انقالب‌تصنی ‌فها

Jahan e-Sanat - - News -

ملکالشــعرای بهار از بزرگترین شاعران و تاثیرگذاران ادبیات معاصر ایران اســت. بهار عالوه بر شــعر گفتن دستی هم در سیاست داشــت. او در اوایــل دوره رضاخان نماینده مجلس بــود و به همراه شــهید مدرس در برابر اســتبداد رضاخانی ایستاد. او در دوران مشــروطه نیز فعالیت بســیاری داشــت و تصنیفها و شعرهای فراوانی از او به یادگار مانده است. با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست کار ایران با خداست! مذهب شاهنشه ایران زمذهبها جداست کار ایران با خداست! شاه مست و میر مست و شحنه مست و شیخ مست مملکت رفته زدست هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست کار ایران با خداست! هر دم از دریای استبداد آید بر فراز موجهای جانگداز زین تالطم کشتی ملت به گرداب بالست کار ایران با خداست! مملکت کشتی، حوادث بحر و استبداد خس ناخدا عدل است و بس کار پاس کشتی و کشتینشین با ناخداست کار ایران با خداست! پادشه خود را مسلمان خواند و میسازد تباه خون جمعی بیگناه ای مسلمانان در اسالم این ستمها کی رواست کار ایران با خداست! شاه ایران گر عدالت را نخواهد باک نیست زانکه طینت پاک نیست دیدهی خفاش از خورشید در رنج و عناست کار ایران با خداست! باش تا آگه کند شه را از این نابخردی انتقام ایزدی انتقام ایزدی برق است و نابخرد گیاست کار ایران با خداست سنگر شه چون به دوشانتپه رفت از باغ شاه تازهتر شد داغ شاه روز دیگر سنگرش در سرحد ملک فناست کار ایران با خداست باش تا خود سوی ری تازد ز آذربایجان حضرت ستارخان آنکه توپش قلعهکوب و خنجرش کشورگشاست کار ایران با خداست باش تا بیرون ز رشت آید سپهدار سترگ فر دادار بزرگ آنکه گیالن ز اهتمامش رشک اقلیم بقاست کار ایران با خداست باش تا از اصفهان صمصام حق گردد پدید نام حق گردد پدید تا ببینیم آنکه سر ز احکام حق پیچد کجاست کار ایران با خداست خاک ایران، بوم و برزن از تمدن خورد آب جز خراسان خراب هر چه هست از قامت ناساز بیاندام ماست کار ایران با خداست نسیمشمال نمونههــای دیگــری از ترانههای سیاســی عهد مشــروطه را میتوان در دیوان نســیم شــمال جســتوجو کرد. سیداشرفالدین حســینیگیالنی معروف به نسیم شمال، از تندروتریــن منتقدان اســتبداد محمدعلی شاهی بود. او در هجویــات خــود از بــه کار بردن نام حیوانات و اصطالحــات کوچهبازاری ابایی نداشت ولی از آنجا که اشعارش چفت و بست محکمی داشتند، کســی به این ویژگیاش خرده نمیگرفت. در واقع او همچون مولوی، تعابیر رکیک را نه برای سرگرمی که به منظور انتقال یک مفهوم به کار میبست. اشــعار تندش در هجو مجلس شورای ملی سالها ورد زبان مردم بود. در اینجــا نمونــهای از آثــار وزین او که شــباهت زیادی به تصنیف از خون جوانان وطن ساخته عارف قزوینی دارد را مالحظه میکنید. سعید نفیسی در موردش گفت: «هر روز و هر شب شعر میگفت و اشعارش را هر هفته چاپ میکرد و به دســت مردم میداد..... وقتی روزنامهفروشــان نــام روزنامهاش را فریــاد میکردند، به راســتی مردم هجوم میآوردند. ... زن و مــرد، پیــر و جوان، کــودک و برنا، بیســواد و باســواد این روزنامه را دست به دســت میگرداندند. در قهوهخانهها، ســر گذرها، در جاهایی که مردم گرد میآمدند، باسوادها برای بیسوادها میخواندند و مردم حلقه میزدند و روی خاک مینشســتند و گوش میدادند». گردید وطن غرق اندوه و محن وای ای وای وطن وای خیزید و روید از پی تابوت و کفن وای ای وای وطن وای از خون جوانان که شده کشته در این راه رنگین طبق ماه خونین شده صحرا و تل و دشت و دمن وای ای وای وطن وای کو همت و کو غیرت و کو جوش فتوت کو جنبش ملت شــعر «تازیانه» و «فعله» از معروفترین و زیباترین آثار سیداشــرفالدین هستند. هر دو شــعر با زبانی ساده به وضع کشور و ملت میپردازند. اشــعار دیگری مانند «صبرکــن آرام جانم صبر کن» یا «وفات یک دختر فقیر از شدت سرما» نیز از اشعار مطرح نسیم شمال بود که در زمان انتشار روزنامهاش مورد توجه مردم قرار گرفته بود. دست مزن! چشم، ببستم دو دست راه مرو! چشم، دو پایم شکست حرف مزن! قطع نمودم سخن نطق مکن! چشم، ببستم دهن هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن خواهش نافهمی انسان مکن الل شوم، کور شوم، کر شوم لیک محال است که من خر شوم چند روی همچو خران زیر بار؟ سر زفضای بشریت برآر

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.