این رقم نرسد، این مابهالتفاوت ایجاد میشود و دولت سعی میکند با سیاستگذاریهای خود این تفاوت را جبران کند. برای جبران آن نیز عموما دولتها به سمت دادن یارانه به تولیدکنندگان خواهند رفت. در غیر این صورت به قاچاق دامن زده خواهد شد.

بنابراین بای//د افزایش نرخ ارز بر مبنای تحوالت اقتصادی در قالب توسعهمحصوالتصنعتیاتفاقبیفتدولیاینکهمدلآنچگونهباشدو چه درصدی افزایش پیدا کند، جای سوال است؛ از جهت قانون بودجه در برنامه پنجم اینگونه تعریف شده است که مابهالتفاوت این دو نرخ در نظرگرفتهشود.

نکتهدیگرایناستکهوابستگیکشورمابهارزکهدرگذشتهبسیارزیاد بود،درحالپایینآمدناست.وابستگیهزینههایدولتیابهدرآمدهای مالیاتی یا درآمد نفت است و مالیات عملکرد یا مالیات بر ارزش افزوده به اضافهارزحاصلازفروشنفتکهدولتنرخآنراتعیینمیکنددوعامل کلیدیدراینمیاناست.باتوجهبهکاهشوابستگیکشوربهارزدردوره دولت یازدهم میتوان گفت که نوسانات نرخ ارز تا حدودی کاهش یافته. دولت که در گذشته مجبور بود برای جبران هزینهها و پرداخت حقوق و هزینههای ریالی خود اصطالحا ارز بفروشد، هماکنون به این علت که درآمد خود را در بعد کالن متفاوت میبیند منبع درآمد در نرخ ارز نوسان ایجادنمیکند.دریافتمالیاتوعوارضودرآمدهایگمرکیوهمچنین ازمحلفروشداراییهاو...،یکیازنقاطکسبدرآمدبرایدولتاستبه اضافه اینکه در سرفصل کالن فروش ارز و تبدیل آن به ریال دیگر منبع درآمد دولت به شمار نمیرود و دولت با استفاده از نوسان نرخ ارز کاهش بودجه خود را جبران نمیکند.با توجه به اینکه در گذشته درآمد مالیاتی دولت کم بود، مجبور میشد از محل فروش ارز، کسری بودجه خود را جبران کند. هماکنون نیز بانک مرکزی و وزارت اقتصاد اعالم کردهاند که میزان مالیات دریافتی در قالب مالیات عملکرد و ارزش افزوده افزایش پیدا کردهوبهبیشاز09 درصدپیشبینیوصولمالیاترسیدهاستکهرقم بزرگی است و نشان میدهد وابستگی دولت به ارز کمتر شده است.

دولت باید قیمت ارز را مدیریت کند. در تحقیقات مجلس، بسیار بر این نکته تاکید شده است که برای ثبات اقتصاد نیاز است قیمت ارز تثبیتشود.مننیزازبعدیکصنعتکارکهطی03 سالگذشتهبااین مساله درگیر بودهام، در دورانی که قیمت ارز ثبات نسبی داشت و صاحب سرمایه میتوانست برای تولید خود برنامهریزی کند و برای صادرات و قراردادهای خارجی خود برنامهریزی داشته باشد، شرایط بهتری فراهم بودزیرازمانیکهثباتقیمتوجودداشتاطمینانخاطربیشتریبرای تولیدکنندگانبهوجودمیآمد.

از آنجا که بخشی از تولید در ایران به ویژه در مواد اولیه و قطعات به ارز احتیاج دارد، و الزم است این نیاز از خارج کشور وارد شود، به محض اینکه قیمتارزافزایشمییابد،قیمتمحصولتمامشدهنیزباالترمیرودودر کنارهزینههایدیگرتوانرقابتیازصادرکنندهگرفتهمیشود.

پسبرایانجامیکصادراتموفقیکسریازمولفههابایددارایثبات نسبی باشد ولی متاسفانه برخی افراد، جامعه را به سمت و سویی میبرند که صادرکننده داخلی قدرت خود را در زمینه رقابت نرخی از دس//ت بدهد.بنابرایندررابطهبانرخارزاگرنظراتاتاقتهران،مجلس،اساتیدو تولیدکنندگانموردتوجهقرارگیرد،اینامرمیتواندبسیارمفیدباشد.

نظربندهایناستکهارزبایدطبقهبندیشودیعنیاینکهبرایتولید صنعتی،درنقطهایکهمواداولیهوقطعاتوماشینآالتواردمیشودبرای تبدیلبهیکمحصول،دولتکنترلبیشتریداشتهباشدوقیمتراپایین نگه دارد. از سوی دیگر در نقطهای که کاالی ساخته شده از خارج کشور واردمیشودکهبهطوربالقوهمیتواندتولیدداخلیرامتوقفکندورقابت را از بین میبرد، دولت میتواند قیمت ارز را افزایش دهد.

مکانیس//مها و روشهای تطبیق اطالعات در این زمینه وجود دارد و واحدهای صنعتی مسلما میتوانند در این راه به دولت کمک کنند و کاالهاییبااشتغالزاییباالتروماندگاریبیشتردرصنعتیاکاالهاییراکه کشورراازوابستگیدورمیکنند،موردتوجهبیشتریقراردهند.

با نگاهی به روح اقتصاد مقاومتی متوجه میش//ویم که در بحران و مواجهه با جهان بیرون که کش//ور را در تنگنا قرار دادهاند باید قدرت ایستادگی داشته باشیم و اشتغال خود را حفظ کنیم. بنده به عنوان یک صنعتگرموافقتثبیتکلینرخارزنیستمبلکهمیگویمدولتهابایدارز را مدیریت کنند و آن بخشی که مربوط به قطعات، مواد و ماشینآالت صنعتی مورد مصرف در تولید است با نرخ ارز پایین و در بخش واردات کاالی ساخته شده که اشتغال و تولید داخلی را از بین میبرد با نرخ ارز باالترازتولیدکنندهداخلیحمایتکنند.

کیامهر:دراینموردضمناینکهصحبتهایمطرحشدهکارشناسانه و خوب است ولی بنده اعتقادی به ایجاد یک ارز ویژه ندارم زیرا در آن صورت زمینه رانتخواری فراهم میشود و برخی با بهانههای واهی از ارز رانتی استفاده میکنند و برای جلوگیری از این کار میتوان از تعرفههای گمرکیاستفادهکرد.

صدیق: دولت از این نظر که قصد دارد وارد WTO شود بر مبنای توافقاتبینالمللینمیتواندازحدمشخصیتعرفههارا باالترببرد.

کیامهر:البتهاینموضوعبرایزمانیکهبخواهیموارد WTO شویم، درستاست.اماحدود02 سالاستکهماقصدورودبه WTO را داریم وهنوزامکانورودفراهمنشدهاستودراینراهبسیاریازشاخصهایما بایداصالحشودتابااستانداردهایبینالمللیانطباقایجادشود.

همانطور که ترکیه تاکنون نتوانسته شاخصهایی که برای ورود به اتحادیه اروپا الزم است را به دست آورد، به همین دلیل امکان ورود به اتحادیهاروپابرایآنکشوروجودندارد.مانیزبیشاز02 سالمیشود که پشت در WTO انتظار میکشیم ولی خیلی از شاخصهای ما برای عضویتدر WTO بایدتغییرکندکهبحثتعرفههابخشیازآناست. تعرفههادرنهایتبایدبرداشتهشودوتجارتجهانیمیگویدازدیوارهای تعرفهاینبایداستفادهشودوتجارتبایدسیالباشدوماهنوزبهآننقطه نرسیدهایم. در این راه به انجام تغییرات اساسی در اقتصاد خود الزم داریم. اقتصاد دولتی ما باید اصالح شود و به سمت اقتصادی آزاد حرکت کنیم و ضروری است بخشخصوصی ما درصد باالیی از تصدیگری اقتصاد را در دست گیرد.

بنابراین تصور میکنم پرداخت ارز ویژه به گروههایی خاص موجبات رانت در اقتصاد ما فراهم میکند و کس//انی وجود دارند که به محض در نظر گرفته ش//دن نرخ ویژه برای ارز از راههای خالف قانون اقدام به رانتخواریخواهندکرد.

صدیق:بهنظربندهاگربهواسطهوجودیکآدمنابابوسوءاستفادهگر، یکمسیرسالمبستهشودکهمباداسوءاستفادهصورتگیرد،طبیعیاست کههمانمسیرسالمهمرشدنخواهدکرد.نمونهآنرامیتواندردهه06 جستوجوکردکهدولتبادادنارزدولتیبهواحدهایصنعتی،صنایعی رابنیاننهادکهامروزصنعتکشورمتکیبرآنهاست.

دردهه07 صنایعشکلواقعیخودراپیداکردندودر دهه08 تا حدودیتثبیتشدندومتاسفانهاواخردهه08 ودهه09 بهسوینابودی حرکتکردندچراکهارزیکهابتدابرایخریدماشینآالتوامکاناتخوب تولیدی داده شده بود، باعث شد صنایعی بنیانگذاری شوند که در نهایت موجبرشدصنعتیکشورشوند.

کیامهر:دولتاگربخواهدازصنعتحمایتکند،الزامانیازینیست درچارچوبارزباشدبلکهمیتواندمعافیتمالیاتییاتسهیالتیدرزمینه بیمه تامین اجتماعی بدهد و کارهایی از این دست که میتواند از تولید داخلحمایتکند.

صدیق: سازمانتامیناجتماعیپیشنهاددادنرخ03 درصدیکهاز طریق نیروهای کار و کارفرمایان پرداخت میشود کاهش یابد اما به دلیل فقر کشور، باال بودن سطح بیکاری، باال بودن تعداد بازنشستگان و عدم وجود درآمد کافی برای سازمان تامین اجتماعی، این امر با مشکل مواجه شد.اینسازمانمیزاندرآمدیکهداردبهدلیلمدیریتضعیفیاسطح درآمد پایین، قادر به پرداخت حق بیمه بیکاری نیست و از سوی دیگر نمیتواند حقوق ناچیز بازنشستگان را بپردازد و عدهای معتقدند سازمان تامیناجتماعیهماکنونورشکستهاست.ازسویدیگراینکهدولتبخواهد ازسودحاصلشدهمالیاتبگیرد،بهایندلیلکهسودیکسبنمیشود عمالبامشکلمواجهمیشود.بنابرایناگرمعافیتمالیاتیبدهدنقشیدر عملکردکارخودنخواهدداشت.دولتدردهه06 ارزدراختیارواحدهای صنعتی قرار داد و نتایج مثبتی در عمل به همراه داشت. با این ذهنیت اگر همگان کمک کنند تا دولت مجددا ارز مناسب برای سرمایهگذاری پایهای در صنعت و انتقال تکنولوژی اختصاص دهد و از سوی دیگر برای پایینآمدنهزینهموادوقطعاتخارجیاقدامکند،طبیعتاامکانرقابت فراهم میشود. هماکنون منطقه باسک در اسپانیا بدون بهره وام میدهد وبهصورت01 سالهاززمانرسیدنبهبهرهبرداریبازپرداختاینوامها آغاز میشود و این منطقه روند رو به رشد فوقالعادهای در طول این مدت داشتهاست.دولتژاپننیز6/0 درصدبهکسانیکهوامبگیرندومحصول صادراتیتولیدکنندجایزهمیدهدیعنینهتنهابهرهنمیگیرندوبین8 تا21 سالبرایبازپردختوامهاتصویبمیکنندبلکهبرایصادرکننده ابزارهای تشویقی خاصی هم در نظر گرفته شده است. در آلمان نیز این رقمبهرهبین2 تا5/4 درصدوابستهبهمیزانتکنولوژیآناستیاکشور چینکهبرمبنایآمارحدودچهاردرصدافزایشدرحجمصادراتکاالی صنعتینسبتبهآمریکاوچینداشتهاست.یابهطورمثالکشوراتریش کهقطعهسازیبسیاریازخودروسازانبزرگجهانرابرعهدهداردودولت آن موظف است تمام ماشینآالت با عمر بیش از پنج سال را از چرخه تولیدخارجکند،اینعدددراسپانیا8 تا01 سالاست.روحقضیهبراین محور است که موتور دینامیکی کشور در تجارت و اقتصاد، صنعت است و رشد صنعتی یعنی تمام عوامل تولید مثل مواد، قطعات و ماشینآالت مورد حمایت قرار گیرند که وظیفه دولت است.

کیامهر:مقایسهبایدهمهجانبهباشدوهماکنونقیاسمعالفارقاست. درکشورهاییکهاشارهشدباسودوشرایطساده،تسهیالتدادهمیشود، دولت کارخانهداری و بنگاهداری نمیکند بلکه بخشخصوصی است که اقتصادرامیگرداند.لذاقیاسمابایدبهگونهایباشدکهبتوانتماماجزای اینپازلراباهممقایسهکرد.درژاپنوکرهوحتیاماراتدرستاستکه این تسهیالت وجود دارد اما در این میان یک حلقه مفقوده برای مقایسه با ایران وجود دارد زیرا در اقتصادهای آزاد این بازار سرمایه است که تامین مالیمیکندوبانکهابعدازبازارسرمایهقرارمیگیرند.

متاسفانه در ایران بازار سرمایه مناسبی نداریم و هرازگاهی این بازار حبابی میشود و این حباب با ترکیدن، عدهای را به خاک سیاه مینشاند وسودهایهنگفتیرانصیبعدهایدیگرمیکند.درواقعبایدبینبازار پولوسرمایهتعادلوجودداشتهباشد.

مورد دوم اینکه اقتصاد آزاد را نمیتوان با اقتصاد ایران که04 درصد آندردس//تدولتو02 درصدآندرخوش//بینانهترینحالتدست بخشخصوصیاستومابقیآنکهدستنهادهاوارگانهاست،مقایسه کرد.درچنیناقتصادینمیشودانتظارداشتشرایطکشورهایمذکور را در آن پیاده کرد و باید ابتدا مشکالت زیربنایی حل و فصل شود.

نظرشمادرموردثباتنرخارزچیستکهبرخیمیگویند دستوری بوده و برخی دیگر معتقدند به شرایط ایدهآلی در این زمینهرسیدهایم؟

واعظیآشتیانی:بندهاعتقاددارموقتیازاقتصاددستوریوسیاسی صحبت میکنیم، باید توجه داشته باشیم که در این اقتصاد تمام اجزا دستوری و سیاسی خواهند بود و نمیتوان گفت به عنوان مثال بخش مربوط به س//ود سپردهها دستوری است در حالی که نرخ ارز دستوری نیست!در حالی که باید اطمینان داشت نرخ ارز هم دستوری باشد و این افتخاردولتهابودهکهنرخارزرابهصورتدستورینگهداشتهاند،امااینکه اینافتخارباچهقیمتیحاصلمیشود،موردتوجهقرارنمیگیرد.چهبسا دولت دهم در دو سال آخر سیاست دستوری خود را بر نرخ ارز قرارداد که تبعات آن را به وضوح دیدیم. اینکه بگوییم در شرایط امروزی حفظ نرخ ارز، هنر است حرف درستی نیست زیرا زمانی هنر خواهد بود که بتوانیم نرخارزرابهطورچشمگیریکاهشدهیم.اینهنرازکانالدستوریایجاد نمیشود زیرا زمانی که بنا باشد نرخ ارز کاهش یابد، الزم است یک پول هنگفتازبابتفروشنفتبهبازارتزریقشودکهصدالبتهمنافعملیرابه خطرمیاندازد.لذابایدبهسمتیبرویمکهشاکلهاقتصادیکشورراتجزیه وتحلیلکنیموببینیمآیاایناقتصادنیازمندنوسازییابازسازی؟

اقتصاد ایران که در قانون اساسی مبتنی بر سه مدل اقتصادی یعنی دولتی، خصوصی و تعاونیهاس//ت، به شکل صحیحی مورد توجه قرار نمیگیرد.درزمینهتعاونیهامسلمانتوانستیماینفرهنگرادرجامعهبه وجود آوریم که در عرصههای مختلف و در قالب تعاونی بتوانیم کنار هم از طریقمشارکت،سرمایههایاندکراتبدیلبهسرمایههایبزرگکنیم.

آیادربخشخصوصیمااینفرهنگایجادشدکهاگرخصوصیسازی صورتمیگیرد،بهدنبالخصولتیسازینباشیمیااینبخشخصوصیبه دنبالمنفعتطلبیوفرصتطلبیورانتخوارینرود؟

پس از دوران جنگ در مقطعی شاهد مواردی از این دست بودیم و در این راه اثرات مثبت و منفی فراوانی به جا ماند. برای مثال کارخانهها و کمپانیهای بزرگی که در مقاطعی وجود داشتند که اکنون نامی از آنها وجود ندارد.

بااینتفاسیردولتدوازدهمبرایبهبودشرایطاقتصادیچه اقداماتی را باید در اولویت سیاست های خود قرار دهد؟

واعظی آشتیانی: اگر میخواهیم نرخ ارز، بیکاری، بهره بانکی ...و را کاهش دهیم ضروری است دولتی روی کار بیاید که این شجاعت را داشته باشد تا به سمت نوسازی اقتصاد کشور قدم بردارد که این قدم را مقاممعظمرهبریدرقالباقتصادمقاومتیبرداشتند.راهکارهاییکهدر اینزمینهاشارهشدقابلتوجهبودهویکیازمهمترینآنهافرهنگیاست کهالزمهایننوسازیاست.اقتصادمقاومتیچیزینیستکهمسووالن به تنهایی به آن بپردازند بلکه موضوعی دوطرفه است که هم مسووالن و هم مردم را شامل میشود. برای اینکه مردم پای کار بیایند، نیازمند بستر فرهنگیهستیم.همچنینمقاممعظمرهبریدرمسایلیکهنیازبودهدر راستایبهبوداقتصادمقاومتی،اشارهکردهاندبهاینکهاگرجاییقانوننیاز بهاصالحدارد،مجلسکمککندوآنجاکهقوهقضاییهنیازاستورودپیدا کند، این کار را انجام دهد. وقتی تصویب قانون تجارت ایران برمیگردد به سال1131، سوال اینجاست که تا امروز چند بار موفق شدهایم این قانون را اصالح کنیم؟ در دنیایی که به سرعت در بخش تجارت جلو میرود، بهتراستبادقتببینیمکهکشورهاچگونهدرقوانینخوداصالحیههایی وارد میکنند تا به روان شدن تجارت آنها کمک کند. در حالی که قانون تجارتمابرگرفتهازقانون041 سالپیشومتعلقبهبلژیکبودهاست کهباتوجهمقتضیاتآنزمانتهیهشدهبود.برایمحققکردناینموهم کهرهبرمعظمانقالبهمبهآناشارهکردهاندنیازمندنوسازیاقتصادیدر کشورهستیمونمیشودعدهایجمعشوندواعالمکنندنرخسودبانکی راکاهشخواهنددادوبهشکلدستوریبهمحدوده01 تا51 درصدی برسانند.آیاتبعاتمنفیایناقدامارزیابیشدهاست؟آیاحسابشدهاست کارقوهقضاییهازطریقرسیدگیبهکالهبرداریهاواختالسهاچندبرابر خواهد شد؟البته بنده مدافع قوه قضاییه و موافق باال نگه داشتن نرخ سود بانکی نیستم اما باید اثرات و تبعات این اقدام را در نظر داشت؛ دوستان زمانی میتوانند این کار را انجام دهند که در وهله اول تعادل درآمد سرانه ایجادشدهباشدکهدرحالحاضراینتعادلدرآمدسرانهدرجامعهوجود ندارد.وقتیقصدداشتهباشیمنرخراکاهشدهیمطبیعیاستباعدهای برخورد کنیم که سپردهگذاری در بانک برایشان انتفاع نخواهد داشت و سعی میکنند پول خود را به محل دیگری انتقال دهند و در این راستا موسساتخودمختاریایجادمیشودکهسعیدارندباپیشنهادنرخهای نجومی این سرمایهها را جذب کنند و متاسفانه هماکنون شاهد نتایج منفیایناتفاقاتدرموسساتیمانندکاسپینهستیم.پساگربخواهیم مصنوعی یا دستوری نرخ ارز را ثابت نگه داریم راه به جایی نخواهیم برد. ضمناینکهاعالممیکنمهماکنونهمصنعتگراینجسارترانداردکه سرمایهگذاریارزیداشتهباشد.بهعنوانمثالمننمیتوانمتعهدخارجی بدهم و وام ارزی از داخل بگیرم و این تضمین را داشته باشم که برای سال آینده این پول با همین عدد سرجای خود باشد. حتی اگر دولت موضوع ثبات ارز را سه قبضه هم بکند، باز هم این جسارت و جرات برای فعال اقتصادی وجود نخواهد داشت. اگر خاطرتان باشد در دولت نهم رییس کل بانک مرکزی کلماتی به کار برد که تبعات آن تا امروز نیز در جامعه وجودداردوبرمیگرددبهاینجملهکه»مابانکهاراسهقفلهمیکنیم!« که از سوی آقای مظاهری مطرح شد و همچنان تبعات و تشعشعات آن در جامعه وجود دارد که نشاندهنده یک اقتصاد بیمار و دستوری است. ضمن اینکه هیچ مقام مسوول اقتصادی در دنیا چنین حرفی نمیزند و بههمیندلیلاستکهبندهعرضمیکنمکمترکسیپیداشودکهاین ریسکرامتقبلشودکهارزیرادریافتکندوتعهدداشتهباشدسریکی، دو سال آینده این ارز را با همین نرخ پرداخت کند. اگر هم این تضمین داده شود، احتمال دارد که در زمان موعود بهانههای مختلفی برای توجیه از سوی نهاد مسوول مطرح شود.

ادامهدرصفحه21

واعظی آشتیانی: اگر میخواهیم نرخ ارز، بیکاری، به//ره بانکی ...و را کاهش دهیم ضروری اس//ت دولتی روی کار بیای//د ک//ه این ش//جاعت را داش//ته باشد تا به س//مت نوسازی اقتصاد کشور قدم بردارد صدیق: بخشی از تولید در ایران به ویژه در مواد اولیه و قطعات به ارز احتیاج دارد و الزم است این نیاز از خارجکشورواردشود،بهمحضاینکه قیم//ت ارز افزایش مییابد، قیمت محصول تمامشده نیز باالتر میرود و در کنار هزینههای دیگر توان رقابتی از صادرکننده گرفته میشود کیامهر:ارزبهدلیلکسریبودجه شدید دولتها در سالهای گذشته به شکل تصنعی باال رفته است. چرا که این اعتقاد وجود دارد که داراییها و پتانسیلهای ایران آنقدر باالست که نیازی به این کار نخواهد بود

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.