ناكامي‌تما‌معيار

Jahan e-Sanat - - News -

فاطمه رحيمي- محمود گودرزي، وزير ورزش و جوانان دولت يازدهم در حالي توانست با كسب ۹۹۱ راي موافق، وزيــر ورزش و جوانــان كابينه دولت يازدهم شــود كه با ۴2 راي مخالف و ۴2 راي ممتنع از مجموع ۷۶2 راي در اين وزارتخانه حضور پيدا كرد و توانست بهعنوان هجدهمين وزير كابينه روحاني مشغول به كار شود اما عمر وزارت او به چهار سال نرسيد و مجبور شد در مهر 5۹ صندلي وزارت ورزش را ترك كند.

از همان ابتــداي ورود گودرزي به اين وزارتخانه صحبتهايي در خصوص مخالفت حسن روحاني وجود داشت اما با توجه به اينكه هيچكدام از نفرات معرفي شده روحاني راي الزم را نياوردند باالخره نمايندگان مجلس به يك استاد دانشگاه در حوزه تربيتبدني راي اعتماد دادند. البته مدتي از حضور گودرزي در مجلس نگذشته بود كه سيل انتقادات به سمت وي راه افتــاد و قبل از المپيك ريو بود كــه صحبتهايي درخصوص بركناري گودرزي مطرح شد. اگرچه پيش از آن نيز كم و بيش شايعاتي مطرح بود كه به واقعيت تبديل نشد.

البته به دليل فاصله زماني كمي كه به المپيك ريو باقي مانده بود، موضوع تغييرات در رأس اين وزارتخانه به بعد از المپيك موكول شــد و در نهايت هم در تاريخ ۷2 مهر 5۹ وي استعفاي خود را به روحاني داد. وزير ورزش و جوانان در طول مدت ســه ســال حضور خود در ساختمان سفيدرنگ خيابان سئول تصميمات خرد و كالن بسياري گرفت كه برخي از آنها بسيار خبرساز شدند و شناسنامه وزارت ورزش و جوانان دوره محمود گودرزي لقب گرفتند، به گونهاي كــه گودرزي را با اين تصميمات به ياد ميآوريم. روايت تصميمات و اقدامات خبرساز و سياه و سفيد وزارت ميتواند تصوير روشــنتري از آنچــه گودرزي انجــام داد و بر جاي گذاشــت را به ما ارائه دهد. وزير عليه فوتبال مهمترين اتهامي كه در طول ســه ســال وزارت گودرزي به او وارد شــد، دشمني و تضاد خاموش با فوتبال است. او بارهــا و بارها از هزينههاي فوتبال به شدت انتقاد كرد و اعتقاد داشت انباشت سرمايه و توجه تنها براي فوتبال است و بايد اين رويه را شكســت. او بارها از فدراســيون و بازيكنــان فوتبال انتقاد كرد. جبههگيريهاي او عليه فدراسيون فوتبال و كارلوس كيروش هم مهمترين نقطه تضاد او با فدراســيون فوتبال بود كه فارغ از اينكه آيا در شــأن وزير بود كه درباره ســرمربي تيم ملي اينگونه صحبت كند يا نه، هيچكس آن را برنتابيد و با توجه به محبوبيت سرمربي تيم ملي جبهه سنگيني عليه وزير ورزش و جوانان به راه افتاد.

گودرزي در حوزه باشگاهها بر روند حاكم بر ليگ و باشگاههاي ايران انتقادات جدي داشــت و در نخســتين اقدام با رســانهاي كردن قراردادهاي بازيكنان و مربيان دو باشگاه بزرگ پايتخت كه در تملــك دولت و وزارت ورزش بودند با شفافسازي شجاعانه و منطقي آنچه در پــس پرده بود را عيان كرد؛ تصميم شجاعانهاي كه تا اندازهاي جلوي رشد بيرويه قراردادهاي ميلياردي را گرفت و بدل به يك سنت در فوتبال شد.

گودرزي در ادامه دست پرسپوليس و اســتقالل را از بودجــه دولتي كوتاه كرد اما ســاير تصميماتش در حوزه دو تيم پرطرفدار پايتخت به معناي واقعي فاجعه بود. از گماشتن يك كشتيگير بهعنوان تصميمگيرنــده براي اين دو باشــگاه گرفته كه با تصميمات غلط و گاه مضحك اين دو باشگاه را وارد يك بحران خودخواسته كرد تا انتصابهاي غلط و رفاقتــي در مجموعه مديريتي و تصميمســاز دو باشگاه كه سبب شد پرســپوليس و استقالل در دوره وزارت گودرزي ناكامــي تمامعياري را تجربه كنند و در يــك عقبگرد تاريخي هيچ موفقيتي نداشته باشند.

گودرزي بــراي مديريت در اين دو باشگاه بيش از تخصص و تجربه، رفاقت را مالك قرار داد و نتيجه اين شد كه در سايه همين رفاقتها، عناصر نامطلوب و فاسدي در هر دو باشگاه رشد كردند كه تنها به فكر منافع شخصي خود بودند.

وزير ورزش و جوانان شــعار ورزش پاك را در دســتور كار خود قرار داد اما كمتر در تحقق اين شــعار موفق بود. گودرزي درخصوص تبانيها و فسادهايي كــه در فوتبال وجود داشــت، اگرچه كمي دير اما قدمهايي مثبت برداشت اما جريان درگير فســاد و آنهايي كه به واسطه شفافسازيهاي وزارت متضرر شــده و جايگاهشان در خطر بود، عليه او دست به جوسازي سنگيني زدند تا گودرزي كمتر در رسيدن به هدف خود موفق باشد. او هنگام همين مخالفتها در اواخر دوران مديريتش با واكنشهايي روبهرو شــد كه تاب و توان مقاومت با آنها را نداشــت، درست مثل اتفاقي كه مقابل وزارت ورزش و جوانان رخ داد و عدهاي از هواداران استقالل با تحريك همين جريانات ناسالم عليه وزير تجمع كردند كه بعدها مشخص شد ريشه در مديريت باشگاه داشته كه ميخواست با اين رفتارها گافها و تصميمات غلط مديريتي خود را الپوشاني كند. همان مديري كه گــودرزي بر پايه رفاقت او را انتخاب و بارها از او تعريف و تمجيد كرد اما در پايان بدل به دشمن شماره يك خودش شد.

دخالتهاي وزارت در فوتبال منجر به حذف تيم اميد، عدم واگذاري تيمهاي اســتقالل و پرســپوليس و نابساماني وضعيت زمينهاي فوتبال كشور شد كه قطعا يكي از اهداف در نظرگرفته شده در بدو تاســيس اين وزارت بوده است؛ وظايفي كه وزارت از آنها غافل شده است و دائم تالش ميكند در ريزترين مسايل فدراسيون دخالت كند تا پدرخواندگي خود را به اثبات رساند. چالش با روساي فدراسيونها چالش بعــدي محمود گودرزي در بحث كالن فوتبــال اختالفنظرهاي عجيب و غريب او با علي كفاشــيان، رييس ســابق فدراســيون بــود و در حالي كه رييس سابق به اتفاقات فقط ميخنديــد، گودرزي تــالش زيادي كــرد تا به نوعي ثابت كند كفاشــيان مرد فوتبال نيســت. شايد االن يكي از افراد خوشحال رييس سابق فدراسيون فوتبال باشــد اگرچــه او ديگر در اين ســمت فعاليت نــدارد اما چالشهاي كفاشيان و گودرزي بدون شك بخش مهمي از انرژي مجموعه وزارت را هدر داد و ذهن وزير ورزش را در سالهاي ابتدايي مديريتش درگير كرد.

اختالفنظر گودرزي فقط با كفاشيان نبود. گودرزي اصال رابطه خوبي با رسول خادم رييس فدراســيون كشــتي هم نداشت به طوري كه خادم در هيچكدام از جلسات وزير با روساي فدراسيونها شركت نميكرد. حتي به دنبال اعتراضي كه خادم از عملكــرد وزارت ورزش در زمــان نزديك به المپيك داشــت در نامهاي به روحاني انتقــادات زيادي را مطرح كرد. اختالف با كميته ملي المپيك موضوع ديگري كه شايد بتوان از وزير ورزش خرده گرفت اين است كه تعامل خوبي با كميته ملي المپيك نداشــت به طوري كــه بعد از برگزاري المپيك اختالفات بين اين دو نهاد علني شد و با دخالت دولت در امور فدراسيونها و نوشتن يك اساسنامه مشترك، هاشمي با ارسال نامهاي به جهانگيري معاون اول رييسجمهور خطر تعليق را هشدار داد. خطري كه بعدها توسط نامهاي از سوي

IOC علني شد. در اين ميان نبايد از تماميتخواهي كميته ملي المپيك هم به سادگي گذشت. كميتهاي كه انتخابات دوره جديد آن در دوره وزارت محمود گــودرزي برگزار شــد و وزير ورزش و جوانان انتظار داشت با عدم دخالت در اين انتخابات و به قدرت رســيدن يكي از مديران دولتي چالشهاي گذشته را نداشته باشد اما با رويهاي كه كميته در پيش گرفت، اختالفات آرام آرام نمايان شد و تا آنجا پيش رفت كه كميته بدل به يك جبهه مخالف براي وزارت ورزش و جوانان تبديل شود.

محمــود گــودرزي در حالي كه در برنامههايش در زمان كسب راي اعتماد از اصالح اساسنامهها سخن گفته بود، اما بابياعتناييكميتهمليالمپيكبهعنوان يكي از طرفين درگير و تاثيرگذار ماجرا، عمال كاري از پيش نبرد تا فدراسيونهاي بينالمللي خواستار اصالح شوند و ورزش را درگير بحران دوبارهاي كند.

تصميماتغيرورزشي

فدراسيون اتومبيلراني: از جمله سياســيترين تصميمات گودرزي در خصوص فدراسيون اتومبيلراني گرفته شد و حميدرضا مهرعلي را به اين دليل كه محمد رويانيان را بهعنوان مشاور خود منصوب كرده بود، از مسووليت عزل كرد. سياسي بودن اين عزل به خاطر تفاوت جبههگيري سياسي رويانيان با دولت تدبير و اميد است.

فدراسيون جودو: در خصوص اين فدراسيون هم يك شــاهكار رخ داد و دوستان وزارت ورزش به اين بهانه كه هزينه بركناري را نپردازند، محمدعلي رســتگار را با استناد به استعفاي چهار ماه قبل خــود را كه در آن زمان مورد پذيرش واقع نشده بود، بركنار كردند و به نوعي استعفاي چهارماه گذشته وي را پذيرفته و شخص ديگري را جايگزين او كردنــد؛ عزلي كه مهمترين علت آن مخالفت با بازگرداندن نايب رييس وقت فدراسيون عنوان شده بود؛ شخصي كه به اذعان برخي كارشناســان بخشي از مشكالت امروز و ديروز اين رشته ورزشي ناشي از رفتارها و عملكرد وي است ولي بــا اين وجود وزارتخانه بر تصميم خود اصرار دارد.

فدراسيون اسكي: در فدراسيون اســكي اتفاقاتي افتاد كه در تاريخ بعد از انقالب بيســابقه بــود و اين يعني پايان دادن به رياست ۰3 ساله خاندان ساوهشمشكي بر اسكي اما اين اتفاق با تدابير غيركارشناسي منجر به استعفا از رياست اين فدراسيون شد؛ ناصر طالبي كه براي سروسامان دادن اوضاع اسكي از سوي وزير به سرپرستي اين فدراسيون منصوب شده بود و بارها اعالم كرده بود كه قصد نامــزدي در انتخابات را ندارد به يكباره تصميمي متفاوت گرفت و با ايجاد دوقطبي در انتخابات فدراسيون توانست از مجمع راي اعتماد بگيرد اما اين اتفاق آغازي بود بر نابســامانيهاي بيش از پيش اين فدراسيون كه در يك مورد ميتوان به استعفاي دستهجمعي مربيان و ورزشكاران اين رشته اشاره كرد؛ استعفاهايي كه هر روز وضعيت اين رشته را بحرانيتر كرد تا كار به استعفاي جناب رييس مورد وزارتخانه كشيد.

فدراســيون دووميدانــي: در ايــن فدراسيون هم مشكالت مالي به حدي رسيد كه منجر به استعفاي داوري شد؛ اســتعفايي كه منجر به عدم برگزاري مجمع اين فدراسيون در اسفند 3۹ شد و بعد از چندي از حضور سرپرست در اين فدراسيون آن هم مهمترين زماني كه بايد تمام هم و غم فدراسيون براي كسب سهميههاي المپيك و آمادهسازي افرادي كه سهميه كسب كردهاند شود، منجر به برگزاري انتخابات شد و مجيد كيهاني كه از قهرمانان سابق اين رشته بوده است توانست نظر اهالي مجمع را با خود همراه كند و بهعنوان رييس انتخاب شــود اما اين پايان ماجراي دووميداني نبود و حدود دو ماه صدور حكم كيهاني زمان برد، آن هم به بهانه عدم دريافت برنامههاي تيم جديد!

فدراسيون كشــتي: در كشتي، مناســبات ميان وزير و مسووالن آن از جنس ديگر است. پس از اين كه رسول خادم پيــش از المپيك لندن بهعنوان سرمربي تيم ملي انتخاب شد و در آن رقابتها شاهد كشتيهاي واقعا خوب ايران- بعد از مدتهاي طوالني- بوديم در انتخابات اين فدراسيون شركت كرد و توانست از مجمع اين فدراسيون راي اعتماد بگيرد، همــگان به اتفاقات اين فدراســيون اميدوار شدند اما نخستين ســنگاندازي با عدم صدور حكم نايب رييس فدراســيون- عليرضا حيدري دارنده شش مدال جهان و المپيك- آن هــم به مدت دو ســال صورت گرفت؛ اتفاقي كه حيدري را مجاب كرد عطاي فعاليت در اين فدراسيون را به لقايش ببخشــد. رفتارهاي متضاد و متناقض وزارت در فدراسيونهاي ديگر هم وجود داشت (مانند فدراسيون كاراته، تنيس روي ميز، تنيس )...و

اســتاد دانشگاهي كه هيچ فعاليتي بهعنوان يك مدير در ورزش نداشت اما تحصيالت آكادميك وي در امور ورزش بود، باالخره از همه حاشيههاي ورزش دل كنــد و رفت؛ مردي كــه در دوره حضــورش در وزارت ورزش و جوانان كمتــر از محبوبيت و اقبــال عمومي برخــوردار بود و در نهايــت اين دوران دوستنداشتني به پايان رسيد.

سلطانيفرووعدههايمحققنشده وزير ورزش

چنــد روز پس از اين اتفــاق وزير پيشنهادي راهي مجلس شد و توانست با گرفتــن راي اعتماد نمايندگان ملت بهعنوان سومين وزير ورزش و جوانان راهي ساختمان ســئول شود؛ مسعود سلطانيفر كه با كسب 3۹۱ راي موافق از ۴۷2 راي ماخوذه نمايندگان بهعنوان جانشين محمود گودرزي انتخاب شد.

درســت از همان روزي كه مسعود سلطانيفر جايگزين محمود گودرزي در وزارت ورزش شد، اهالي ورزش يك انتظار بزرگ داشتند؛ برقراري قانون در دستگاه دولتي بزرگي به نام وزارت ورزش و جوانان. انتظاري كه مهمترين خواسته قاطبه جامعه ورزش از وزير جديد بود.

باتوجهبهنزديكيسلطانيفربامقامات ارشــد دولتي و شخص رييسجمهور، انتظارات بيشتر هم شد به طوري كه به نظر ميرسيد سلطانيفر با آزمون سختي در اين وزارتخانه روبهرو خواهد شد.

اهالــي ورزش و مطبوعــات هم با اين تغيير موافــق بودند چراكه انتظار داشتند بعد از سالها باالخره به وضعيت ورزش ســامان داده شود. همه منتظر بودند ســلطانيفر با حضورش دســت به كار بزرگــي بزند به ويژه اينكه وزير ورزش و جوانان آشنايي كاملي با حوزه ورزش دارد و بيشتر از بقيه از چالشها، مشكالت و دغدغههاي حوزه ورزش آگاه است اما در اين فاصله نزديك به ۰۱ ماهه نهتنهاتغييراتيايجادنشدبلكهمشكالت به قوت خود باقي ماند. به نظر ميرسد وزير ورزش و جوانان در مدت باقيمانده تا انتخابات سياست مدارا در پيش گرفته و مصلحتانديشي را به جاي قانونگرايي پيشه كرده تا با كمترين هزينه ورزش را اداره كند.

خصوصيسازي سرخابيها؛ وعده ناتمام

دو باشگاه پرسپوليس و استقالل و خصوصي كــردن آنها كه از برنامههاي وزيــر ورزش بود، با توجه به ميليونها هوادار در حالي اداره ميشوند كه يكي با سرپرست بازنشسته است و ديگري مورد انتقاد هــواداران. بدهيهاي اين دو باشگاه كه جاي خود دارد. به دنبال همين بدهيهاي سريالي بود كه باشگاه استقالل از نقل و انتقاالت محروم شد و پرسپوليس نيز به خاطر بدهي به مانوئل ژوزه در خطر كســر امتياز قرار گرفت. اعتراض هواداران استقالل مقابل وزارت ورزش به دليل انتقاد از افتخاري خود گواه اين است كه آنها از عملكرد وزارت ورزش ناراضي هستند. معضلبازنشستهها عــدم توجه به حضور دوشــغلهها، بازنشســتهها و دوتابعيتيهــا از ديگر مشــكالتي بود كه با وجــود نامههاي مجلس شوراي اسالمي و سازمان بازرسي كل كشور در زمان سلطانيفر هم ناديده گرفته شد.

در ابتداي سال 5۹ ديوان محاسبات با ارســال نامهاي به محمود گودرزي، وزير وقــت ورزش و جوانان ممنوعيت بهكارگيري بازنشســتهها را ابالغ كرد؛ موضوعي كه تا امروز اجرايي نشــده و در خوشبينانهترين حالت ميتوان گفت كمتر اجرايي شده است. يك ماه بعد از اين نامه، مجلس شوراي اسالمي هم با ارسال نامهاي مجددا اين موضوع را پيگير شد. باالخره بعد از گذشت چندين ماه وزارت ورزش با تشكيل كارگروهي قرار شد به اين موضوع رسيدگي كند.

اگرچهدرليستيمحرمانهاسامي۰52 كارمند و رييس بازنشسته به وزير اعالم شد اما باز هم وزارت ورزش درخصوص خروج اين افراد در فدراســيونها اقدام عملي انجام نداده است.

مسعود سلطاني نيز در اينباره

گفته بود: قانوني كه اخيرا در مجلس در ايــن زمينه به تصويب رســيد، در رابطه با ممنوعيت حضور بازنشستهها در دســتگاههاي مختلــف اجرايــي محدوديتهايي ايجاد كرده و براساس اين قانون، بازنشســتهها تنها در موارد خاص در مسووليتهايي چون معاونت، وزارت و استانداري و مسووليت مشابه اين مشــكلي براي حضور ندارند اما در صورت ضرورت براي استفاده از تخصص و تجربه، بازنشستهها بهعنوان كارشناس يا پارهوقت ميتوانند در فدراسيونهاي مختلف حضور داشــته باشــند به اين شرط كه پرداختي آنها معادل يكسوم پرداختي افراد غيربازنشسته محسوب شود. ســعي ميكنيم محدوديتهايي كه در اين قانون آمده اســت را رعايت كنيم. البته در ايــن زمينه به معاونت توسعه منابع و معاونت ورزش قهرماني دستور داديم نظارت الزم را داشته باشند تا همه كارها در چارچوب قانون انجام شود. در رابطه با دوتابعيتيها بايد بگويم قانون دوتابعيتي از قانون بازنشستهها جداســت و ما نميتوانيم قانوني كه در رابطه با بازنشستههاســت را در رابطه با دوتابعيتيها اجرا كنيم و اينها قانون خــاص خود را دارند اما ملزم به رعايت قانون و اجرا شدن آن هستيم.

وزير ورزش در حالي اين صحبتها را مطرح كرده كه در خصوص بازنشستهها هيچ تصميمي گرفته نشــده اســت و در فدراســيون فوتبال، باشــگاههاي اســتقالل و پرسپوليس و تعداد زيادي از فدراسيونهاي ورزشي مهم و كليدي بازنشستهها با حقوقهاي كالن مشغول به فعاليت هستند و ظاهرا هيچ عزمي براي كنار رفتن اين افراد وجود ندارد. از حرف تا عمل نگاهي كوتاه به مشــكالت ورزش كشور نشان ميدهد، اگرچه روحاني با ديد تغيير دست به انتخاب ديگري زد اما اين سوال مطرح ميشود كه حضور سلطانيفر در وزارت ورزش كه در راستاي ترميم كابينه انجام شد، چه دستاوردي داشت؟ آيا عملكرد وزير جديد منفعالنه و خنثي بود يا اهداف مدنظر اجرايي شد. ســلطانيفر جز چند كار مهمي كه در وزارت انجام داد-اصالح حداقلي مديران و تغيير دو معاونت كليدي و بالتكليفي معاونت مالي- كداميك از برنامههايش را جامهعمل پوشاند.

بيشتر مشكالت كليدي كه در زمان گــودرزي و حتــي وزراي قبلي وجود داشت، كماكان باقي است و برنامههاي مسعود ســلطانيفر هم همچون ديگر همكارانش به صورت شــعار باقي ماند. وزير جديد ترجيــح داد تا در چند ماه باقي مانده تا انتخابات بدون كوچكترين هزينه كشتي ورزش را به جلو هدايت كند و همين رويكرد ســبب شــد تا مشكالت ســابق وزارتخانه كماكان به قوت خود باقي بماند.

اتفاقاتي كه سبب شده تا منتقدان عليه او جبههگيري كرده و مدعي شوند سلطانيفر هم مانند ديگر نامزدهاست كه براي گرفتن پست شعارهاي آنچناني سر ميدهند، از اصالحات سخن ميگويند و از اجراي قوانيــن حرف ميزنند، اما پاي عمل كه به ميان ميآيد و پســت دلخواهشان را به دست ميآورند، همه چيز را فراموش ميكنند.

همه ميدانند ورزش چه نقش مهمي را در افزايش قدرت سياسي كشورها ايفا ميكند و حضور سياسيون در ورزش هم تاكيد براين حرف است اما سوال اساسي اين است كه چقدر توانستيم از اين قدرت در جهان استفاده كنيم. به نظر ميرسد براي رسيدن به اين جايگاه بايد ابتدا از خود شروع كنيم؛ اصالح ساختار ورزش ايران قدم نخست براي رسيدن به جايگاه اصلي در جهان است. اصالحاتي كه وزير ورزش و جوانان بايد براي اجرايي شدن آن آستينها را باال بزند و محافظهكاري و مصلحتانديشي را كنار بگذارد. غفلت از جوانان وزارت ورزش واژه جوانــان را هــم به دنبال خود يدك ميكشــد اما تنها حــوزهاي كه در دولــت مغفول ماند و برنامــه خاصي براي بهبــود وضعيت جوانــان در آن وجود نداشــت، همين جوانان بودند. وضعيت بيكاري جوانان بهويژه جوانان تحصيلكــرده، انتقاد از رشد آســيبهاي اجتماعي، گاليه از بيعملي و انفعال دولت در برابر بحران طالق، نقد سياستهاي شعاري روحاني در رسيدگي به آسيبهاي اجتماعي و فقدان اولويتبندي در اين حوزه، بسنده كردن بــه رونمايي از منشــور حقوق شــهروندي در حــوزه ارتقاي فرهنگ شــهروندي، عدم تحول ريشــهاي در وضعيت زندگي زنان ايراني و آسيبهاي اجتماعي، همه و همه از جمله مسايلي است كه در دولت يازدهم مورد غفلت واقع شده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.