عجبمرضیداریم

Jahan e-Sanat - - News -

پروانه کبره- باید اعتراف کنم اگر ســالها پیشنصیحتناصرحجازیمردسردوگرمچشیده فوتبالمان را در مورد خودم جدی میگرفتم شاید االن روزگار دیگری داشتم. او چنان سرخوشیهای آن روزهای 19 سالگیام در مطبوعات ورزشی را با خاک یکسان کرد که تا یک ماه برای مصاحبه سراغش نرفتم. وقتی گفت «بترس از روزی که برای همانهایی که سنگشــان را به سینه میزنی چنان از بیخ و بن زیر پایت را خالی کنند»...

اصالنمیفهمیدمچرابایدوقتیبرایکسیکاریمیکنیباتیشه هدفت قرار دهد. از آن روز 14 سال میگذرد، بارها برای دفاع از حق، قد علم کردم اما در عین ناباوری کتکخور معرکه همانها شدم. قطعا ایناتفاقراهرخبرنگاریتجربهکردهامافایدهاینداشتوتازهفهمیدم کهماخبرنگارانبهبیماریعجیبوغریبیگرفتاریم.کمکمیکنیم، فحش میخوریم. از حق مظلوم دفاع میکنیم، سیلی میخوریم؛ به خاطر صد تومان ناقابل که از جیب مردم نرود خودمان را قاطی هر بلبشوییمیکنیمامادستآخرحبسشرامیکشیم؛کارآموزکنارمان مینشیندکمترازاوحقوقمیگیریم!اماباز«جا»نمیزنیمکهنمیزنیم و همچنان سنگر را حفظ کردهایم. درست است که این خصلت اصلی شغل ماست اما دوست روانشناسی دارم که میگوید «شک نکن این نوعی مرض است» و من امروز با اینکه میدانم مریضم، دردم را دوست دارم و به فکر دوا و درمانش نیستم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.