بقایی: من مامانمو میخام!

Jahan e-Sanat - - سهشنب -

محم/د تاجالدی/ندولت دوم روحانی در آستانه تشکیل است. او که در دوران انتخاب//ات یکتنه در مقابل هجمهای کمنظیر از تهمت و افترا ایس//تاد، حاال باید تمام هم و غم خود را بگذارد پای انتخاب کابینه. روحانی در ایام انتخابات و در جمع طرفدارانش از لزوم افزایش رای برای سر و سامان دادن به معضالتی سخن گفت که در دوره اول ریاس//تجمهوری قادر به حل آنها نبوده است. زخمهایی که بارها و بارها در جمعهای انتخاباتی از زبان طرفدارانش شنیده شد.

اما گویی قرار نیست سطح توقعات افزایش یابد. هروقت س//خن از فضای//ی تازه به میان میآید، مخالفان دولت دیوار را جلوتر میکشند. خود روحانی نیز انگار بعد از انتخابات در تعاملی نانوشته قصد دارد دولت دوم را نه به خواسته اصالحطلبان،بلکهباصالحدیدونظرمثبتهم حزبیهایش، یعنی اعتدال توسعهایها ببندد. کس//انی که تجربه نشان داده روی خوشی به اصالحطلب//ان که بدنه اجتماع//ی روحانی را تشکیل میدهند، نشان نمیدهند.

دولت//ی ک//ه از پ//س مش//ورت واعظی و نوبخت سر کار بیاید، تفاوتی آشکار با خواسته رایدهندگان به روحانی دارد. فرهنگ در نگاه کارگ//زاران جایگاه آنچنانی ندارد، هنر زمانی ب//ه کار میآید ک//ه دوران انتخابات باش//د و کمپینهایانتخاباتی.

بعد از انتخابات همه چیز میشود اقتصاد و در بدبینانهترین حالت، سر و سامان دادن به حزبی که پتانسیل اجتماعی عاریتی دارد.

در این فضا که نه دولت روی خوشی به فرهنگ نشان میدهد و نه منتقدان دولت دل خوشی از وضعیت موجود دارند، قربانی هنرمند است. نمونه آخرش تعطیلی کنسرت شهرام ناظری در قوچان بود.

کنسرتی که با ادعای ناامنی سالن تعطیل ش//د. حاال خبر میرسد اهالی موسیقی در حرکتی هماهنگ قصد دارند برای رسیدن به اهدافش//ان تجمع کنند. سال پیش بود که حس//ین علیزاده از فدا کردن خونش در راه موسیقی سخن گفت. سخنی که آن روز کمی نامانوس بود ولی حاال همه به نتیجهای یکسان رسیدهاند.

منظور فدا ش//دن یا کشته شدن در راه خواستههای هنرمندان نیست، بلکه حرکتی منسجم و هدفمند در راه مطالبهگری است. دولت روحانی با رای و حمایت هنرمندان و مردم س//ر کار آم//ده و امروز باید جوابگوی خواس//تههای آنان باش//د. مخالف//ان برای س//بک کردن خواستههای مردم میگویند برگزاری کنسرت معضل امروز کشور است یا بیکاری؟

در جواب باید گفت هر دو. جامعه زمانی به جلومیرودکهتماماجزایشهمزمانپیشرفت کند. موفقیت نسبی دولت اصالحات به دلیل همین رویکرد بود. اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجی و داخلی ...و باید همزمان رشد کنند. امروز برگزاری کنسرت همانقدر معضل کشور ماست که بیکاری و خبرهای فاجعهآمیز این چند روز در قتل و تجاوز به کودکان ...و

قرار نبود و نیس//ت که مثال ما جامعهای متمکن از لحاظ مالی و فقیر به لحاظ فرهنگی داشته باشیم. یا عکس آن، قرار نیست و نبود که مردم ما روشنفکرهای پابرهنهای باشند که به نان ش//ب محتاجند. پیشرفت زمانی اتف//اق میافتد که هم//ه حوزههای زندگی ف//ردی و اجتماعی ش//هروندان را ش//امل ش//ود. این موقع اس//ت که بای//د خود آنها، یعنی هنرمند و کارگر و کارمند و .. روحیه مطالبهگری را در خود بیدار کنند.

دول//ت موظ//ف اس//ت ب//ه خواس//ت رایدهندگان//ش توج//ه کند. واضح اس//ت که تعطیلی پیاپی کنس//رتها نه به خاطر دغدغههای دینی که بلکه ناامیدی مردم از دولتی است که هرآنچه دارد از امید کمسویی است که س//الها در قلب مردم زنده مانده است. حاال زمان آن رسیده که همان دولت در مقابل رایدهندگانش پاس//خگو باش//د، اگر به حال خودشان رهایشان کنیم، اولین قربانی در بازی سیاس//ت و بده بستانهای حزبی، فرهنگ اس//ت. امروز موسیقی برای موسیقی قیام کرده و این سرآغاز راه است.

احمدینژاد:حمیدجاناحساسنمیکنی یه کم تند رفتی؟

بقایی: نه دیگه / قرارمون همین بود/ مشایی برام نوشت/ کلی توی زندان زور زدم تا حفظ کنم

احمدین//ژاد: آره ولی آخه من چند بار حرفاتو گوش کردم احساس میکنم تقریبا حساب میشیم بقایی: اپوزیسیون چیه؟ احمدینژاد: خودمم دقیق نمیدونم فکر کنم یه چیزی مث اکبر گنجی اینا بقایی: اکبر گنجی کیه؟ احمدینژاد: اکبر گنجی که تابلوئه دیگه بقایی: شماها گفتید بگم منم گفتم.. من که تو همون زندان داشتم با مفاسد اقتصادی والیبال بازی میکردم.. شما گفتید ما میاریمت بیرون بعد تو اینا رو بگو احمدینژاد: حاال اینایی که گفتی راست بود؟ بقایی: فکر نکنم! ش//ایدم باش//ه.. ای بابا استرس گرفتم من مامانمو میخام!

احمدینژاد: نترس حاال من اعالم کردم یه چیزایی رو میخوام افشا کنم.. فعال دارم پرپکانی میکنم!

بقای//ی: حاال باید چیکار کنیم؟ م//ا االن دقیقا مخالف چی هستیم؟!

احمدین//ژاد: من خودمم نمیدونم ولی احس//اس میکنم همزمان خودمونم داریم زیر سوال میبریم! بقایی: حاال واقعا چیزی واسه افشا داری؟ احمدینژاد: نه خیلی.. همون یه دونه سیدی رو داشتم که توی مجلس پخش کردم.. هیچ اتفاقی هم نیفتاد بقایی: اگه بفهمن چیزی نداری چی؟ احمدینژاد:یههواپیمای3 نفرهتویمیدون27 نارمکپارك کردم.. به محض اینکه دستمون به جایی بند نباشه، من و تو و اسفندیار سوار میشیم میریم ونزوئال.. اونجا یه شبکه تلویزیونی میزنیم/ یه دولت در سایه هم تشکیل میدیم بقایی: کی هواپیما رو میرونه؟ احمدینژاد: عه! به اینش فکر نکرده بودم!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.