خانه‌پدری‌«سایه»‌در‌رشت‌ثبت‌ملی‌م ‌یشود:

Jahan e-Sanat - - News -

سعید نوروزجو- هوشنگ ابتهاج بیشک از بزرگترین شعرای معاصر ایران است. او در رشت متولد شــد و تا دوران جوانی در خانه پدریاش در محله استاد سرا زندگی میکرد. او در خانه پدریاش نخســتین بار عشــق را لمس کرده اســت و نخستین شعرهایش را برای عشــق جوانیاش سروده است. دختری ارمنی به نام گالیا که مخاطب شعرهای سایه در دوران جوانی است.

دیریست گالیا درگوش من فسانه دلدادگی مخوان دیگر زمن ترانه شوریدگی مخواه

دیر است گالیا به ره افتاده کاروان عشق من و تو؟... آه این هم حكایتی است اما، درین زمانه که درمانده هرکسی

از بهر نان شب دیگر برای عشق و حكایت مجال نیست از همان زمانها استعداد هوشنگ ابتهاج بر همگان روشن بود. بسیاری از جوانان دهه سیوچهل این شــعر را از حفظ میخوانند. نخســتین نغمهها زمانی به گــوش ابتهاج رســیدهاند که او در خانه پدریاش در رشت زندگــی میکرد. خانهای کــه امروز وقتی از کنارش رد میشوی با نقاشی باب اسفنجی و آقای خرچنگ و پاتریک روی دیوارهای زمینه آبیاش مواجه میشوی! یک بار از مقابل این خانه رد شدم اما باورم نمیشد این خانه پدری هوشنگ ابتهاج باشد. باالتر از خانه یكی از اهالی محل پرسیدم خانه ابتهاج کجاست؟ گفت: «رد کردی، همان سر خیابان بود. همان که شبیه مهدکودک است.» البته این اولین بار نیست که مردان بزرگ این سرزمین را در خانهشان ایــن چنین غریب میبینم امــا کاش اولین بار بــود. ابتهاج یكی از مطرحترین و بهترین شعرسرایان معاصر است که گرچه در قالبهای کالسیک در قله نشسته است اما در زمینههای مختلف شعر نونیمایی نیز اشعاری واال و توانا سروده است. سایه یک نو اندیش غزلسراست و دراین راه و روال، در بین معاصران همتایی ندارد. او نخســتین کتاب شــعرش را خیلی زودتر از تصور ما یعنی زمانی که به دبیرستان میرفت منتشــر کرد. زمانی که در این خانه که حاال به مهدکودکی متروکه تبدیل شده زندگی میکرد.

27 خرداد 96 همشــهریان سایه از خطر تخریب خانه پدری این شاعر حرف زدند و ما مثل همیشه که دیر یادمان میافتد، ناگهان یادمان افتاد! بماند که اداره میراث فرهنگی و گردشگری رشت قبل از این چه میکردند! همه سالهایی که این خانه مهدکودک بود و بعد از آن که به انبار ترهبار تبدیل شده بود هیچکس یادش نبود حروفی را که در این خانه به شعر سایه تبدیل شدهاند.

این خانه در محله تاریخی استادســرای شهر رشت در نزدیكی خانه گلچین گیالنیپسرخاله ابتهاج- قرار دارد و به گفته علیرضا پنجهای- شاعر و فعال فرهنگی رشت، سایه نخستین شعرش را آنجا سروده است.

تنها سه روز از انتشار احتمال تخریب خانه پدری هوشــنگ ابتهاج در رشت گذشته بود که مدیرکل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری گیالن اعالم کرد: خطر تخریب از خانه استاد امیر هوشنگ ابتهاج در رشت دور شــده و موضوع ثبت ملی این بنا مورد تاکید قرار گرفته است. رضا علیزاده، از پیگیری جدی برای ثبت خانه امیرهوشــنگ ابتهاج خبر داد و گفت: باتوجه به نشانههای اعالم شده از سوی استاد ابتهاج و خانواده ایشــان، مقرر شد اطالعات تكمیلی اعم از نقــل و انتقال ملک از طریق ســازمان ثبت و امالک و نیز مستندســازی پیمایشی، نســبت به تكمیل اطالعات برای ثبت ملی اقدام شود. دیگر این پنجره بگشای که من به ستوه آمدم از این شب تنگ دیرگاهی است که در خانه همسایه من خوانده خروس وین شب تلخ عبوس میفشارد به دلم پای درنگ دیرگاهی است که من در دل این شام سیاه پشت این پنجره بیدار و خموش ماندهام چشم به راه همه چشم و همه گوش مست آن بانگ دالویز که میآید نرم محو آن اختر شبتاب که میسوزد گرم مات این پرده شبگیر که میبازد رنگ آری این پنجره بگشای که صبح میدرخشد پس این پرده تار میرسد از دل خونین سحر بانگ خروس وز رخ آینهام میسترد زنگ فسوس بوسه مهر که در چشم من افشانده شرار خنده روز که با اشک من آمیخته رنگ... و باالخره در تاریخ 18 مرداد خبر مراحل آخــر ثبت ملی خانه هوشــنگ ابتهاج در رسانهها منتشر شــد و دلمان کمی آرام گرفت. رضــا علیزاده اعالم کــرد: پرونده

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.