حریم خصوصی زنان چند...!

Jahan e-Sanat - - News -

هفت ســال از ســاخت فیلم «خانه پدری» کیانوش عیاری در حالی میگذرد که عملی نشدن وعده شهرداری و توقیف چند ساله آن نهتنها سرمایهای را برنگردانده بلکه سازندگان فیلم را هم کم دچار مشکل نکرده است.

در روزهای گذشته با یادآوری رسانهها تاکید میشود که مهلت دو ماههای که وزیر فرهنگ و ارشاد اسالمی به سازمان سینمایی برای تعیین تکلیف فیلمهای توقیفی داده بود، به پایان رسیده و فیلم عیاری به عنوان یکی از چند اثری که در کمیته آثار رفع توقیف بررسی شده، اخیرا از جنبه دیگری هم مورد توجه قرار میگیرد.

این فیلمساز طبق آنچه امیرشهاب رضویان در اختتامیه جشنواره فیلم شهر گفت، در گفتوگو با ایسنا تایید کرد: در سال ۳۸ از طرف شهردار وقت جایزهای دریافت کردم که این جایزه تقبل نیمی از بودجه ساخت فیلم جدیدم بود که با نام «خانه پدری» در سال ۷۸ کلید خورد.

عیاری که به تازگی سریال جدیدش را کلید زده است، ادامــه داد: در حال حاضر بدهیهایی هم بابت ان پروژه باقی مانده که اگر فیلم اکران میشد، میتوانستم آنها را پرداخت کنم چراکه هزینه ســاخت «خانه پدری» ۰۰۹ میلیون تومان شده بود.

البته با توجه به توقیف چند ساله فیلم، فروش خوب «خانه پدری» در صورت اکران خیلی دور از ذهن نیست اما با این حال به همراه دیگر فیلمســازان برگزیدهای که مشــمول جایزه شهردار میشدند، پیگیریهایی را انجام دادند که به نتیجهای نرسیده است.

عیاری در اینباره گفت: قرار بود به همراه آقایان عباس رافعی، امیرشهاب رضویان و فخیمزاده قرار بود این جایزه را بگیریم و در این سالها نامههایی به آقایان قالیباف و ایازی نوشتیم ولی به مکاتبات ما ترتیب اثر داده نشد.

او همچنین درباره اینکه آیا از نتیجه بررسی فیلمش در کمیتــه رفع توقیف خبری دارد یا خیر هم بیان کرد: در آخرین روزهایی که معاون قبلی ارزشــیابی و نظارت در سازمان سینمایی بود، برای جلسهای دعوت شدم که همان حرفهای قبلی برای حذف سکانسهایی از فیلم مطرح شد و من هم تاکید کردم که اگر این کار به صالح فیلم بود، همان هفت سال قبل انجام میدادم اما پس از آن دیگر خبری ندارم.

به گزارش ایســنا، فیلم «خانه پدری» با بازی مهدی هاشمی، ناصر هاشــمی و شهاب حسینی سه سال قبل فقط یک روز روی پرده تعداد معدودی سینما رفت ولی خیلی زود اکران آن متوقف شد.

اخیرا ابراهیم داروغهزاده، معاون ارزشــیابی و نظارت سازمان سینمایی هم در گفتوگویی نمایش این فیلم را بدون مشکل دانست و گفت: برای حل مشکل فیلم «خانه پدری» راه اول این است که با تهیهکننده گفتوگو کنیم تا آن سکانسی که بحث ایجاد کرده (ضربه زدن به سر دختر و کشــتن او) حذف شود ولی اگر اصرار داشته باشند که آن صحنه در فیلم باشد، پس باید برای تماشاگران فیلم رده سنی تعیین کنیم.

اسم نیل گیمن برای بسیاری از عالقهمندان آثار فانتزی آشناست. او در یادداشت جدیدش حرفهاییرابازگوکردهکهکمترازیکنویسنده مشهور شنیده میشود. او که حاال۶۵ سال دارد، یادداشتی را درباره از دست دادن حافظه، آنچه باعث فروتنی نویســندگان میشود و مشهور شدن نوشته است. در ادامه، این یادداشت را که در «گاردین» منتشر شده میخوانید:

* از ســال ۲۹۹۱ تا ۸۰۰۲ آنقدر مشهور نبودم که یک صندلی آنچنانی در رستوران به من اختصاص بدهند، اما اگر نیاز بود با کسی حرف بزنم، برایم تماس میگرفتند. حاال آدمی هستم که در خیابان من را میشناسند، حس نمیکنــم آدم مهربان نامرئی هســتم که در حال مشاهده زندگی است. بخشی از زندگی بودن، همان است که به عنوان یک نویسنده میپسندم.

* هیچ چیز بیشــتر از مطالعه فهرســت پرفروشترینهای ســالهای گذشته، به یک نویسنده فروتنی یاد نمیدهد. به طور معمول خبرفیلمشدنبعضیازآنهابهگوشتمیخورد. اکثر اوقات متوجه میشــوی که کتابهای پرفروش امروز، فراموششدههای فردا هستند.

* بــرای تولدم یک لبــاس کابویی هدیه گرفتم اما هرگز آن را نپوشیدم. یک بار بچههای محلهمان داشــتند کابوی و سرخپوستبازی میکردند، فکر کردم: باالخره وقتش شد! دویدم داخل خانه و لباسهای کابوییام را پوشیدم. اما وقتی من رسیدم، بازیشان تمام شده بود و همه رفته بودند. اگر فقط تو باشی، پوشیدن لباس کابویی هیچ معنایی ندارد.

* دلم برای سرعت دسترسی به حافظهام تنگ شده. قبال اگر دنبال یک کلمه میگشتم، نوک زبانم بود اما االن مثل این اســت که یک پیرمردآرتروزیمتشخصبایدبلندشود،چندین و چند پله را به آرامی پایین برود و در کمد پر از گرد و غبارش، دنبال آن بگردد. سرانجام بعد از چهار روز، معموال ساعت ۰۳:۱ شب مینشینم

آسیاب دوسنگی شهرستان مهریز در راستای طرح حمایت از مالکین بناهای تاریخی و ثبتی، مرمت و ساماندهی میشود. علیاصغر صمدیانی سرپرســت اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان مهریز با اعالم این خبر گفت: آسیاب آبی دستگاهی بوده که برای آسیاب و خردکردن گندم و ســایر غالت و همچنین درست کردن آرد استفاده میشده و با اســتفاده از تکنیک سرعت آب یا به عبارتی فشار آب کار میکرده است.

او افزود: در ایران تقریبا در هر شهری در قدیم آسیاب آبی وجود داشته ولی امروز تقریبا چند مورد انگشتشمار هنوز کار میکنند که آسیاب کاخک- بجنورد، آسیاب یزد و آسیاب آبی و میگویم: «اوه آره! گرگ و میش. این کلمهای بود که دنبالش میگشتم.»

* از وقتــی با لو رید (خواننــده، نوازنده و ترانهسرایآمریکایی)شامخوردم،سعیمیکنم از دیدار با افرادی که چهرههای مورد عالقهام هستند، دوری کنم. شام عالی بود اما در پایان، «لو رید» دیگر قهرمان من نبود. من قهرمانهای زیادی ندارم. مسلما از دیدار با دیوید لویی حذر کردهام و وقتی با پسرش دانکن جونز دوست شدم، این کار خیلی سخت شد. وقتی سختتر شد که خانهام را به «وودستاک» بردم و او هم در همان محل زندگی میکرد اما عاشق این هستم که «بوی ِی» من همان «بوی ِی» درون ذهنم است: یک«بویی»عجیب،پویاوداستانمانندکهوقتی ۱۱ ساله بودم قهرمانم شد.

* معتقدم اگر به کارم ادامه دهم، یک روز کار خوبی مینویســم. در روزهای خیلی بد، فکر میکنم در گذشــته باید چیزهای خوبی مینوشتم، این یعنی من آن را از دست دادهام اما معموال تصــور میکنم تواناییاش را ندارم. شــکاف بین آن چیزی که در ذهنم میسازم و مطلب غمانگیز و ناهنجاری که در واقعیت به وجود میآید، عمیق و زیاد است و آرزو میکنم میتوانستم آنها را به هم نزدیکتر کنم.

* از اینکه اتفاق بدی برای بچههایم بیفتد، میترسم، میترسم اتفاقات وحشتناکی برای عزیزانم رخ دهد و یک شــب ویدئویی از من در یوتیوب باشد که من را با چشمانی غمزده و اشکهایی که مثل مرواریدهای درشت روی گونهام پایین میغلتد، نشان دهد و من نابینا و تنها در «زیرزمین» رها شده باشم.

*وقتی۳۱ سالهبودم،معلمانگلیسیمانمن را کنار کشید و گفت: «سرت به کار خودت باشد. تو زیادی میدانی، سوالها را جواب میدهی، به اشکذر از این نمونه آسیابها هستند.

صمدیانی در ادامه گفت: ویژگی این آسیاب، دوسنگی بودن آن اســت و سازهای کامال آجری دارد و در تمامی فصول سال از آب استفاده میکند .

سرپرســت اداره میراث فرهنگی مهریز در خصوص ارزش تاریخی آسیاب دوسنگی شهرستان مهریز نیز اظهار کرد: این آســیاب آجری در عمق سه متری از سطح زمین واقع شده و دارای دو تنــوره جهت ورود آب به داخل فضای مربوطه برای چرخاندن سنگهاست.

او بیان کرد: سقف فضاهای خدماتی(باراندازها) به صورت شاخ بزی بوده و محل تالقی آنها توســط سقفی فیلپوش با دهانه آدم منفوری تبدیل میشوی، فقط سعی کن همرنگ جماعت باشــی.» پنج سال بعدی را به تالش برای همرنگ شدن با جمع و خوب نبودن در کارهایی که مهارت داشتم، سپری کردم. توصیه وحشتناکی بود. درگیر کمرنگ بودن نباشید. سرتان را باال بگیرید. شاید به شما شلیک کنند اما شاید هم نکنند.

نیل گیمن داستاننویس و فیلمنامهنویس سرشناسانگلیسیاست.ازمعروفترینکارهای او میتوان به رمانهای «مرد شنی»، «خدایان آمریکایی»، «کوراالین» و «کتاب گورستان» اشــاره کرد. جوایز «هیوگو»، «نبیوال»، «برام استوکر» و مدالهای «نیوبری» و «کارنگی» از جملهافتخارهایایننویسندهآثارعلمی-تخیلی وفانتزیهستند.

گیمن اولین نویسندهای است که موفق به دریافتهردوجایزه«نیوبری»ومدال«کارنگی» برای یک اثر شده است. او این جایزهها را سال ۸۰۰۲ با رمان «کتاب گورستان» از آن خود کرد. رمان «اقیانوس در انتهای راه» در سال ۳۱۰۲ در جوایز کتاب ملی بریتانیا، عنوان کتاب سال را کسب کرد.

تاکنون بســیاری از کارهای این نویسنده انگلیسی ساکن آمریکا، مورد اقتباس سینمایی و تلویزیونی قرار گرفته است. «غبار ستارهای» فیلمی است که سال ۷۰۰۲ براساس رمانی به همین نام از «گیمن» به روی پرده رفت. رابرت دنیرو، کلر دینز، و میشل فیفر دراین فیلم ایفای نقش کردند. نسخه انیمیشن استاپ- موشن «کوراالین» هم در ســال ۹۰۰۲ ساخته شد. ران هوارد فیلمسار مشهور در سال۹۰۰۲ نسخه سینمایی «کتاب گورستان» را کارگردانی کرد. شبکه «استارز» هم از سال ۵۱۰۲ اعالم کرده مجموعهای تلویزیونی را براساس رمان «خدایان آمریکایی» گیمن در دست ساخت دارد. برایان فولر و مایکل گرین کارگردانها و نویسندگان فیلمنامهاقتباسیاینکارهستند. حدود هفت متر پوشیده میشود. صمدیانی در پایان نیز یادآور شد: این آسیاب از نظر قدمت مربوط به دوره اول پهلوی است ادامه از صفحه 14 وقتی برخی پزشــکان زنان با جراحی های زیبایی کاسبی می کنند

تهمینه از تجربه بد خود میگوید: «تو اتاق معاینه خوابیدی هی آدمهای مختلف میان تو رد میشن. پرستار، منشی ماما و بیماران دیگه. یا در موردی دیگه چند نفری تو اتاق دکتر برای معاینه رفته بودیم. یکی خوابیده. یکی نشسته. یه نماینده علمی اقا از یکی از شرکتهای دارویی هم اومده بود. دکتر همزمان با چند نفر حرف میزد و باید سواالت خصوصیمون را جلوی نماینده مرد شرکت دارویی میپرسیدیم!» او تاکید میکند: برخی پزشکان زنان هم رو به تجارت آوردهاند. پیشنهادات نامناسبی میدهند. از جمله اینکه من برای مشکل دیگری مراجعه کرده بودم، به من پیشنهاد عمل‪Labia minora‬ میدهد و میگوید بیا جراحیت کنم زیبا شود. چرا مشکل دیگری به من اضافه میکنند؟ اتفاقی که اقاقی هم آن را تجربه کرده و تایید میکند: برخی پزشکان زنان رسما دکان باز کردهاند. برای چکاپ ساالنه سرطان گردن رحم رفته بودم و ایشان وسط معاینه یکباره فرمود بیا پیش خودم برات جراحی زیبایی البیاپالستی انجام بدهم. من آن روزها روابط جنسی خوبی با همسرم داشتم، ولی یک دختر جوان بیتجربه یا با مشکل در رابطه یا یک خانم میانسال با اندام نه چندان روی فرم، احتماال با شنیدن پیشنهاد عمل جراحی زیبایی به اعتماد به نفسش ضربه بزرگی میخورد. وقتی پیشنهاد بی شرمانه می دهند یکی دیگر از زنان در اظهارنظری تاســفآور میگوید: پیش پزشــک زنان پیرمردی میرود و میگوید در ارتباط جنسی با همسرش مشکل دارد. باورتان میشود پزشک به من پیشنهاد رابطه جنســی داد؟ من اما از ترس دردســرهایش از پزشــک شکایت نکردم. این وضعیت اخالق و رعایت کردن حقوق بیمار است. نسرین نیز از پزشک زنان مرد دیگری هنگام معاینه چنین پیشنهادی دریافت کرده است و مساله خود را در تایید این حرف عنوان میکند.

هیچ وقت نتوانستم تمام مشــکالتم را به دکترم بگویم

غزلمیگوید:مندرمشهدزندگیمیکنم.اینجااغلبدکترها چند نفری با هم میفرستند داخل. خیلی باید پرس و جو کنی که دکتر خوبی پیدا کنی که تنها بفرستند داخل. وقتی اولین بار مراجعه کردم دکتر زنان پنج نفر را با هم فرستاد داخل. ردیف نشستیم جلوی دکتر دونه دونه گفتیم مشکالتمان چیست! چون بار اولم بود و نمیدانستم بقیه جاها چطور است، اعتراض نکردم. دفعه بعد دکتری رفتم که دونفری میفرستادند داخل. به منشی اعتراض کردم و گفتم میخواهم تنها بروم داخل مطب. گفت خانم اتاق معاینه جداست. انگار فقط معاینه واسشون مساله است. خالصه هیچوقت نتونستم اونطور که باید با دکترم حرف بزنم و سواالتم رو بپرسم. همیشه وسط حرف زدن مریض بعدی میاد داخل و عالوه بر اینکه حواس دکتر هم پرت میشه نمیشه جلویشــان ادامه داد. همین باعث شد بار آخری دکتر فراموش کرد واســه بیماریم دارو بده، من هــم دیگه پیگیری نکردم و پیش او نرفتم.

فاطیما از اتفاق رخ داده هنگام معاینه و ترسش میگوید: آدم خجالتی هستم. به خاطر همین شرایط حاضر نبودم برم پیش دکتر، تا اینکه مشکلی ایجاد شد و رفتم دکتر و متاسفانه ۰۱ نفر همزمانفرستادندداخل.ماماهمهسواالتخصوصیراجلویبقیه میپرسید و بعدش میفرستاد پیش پزشک و آنجا هم جلوی بقیه باید دوباره تکرار میکردیم. اعتراض کردم گفتن نیا دیگه. دیگه هرگز نرفتم دکتر. مشکالتمو با درمانهای خانگی حل میکردم تا زمانی که میخواســتم باردار شوم، باز هم حاضر نشدم بروم دکتر. ماه دوم بارداری رفتم پیش یک پزشک دیگر، دوباره همان تجربه اول تکرار شد. با معاینههای سه نفری. از طرفی برای زایمانم همزمان چند دانشجو و پزشک برای معاینه داخل اتاق بودند که کلی درد و خجالت داشتم، اما نمیتوانستم اعتراض کنم، توی اتاق زایمان هم ۰۱ نفر کادر نشسته بودند زایمان من و معایناتم را نــگاه میکردند و در مــورد بدن من جلوی خودم اظهار نظر میکردند. هنوز این رفتارهای آزاردهنده را فراموش نکردهام. ادامه میدهد: حتی برای چکاپ هم جرات نکردم پیش هیچ دکتری بروم. همسرم میگوید مقصر ما خانومهاییم که سکوت میکنیم. با اعتراض هم چیزی درست نمیشود. حاال خدا را شکر مشکلی ندارم و امیدوارم دیگر گذرم به چنین پزشکهایی نیفتد.

عطیه در خصوص مشــکل سرطانی خود و رعایت نشدن حریمش عنوان میکند: چند ســال پیش تو ســینهام غده داشتم دکتر گفت ســرپایي بیا بیمارستان « ش.ت»عملت کنم. من رو تخت اتاق عمل هرکي از جلوی در رد ميشــد از رزیدنتهاي جراحي مرد و زن ميآمدند سینهام را معاینه مــي کردند! بدون اجازه من. هر کدام هم یک نظر مي دادند با اینکه مي دانستم غده خوشخیم است، ولي انقدر آمدند و رفتند استرس گرفتم.

الهام که آبادانی است، میگوید: یک بار که باردار بودم خانم قبلی هنوز معاینهاش تمام نشــده بود من رو صندلی نشسته بودم و اون رو تخت معاینه. البته چیزی مشخص نبود منم نگاه نمیکردم که خانم راحت باشــد اما حرفهایشان را متاسفانه میشنیدم. متوجه شدم که برای لقاح مصنوعی تالش میکند و پولش به ای وی اف اصفهان نمیرسد و میخواست دکتر جایی در خوزستان با هزینه کمتر معرفی کند. از نظر من گفتن این بحثها جلوی من که باردار بودم و او مشکالتی داشت خوشایند نبود چون میترسیدم ناراحت شود و حسرت بخورد. پزشکان زنی که از گفت و گو با ما خودداری کردند از سویی دیگر نگارنده در گفتوگو با چند نفر از پزشکان زنان خواســت که در خصوص این مشکالت و رعایت نکردن حریم بیماران توضیح دهند اما هیچیک از این مشــکالت را نپذیرفتند. به عنوان نمونه یکی از آنها در گفتوگو با «جهان صنعت» با پرخاشگری و اتهامزنی، از پاسخ دادن طفره رفت و برخورد مناسبی نداشت. این موارد را نپذیرفت و تنها دلیلی که برای رفتار نامناسب و نقض حریم خصوصی بیماران تایید کرد، این بود که، «وقت نداریم و مریض زیاد است». خود بیماران نیــز در خصوص رفتار پزشکانشــان و اعتراض به عملکرد آنها به کرات در طول گزارش عنوان کردند که در پاســخ به انتقاد و اعتراض، رفتار مناسبی ندارند و چون از تعداد باالی مراجعهکنندگان خود مطمئنند، لزومی نمیبینند با بیمارانشان برخورد مناسبی در پیش گیرند و میگویند اگر نمیخواهی برو یه جا دیگه و با «همینی که هست» بیمار را بدرقه میکنند و فرد ناچار میشود چندین پزشک عوض کند تا بتواند یک جا مأمن اطمینانی یابد و حریم خصوصیاش رعایت شــود. یکی دیگر از پزشــکان زنان نیز با چندین بار تماس تلفنی و درخواست حاضر نشد در خصوص مشکالتی که برای بیماران پیش میآید اظهارنظری کند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.