عاشقانههاي فوتبالي در رشت

Jahan e-Sanat - - News -

اميرحسينميراسماعيلي-حال و هواي اين روزهاي شهر رشت انگار به كلي دگرگون شده و شور و شوق عجيبي را ميتــوان در چهره تك تك آدمهاي كوچه و خيابان مشاهده كرد. تيم اصيل و ريشهدار سپيدرود پس از سالها بازهم به ســطح اول فوتبال ايران بازگشته و براي اولين بار در تاريخ اين باشگاه قرار است ميزبان تيمي در مسابقات ليگ برتر باشد. راننده تاكسي كه حدودا ۰۷ سالش ميشود و پرچم سپيدرود را روي كاپوت ماشينش انداخته درباره تاريخچه اين تيم ميگويد: «در ســال ۷4۳۱ و با تالش غالمرضا صومــي كه خود از پيشكسوتان فوتبال گيالن بود، تيمي به نام ســالمت بخش شكل ميگيرد كه نامش برگرفته از زورخانهاي قديمي در محله سبزهميدان رشت است. چند سالي را در ليگ دسته يك گيالن بازي ميكند تا سال ۲۵۳۱ كه نخستين دوره مسابقات ليگ سراسري در كل كشور برگزار ميشود و تصميم بر اين گرفته ميشــود تا نام بزرگترين رود استان گيالن را براي تيممان انتخاب كنيم و در مسابقات ليگ تخت جمشيد شركت كنيم. ما بعد از تيمهايي پرسپوليس، استقاللوتراكتورسازيتبريز،چهارمين تيم پرطرفدار ايران هستيم و بنده ۰9 درصد بازيهاي ســپيدرود را از همان ســال ۲۵ در ورزشــگاه تماشا كردم. قهرماني جام بينالمللي آقاخان در سال ۶۵، قهرماني جام فوتبال انقالب در سال 9۵، قهرمانــي جام بينالمللي خزر در سالهاي ۱۷ و ۱۸، قهرماني ليگ گيالن در سالهاي ‪4۶ ۱۶،‬ و ۲۸ و همچنين نايب قهرماني ليگ آزادگان در ســال گذشته از افتخارات تيم ماست و به ارتش سرخ گيالن نيز معروف هستيم. سال۱۷ كه توانسته بوديم به ليگ آزادگان (ليگ برتر فعلي) صعود كنيم با تيمهايي مثل استقالل، تراكتورسازي، كشاورز، صنعت نفت آبادان و كماي شيراز همگروه شده بوديم و من در تمــام بازيهاي خارج از خانه نيز همراه تيم حضور داشــتم و خالصه ســعي ميكرديم به بچهها انگيزه بدهيم.» در تمام لحظاتي كه از سپيدرود سخن ميگفت، برق عجيبي درچشمانشپديداربودوبيتابانهمنتظر بود تا ساعاتي ديگر و در استاديوم عضدي رشت به تماشاي ديدار تيم محبوبش با سياهجامگانبنشيند.

ملوانيهــا را شــشتايي ميكنيم!

مغازههاي بازار ســنتي رشت يكي در ميان به پرچم ســپيدرود رشــت مزين است. وارد فروشگاه صنايعدستي ميشوم و از جواني كه به نظر نميآيد بيش از ۰۳ سال داشته باشد، ميپرسم كه نظرش درباره اين تيم چيست و چه جايگاهي را برايش در پايان فصل متصور است. پاسخ ميدهد: «خيلي به اين تيم اميدواريم و انشــاءاهلل بتوانيم رتبهاي تكرقمي در پايان فصل كسب كنيم. ما دوباره توانستيم در ليگ برتر حضور داشته باشيم و به همه ثابت كنيم كه فوتبال رشــت سرشار از استعداد است و برخالف تيم ملــوان، بدون كمك و پشتيباني نهادهاي دولتي ميتواند در ســطح اول فوتبال ايران بدرخشــد.» از او درباره دليل مقايســه تيمشان با ملوان بندرانزلي پرسيديم كه ادامه داد: «ملوانيها سالها از نيروي دريايي بودجه ميگرفتند و بهترين بازيكنان رشت را ميخريدنــد. آنها فكر ميكردند كه به دليل تواناييهاي خودشان ميتوانند در ليگ برتر بمانند درحالي كه پس از قطع حمايت نيروي دريايي ديگر كم آوردند و ما نشــان داديم كه در شرايط برابر از آنها غنيتر و موفقتريم. نظرمحمدي هم نشان داده كه مربي كاربلدي است و بازي قبلي با نفت را هم با بدشانسي واگذار كرديم.» از او ميپرسم اگر همين حاال اين دو تيم پرطرفدار گيالني باهم بازي كنند،چهنتيجهايرقمميخورد؟نتيجه شش صفر به نفع سپيدرود را پيشبيني ميكند تا ديگر مطمئن شوم كه او به تيمش تعصب عجيبــي دارد و البته اينكه كلكلهاي هميشگي رشتيها و انزليچيها نيز يكي از جذابيتهاي فوتبالي استان گيالن است.

زنان گيالنــي ميخواهند به ورزشگاه بروند

صاحب مغازه روبهرويي اما نگاهش با پسر جوان كمي متفاوت است. فروشنده كلوچه و شــيرينيهاي سنتي گيالن معتقداستكهسطحكيفياينبازيكنان كمي پايينتر از ديگر بازيكنان شاغل در ليگ برتر است و آنها بايد در تمرينات و مســابقات تالش زيادي كنند تا كار ســپيدرود براي مانــدن در ليگ برتر سختنشود.اوهمچنينميگويد:«مثال در همين بــازي اولمان با نفت تهران ديديم كه تاكتيك دقيق و مشخصي در دفاع و حمله وجود نداشت و تواناييهاي انفرادي بازيكنها هم در سطح بااليي نيســت. تيمي خصوصي هستيم و به علت محدوديتهاي مالي در فصل نقل و انتقاالت نتوانســتيم بازيكن چندان تاثيرگذاري را جذب كنيم اما بســيار اميدواريم شــرايط تيــم در بازيهاي آينده بهتر شود و بازيكنان به هماهنگي تاكتيكي مناسبي برسند. نميخواهيم در پايان فصل زانوي غم بغل بگيريم و تصميم به ماندن داريم.»

دختر جواني كه بــراي خريد وارد مغازه شده و در جريان صحبتهاي ما قرار گرفته نيز به بحث اضافه ميشود و از عالقه خود و بســياري از دوستانش براي حضور در ورزشگاه و تشويق تيم سپيدرود ميگويد. او همچنين ميافزايد كه قانون منع ورود زنان به استاديومها ظلمي آشكار در حق همه مردم است و ابراز اميدواري ميكند رييسجمهور و وزير ورزش بتوانند اين طلسم نامبارك را بشكنند. تماشاگراننيايند چند ســاعتي از حضورم در رشت و صحبت با مردم فوتبالي اين شــهر ميگذرد و به آغاز ديدار ســپيدرود با سياهجامگان مشهد نزديك ميشويم. خبر رســيده كه ســكوهاي ورزشگاه عضدي رشت در دست تعمير است و اين ورزشگاه قديمي دوازده هزار نفري در اولين ميزباني سپيدروديها در ليگ برتر ميزبان چهار هزار نفر خواهد بود. در صف خريد بليت پسر جواني ميگويد: «اين همه سال منتظر مانديم تا تيممان بــه ليگ برتر بيايــد و حاال ميگويند ســكوها در دست تعمير است. در اين چند ماهي كه صعود سپيدرود به ليگ برتر قطعي شده بود چه كار ميكردند؟ سازمان تربيت بدني گيالن و شهرداري رشــت مگر بودجه كم دارند؟ مشكل اين است كه هميشه ضعف برنامهريزي مديران به سپيدرود لطمه ميزند و در چنين بازيهايي كه تيم ما بيش از هر زماني به تماشاگرانش نياز دارد از حضور حداكثري آنها محروم ميشويم.»

بازي در ساعت 9 شب روز پنج شنبه ۲۱ مرداد و اجبارا با حضور تنها چهارهزار نفر تماشاگر پرشور رشتي آغاز ميشود. تيم سياهجامگان خيلي زود و در دقيقه 4۱ به گل ميرسد. تماشاگران همچنان به صورت بيوقفه به تشويق سپيدرود ميپردازند اما پسري 9 ساله در كنارم با دستانش سرش را گرفته و به شدت ناراحت است. اميرمهدي كه به همراه پدربزرگش آمده ميگويد از سال قبل و زماني كه سپيدرود در ليگ آزادگان بــود، تمام بازيهاي خانگي اين تيم را از روي همين ســكوها ديده و عاشق اين تيم اســت. بازيكن مورد عالقه او حسين كعبي است و براي موفقيت تيم محبوبش دست به دعا ميشود، اما روال بازي چندان براي اميرمهدي خوشايند نيســت و تيم مشهدي در نيمه دوم و دقيقه 9۷ گل دومش را نيز هم به ثمر ميرســاند. چند اعتراض و شكايت از تاكتيك و كيفيت تيم سپيدرود در ميان تماشاگران شنيده ميشود اما سريعا در ميان تشويقهاي ادامهدار پرشورها گم ميشود. دقايقي بعد ورزشگاه عضدي رشت از شادي منفجر ميشود و خنده بــه لبان اميرمهدي برميگــردد. داور نقطه پنالتي را نشان داده و ارتش سرخ گيالن به اولين گلش دست پيدا ميكند تا تماشاگران به ۰۱ دقيقه پاياني بازي اميدوار باشند. البته كه اين زمان اندك براي جبران گلي ديگر كافي نيســت و دومين شكســت پياپــي در كارنامه سرمربي جوان سپيدرود ثبت ميشود. آمديم كه بمانيم يكي از ليدرهاي باشــگاه سپيدرود در پايان بازي با اشاره به بازي نهچندان خوب تيمش ميگويد: «حقيقتا با ديدن اين بازي كمي ترســيدهام و از حاال به كابوس ســقوط به ليگ آزادگان فكر ميكنم. وقتي در مقابل تيم نهچندان قــوي مثل ســياهجامگان شكســت ميخوريم آن وقت ميتوانيم اميدوار به كسبنتايجيخوبمقابلپرسپوليسو استقالل و ساير تيمهاي مدعي باشيم؟» ليدر سكوي مقابل اما نظر ديگري دارد. او به نتايج نهچندان خوب ابتداي فصل گذشته سپيدرود اشاره ميكند و اينكه نظرمحمدي با تغييراتي كه در هر بازي نســبت به بازي قبل به وجود ميآورد در نهايت به تركيب و تاكتيك دلخواه خودش خواهد رسيد و ثابت كرده كه مربي باانگيزه و سختكوشي است.

اكثرتماشاگرانيكهبهورزشگاهآمدند در پايان اين ديدار بازيكنان خود را تشويق كردند و با سر دادن شعارهايي در حمايت از تيم خود آرامآرام خارج شدند. پس از بازي در كافهها و رســتورانهاي اطراف استاديوم هم تحليل و آناليز بازي از سوي طرفداران رونق داشت و نكته جالب اينكه بيشتر تحليلها همراه با اميدواري و نگاه مثبت بود. مردمان شــهر رشت انگار بر حقيقت و امكانات تيم خود واقف هستند و بيشتر به دنبال لذت بردن از تماشاي تيم محبوبشان. آنها ميخواهند حاال حاالها از بودن در ليگ برتر و سرشــاخ شــدن با غولها لــذت ببرند و جنس دغدغههايشان با تماشاگران ساير تيمها فرق ميكند. مردمي صبور و آرام كه پس از شنيدن نام سپيدرود خنده بر لبانشان مينشيند و اين تيم را همانند عضوي از خانواده خودشان دوست دارند. ايكاش چنين عشق و تعصب بينظيري در ميان مسووالن و تصميمگيرندگان ورزشي اين استان هم به وجود بيايد تا سدي مقابل حضور مردم در ورزشگاهها نشوند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.