طب سالمندی در ایران؛ ناشناخته و مهجور

با وجود آنکه طب سالمندی حدود 150 سال در جهان قدمت دارد؛ در کشور ما حتی خیلی از سالمندان هم نمیدانند چنین طبی وجود دارد

Jameh Pouya - - اجتماعی سالمت - سعید زاهدی

درنظرگرفتــن همین مســئله، مراقب است داروهای مختلف بیمار سالمند با یکدیگر تداخل نداشته باشد و کمترین عوارض در مســیر درمان بــرای فرد سالمند اتفاق بیفتد. همچنین در اغلب ســالمندان، معموال عالئمی از کاهش آب بدن وجــود دارد. افزایش تودههای چربی بدن و اختالل در عملکرد کلیه و کبد هم در دوران سالمندی شایع است. به همین دالیل، نحوه تجویز دارو برای یک سالمند بیمار، بسیار متفاوت با یک جوان بیمار است.

طب سالمندی در دوران طفولیت

قدمت طب ســالمندی در جهان به حدود یک قرن میرسد و این طب در کشورهای توسعهیافته توانسته است به جایگاه واقعی خودش برســد؛ اما طب سالمندی در کشــور ما همچنان مثل نوزادی است که هنوز در ابتدای راه قرار دارد و حتی اسمش هم برای خیلیها ناآشناست.

درحالیکــه گفته میشــود حدود هزار ســال قبل، بوعلی سینا در کتاب قانون خود به بیماریهای شایع دوران سالمندی اشاره کرده است و بهنوعی او را باید مبتکر طب ســالمندی دانست؛ اما این طب در کشــور ما در مسیری برعکس عمــل کرده؛ یعنــی بهجای تکمیل و تصحیح مســیر بوعلی سینا، بهطورکلی از خدمات طب سالمندی، دســت شسته اســت. هماکنون تعداد متخصصان طب سالمندی در ایران که واقعا تخصصشان طب سالمندی باشد به 10 نفر هم نمیرسد. این متخصصان هم کســانی هســتند که در خارج از کشور درس خواندهاند و متخصص طب سالمندی شدهاند. همین تعداد محدود پزشــکان متخصص طب سالمندی در ایــران، بهخوبی نشــان میدهد تا چه حد، طب ســالمندی در ایران مهجور اســت. حتی درحالیکه در کشورهای دوران سالمندی آشنا هستند و با ارائه مشاوره پزشکی به ســالمندان، تالش میکنند مانع از ابتالی ســالمندان به بیماریهای مختلف شــوند. همچنین متخصصان طب ســالمندی، دورههای آموزشــی متعددی دیدهانــد و طبق «راهنماهای بالینــی» برای درمان هر بیماری شــایع در دوران ســالمندی، مهارت کافی دارند.

حضور متخصصان طب ســالمندی موجب میشود فرد سالمند به محض مشــاهده بیماری به پزشــک آگاه به بیماریهای سالمندان مراجعه کند. در نتیجه هم بیمار سالمند برای پیگرفتن مسیر درست درمان، کالفه نمیشود و مسیر بیدردسر را انتخاب میکند و هم در وقت و هزینه او صرفهجویی خواهد شد.

همچنین ســالمندان برخالف افراد جوان و میانســال، معمــوال از چند بیمــاری همزمــان رنــج میبرند که همین مســئله باعث میشود مجبور باشــند انبوهــی از داروهــا را مصرف کننــد. متخصص طب ســالمندی با همین احساس نیاز باعث شد تخصص نــوزادان شــکل بگیــرد و متخصص بیماریهای نوزادان تربیت شــود. این طب از دهه 20 شمسی به ایران هم راه پیدا کرد و به همت دکتر محمد قریب، آموزش این رشــته تخصصی در کشور ما آغاز شد.

دقیقــا همیــن شــرایط در دوره ســالمندی هم تکرار میشود، طوری که اغلــب بیماریهای شــایع دوران سالمندی، کامال مشــابه هم هستند؛ برای مثال باالبودن فشار خون، افزایش چربی خون، پیرگوشــی، مشــکالت مفصلی و استخوانی، ابتال به سرطانها و دههــا اختــالل جســمی و روانــی دیگر در بســیاری از ســالمندان تکرار میشود. همین مسئله موجب شد طب نوین برای درمان بیماریهای شــایع سالمندان، طب سالمندی را راهاندازی کند؛ یعنی طبی که تخصصش فقط در حوزه تشــخیص و درمان بیماریهای شایع دوران سالمندی است.

متخصصــان این طــب بهخوبی با راههای پیشگیری از بیماریهای شایع

فکــرش را بکنیــد اگــر متخصص بیماریهای نوزادان نبود، آنوقت باید به محض بیمارشدن نوزادان، هر بار به یک پزشک متخصص در حوزههای مختلف تخصصی مراجعه میکردیم؛ برای مثال وقتی گوش نوزاد درد میگرفت، باید او را به پزشــک متخصص گوش و حلق و بینــی میبردیم و اگــر تب میکرد، باید در مطب متخصص عفونی حاضر میشــدیم. طبیعی است که این روند، هم کالفهکننده بــود و هم هزینههای درمان را افزایش میداد. اما علم پزشکی پس از آزمون و خطاهای متعدد به این نتیجه رسید که بیماریهای شایع در بین اغلب نوزادان، بســیار شــبیه هم اســت؛ برای نمونه گوشدرد، اسهال، کولیک یا همــان بیقراریهای ممتد دوران نوزادی، در بســیاری از نوزادان دیده میشــود؛ بنابراین علم پزشکی و مردم به طبی جامعنگر نیاز داشــتند که بیماریهای شــایع دوران نوزادی را تشــخیص دهد و آنها را درمان کند.

توســعهیافته، بیمارستانهایی مختص ســالمندان فعالیت میکند؛ اما چنین مراکز درمانی در کشور ما تعریف نشده است.

چرا به طب سالمندی بها ندادهایم؟

دالیل مختلفی وجود دارد که موجب شده طب سالمندی در ایران به شکل یک مفهوم تئوریک در نظام ســالمت مطرح شــود و جای پایش در بهداشت و درمان کشور خالی باشد.

قطعا یکــی از مهمترین دالیل این فراموشی، جمعیت جوان کشور است. چندین دهه متوالی اســت که کشور ما بهعنوان کشــوری جوان در ســطح دنیا مطرح میشود. حتی با وجود آنکه جمعیت کشور ما در حالگذار به مرحله سالمندی اســت؛ اما همچنان ایران ما در مقایسه با کشــورهای توسعهیافته، کشوری جوان به حساب میآید.

خیلی جای تعجب ندارد در جامعهای که همچنان نیروهای جوان آن جمعیت غالب کشــور باشــند، طب سالمندی نهادینه نشده باشد، چون این جمعیت هنوز با مشــکالت و دغدغههای دوران سالمندی آگاه نیست. در مقابل، کشور ژاپن بهعنوان یکی از پیرترین کشورهای جهان، به طب سالمندی توجه زیادی میکند، زیرا جمعیت مردم این کشور به خدمات این طب فراگیر، نیاز حیاتی دارند.

پیشبینی میشــود تا سال 1420 حدود 23 درصد جمعیت کشور ما که جمعیتی حدود 26 میلیون نفر میشود، ســالمند باالی 60 ســال باشند. این جمعیــت درخور توجه با توجه به روند پیرشدن جمعیت در ایران، به خدمات بهداشتی و درمانی ویژهای نیاز دارند که اگر از همین حاال به آن نیندیشــیم و برای چند دهه آینده به فکر نباشیم، با انبوهی از سالمندان بیمار و زمینگیر مواجه خواهیم شــد، درحالیکه امروز میتــوان با ســرمایهگذاری روی طب ســالمندی، زمینه برای پیشــگیری و جلوگیــری از گســترش بیماریهای دوران سالمندی را آغاز کرد.

دکتر رسول خضری، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، در گفتوگو با «جامعه پویا» میگوید، ایــران خیلی زودتر از سال 1420 به پیری میرسد؛ به باور او اگر با همین نرخ رشد جمعیت حرکت کنیم، تا ســال 1410 قطعا یک کشور پیر خواهیــم بود. به گفته این نماینده مجلس، عالوه بر اینکه باید تالش شود از پیرشــدن جمعیت جلوگیری کنیم، باید به فکر بهداشت و درمان سالمندان فعلی و سالمندان آینده هم باشیم.

خضــری تأکید میکند سیســتم آمــوزش و تربیــت متخصصان طب سالمندی باید شتاب بگیرد و با جهش بیشــتری به تربیت ایــن متخصصان بپردازیم؛ اما متأسفانه هماکنون چنین شــتاب و ضرورتی از ســوی مسئوالن دیده نمیشود و تربیت متخصص طب سالمندی در کشــور ما فراموش شده است.

حرکت کند بــرای تربیت متخصص طب سالمندی

خاستگاه طب سالمندی را به کشور انگلستان نسبت میدهند؛ اما حاال در بیشــتر کشورهای توســعهیافته، طب سالمندی جا افتاده است. جالب است که در کشــور ما حتی بسیاری از خود ســالمندان هم نمیدانند که تخصصی به اسم طب سالمندی وجود دارد، چه برســد به اینکه بخواهند به متخصص طب سالمندی مراجعه کنند.

در حوزه آمــوزش متخصصان طب ســالمندی هم روندی بســیار ُکند در جریان اســت. تازه از ســال 91 فرایند پذیــرش محــدود دانشــجویان طب سالمندی آغاز شــده است، روندی که به گفته کارشناسان، در هر چهار سال فقط هفت متخصص طب ســالمندی به مجموعه متخصصان کشــور اضافه میکند. اگر در نظر داشــته باشیم که هماکنون حــدود 10 درصد جمعیت کشور در دوره سالمندی به سر میبرند، آنوقت میبینیم این تعداد انگشتشمار متخصص طب ســالمندی نمیتواند پاسخگوی هشت میلیون سالمند فعلی باشــد. همچنین درحالیکه براساس تعریف ســازمان بهداشت جهانی، سن سالمندی از 65 سال شروع میشود؛ اما در کشور ما با توجه به وضعیت جسمی افراد در ســنین پیری، میتوان ســن سالمندی را از 60 سال محاسبه کرد.

دکتر آبتیــن مهدیپور، متخصص دوره سالمندی ،)MPH( در گفتوگو با «جامعه پویا» یادآور میشود: «اغلب ایرانیهــا وقتی به ســن ســالمندی میرســند، مجموعــه متنوعــی از بیماریهای مختلــف را همراه خود به سن ســالمندی میآورند، درحالیکه اگر فردی در دوره جوانی و میانسالی، ســبک زندگی سالمی در پیش بگیرد، قطعا دوران سالمندی سالمتری خواهد داشــت». به گفته مهدیپور، عالوه بر ارائــه خدمات پیشــگیری و درمان از سوی متخصصان طب سالمندی، این متخصصان در حوزه توانبخشــی هم به ســالمندان بیمار کمک میکنند تا ســالمندان بیمار بتوانند پس از درمان بیماریها، دوباره به اجتماع برگردند و خانهنشیننشوند.

حتی به گفته او، یک متخصص طب سالمندی با توجه به اوضاع مالی و روحی و روانی فرد سالمند، نسخه درمانیاش را میپیچــد، درحالیکه مثال اگر یک فرد سالمند برای درمان بیماری قلبی به یک متخصص قلب مراجعه کند، آن متخصص صرفا از منظر مشکالت قلبی، بیمار را بررســی و معاینه میکند و از سایر پیشزمینههای بروز این بیماری در فرد سالمند صرفنظر میکند.

با نیمنگاهی به ساختار اجتماعی اغلب کشورهای توســعهیافته نیز میبینیم در این کشــورها، رسیدن به سن سالمندی به معنی ابتال به انواع و اقســام بیماریها نیســت، بلکه اتفاقا ورود به 56سالگی، با لذت سفر و بازنشستگی همراه میشود؛ اما در کشــور ما بهدلیل نهادینهنشــدن فرهنگ پیشگیری، خودمراقبتی و نظام بهداشــت، ورود به ســالمندی با ابتال به امراض مختلف پیوند میخورد. از منظر مالی نیز ورود به سن سالمندی در کشور ما به معنی آغاز دغدغههای مالی اســت؛ برای مثال براســاس آمارهای رســمی، حــدود 60 درصد بازنشســتگان تأمین اجتماعی، حداقلبگیر هستند؛ یعنی کل حقوق و مزایای آنهــا را هم که روی هم بگذارید، دریافتیشــان به یکمیلیونو 200 هزار تومان نمیرســد؛ اینها جدای از صدها هزار سالمندی است که همین کف حقوق بازنشســتگی را هم دریافت نمیکنند.

به همین دالیل اســت کــه گفته میشــود درمان بیماریهای روحی و جسمی سالمند، بدون نگاه به مؤلفههای اجتماعی، مسیری خطاست که فقط به عالمتدرمانــی ختم میشــود؛ یعنی عالمت یک بیماری را در سالمند از بین میبرند، بدون آنکه منشــأ آن بیماری ریشهیابی و ریشهاش خشک شود.

اســتقرار طب ســالمندی در نظام ســالمت ایران، کمترین فایدهاش این اســت که متخصص طب سالمندی به این مؤلفههــای اجتماعی نگاه میکند و نسخهای متناسب با اوضاع اجتماعی میپیچــد. فایده مهم بعــدیاش این است که نسخه طب سالمندی، بسیار ارزانتر از انبوه نســخههای پزشکانی تمام میشود که سالمند مجبور است هر مــاه بهطور مکرر بــه آنها مراجعه کند؛ یعنی از منظر اقتصادی، هم فرد سالمند و هم نظام سالمت از نسخههای متخصصان طب سالمندی سود میبرند و با گســترش این طــب، صرفهجویی جدی در هزینههای درمان خواهد شد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.