روایت دست اول بدون سانسور اولشخص

نگاهی به کتاب «رومن به روایت پوالنسکی» اثر «رومن پوالنسکی»

Jameh Pouya - - فرهنگی سینما - فرانک کالنتری

مخاطب میدهد که قصهای آشــنا را که خودش هم در آن شریک است، تماشا میکند. رومن پوالنسکی در این کتاب، قصهاش را از ســالهای کودکیاش آغاز میکند که با حمله آلمان به لهستان و نسلکشی همراه است؛ او و خانواده یهــودیاش از این اتفاق مصون نمیمانند. پوالنسکی ناچار میشود چند سالی را دور از خانواده در فقر مطلق ســپری کند. وقتی او و پدرش بعد از سالها یکدیگر را پیدا میکنند، مادرش زنده نیســت و توسط نازیها در اتاق گاز خفه شــده است. رد پای تجربیاتی که پوالنسکی در این سالها از سر گذرانده، در فیلمهای پیانیست و الیور توییست کامال مشهود است. ازآنجاییکه پوالنسکی اغلب، فیلمنامه آثارش را یا خودش نوشته یا از روی آثار مهم ادبی اقتباس کرده، دست به نوشتنش خوب است و کتابش هم کتابی روان است. او در بخشی از کتاب، انگیزه اصلیاش از نوشتن این کتاب را اینطور شرح میکند: «یک دنیا بدفهمی، سوءتفاهم و تحریف محض و دروغهای فاحش درباره من ساخته و پرداخته شده است. کسانی که من را نمیشناسند، غول بیشاخودمی از من ساختهاند و تصور یکسره غلطی راجع به شخصیت من دارند که با قدرت رسانه شاخوبرگ پیدا کرده است... . یک وقتی فکر کردم حقایق زندگیام را روی کاغذ بیاورم. هرچند همانجا میدانستم که هرقدر سعی کنم صادقانه و بیپرده بنویســم، بازهم مردم همان دروغهای جعلی را به حقیقت ترجیح میدهند».

صداقتی که پوالنســکی مدعی آن است، حسی اســت که با بعد از خواندن شرح حال اعترافگونــهاش خواهیــم داشــت. او تمام تجربیاتی را که ممکن اســت گفتنش برای هرکسی ساده نباشد، از کودکی تا قدرتگرفتن اتحادیه همبستگی لهســتان به سرکردگی لخ والســا بیان میکند. شــاید فقط کسی با اعتمادبهنفس پوالنســکی بتوانــد خودش را اینطور بیپیرایه روی کاغذ بیاورد. او به تفصیل درباره اشتباهات و کجرویهایش حرف میزند، طوری که بیشــتر به نظر میرسد برای رهایی ذهنش از خاطرات، کتاب را نوشته تا شناساندن خودش به دیگــران. این مثل یک جور درمان روانشناســانه و تراپی است وگرنه آدمی مثل پوالنســکی بهتــر میداند که مــردم ترجیح میدهند شــایعات رسانهها را باور کنند تا یک کتاب 600 صفحهای درباره او بخوانند. هیچوقت به آسانی فیلم نساخت و زندگیاش ناهموارتر از آن بود که یک آدم معمولی بتواند تحملش کند در یک کلمه نمیشود توصیفش کرد.

فراز و نشــیبها و اتفاقات عجیبی که در زندگی این هنرمند بزرگ اتفاق افتاده اســت و شــیرینی و روانی روایتش، باعث شــده حتی اگر رابطه خوبی با ســینما نداشته باشیم یا با فیلمهای پوالنســکی ارتباط برقرار نکنیم، از خواندن کتاب لذت ببریم. ارزش این اثر برای هر مخاطب، وقتی بداند که با یک روایت دست اول و مستند طرف است، چندین برابر میشود. بههمیندلیل میتوان به این اثر بهعنوان اثری مستقل از سینما و از پوالنسکی فیلمساز نگاه کرد. هرچند عالقه و شناخت سینما و دیدن فیلمهای پوالنسکی، جذابیت خواندن این زندگینوشت را چندین برابر میکند و برعکس خواندن این کتاب لذت دیدن فیلمهای پوالنسکی را بیشتر میکند. دیدن دوباره فیلمهای پوالنســکی بعد از درک کتاب این حس را به

«پوالنسکی» یکی از بزرگترین و تحسینشدهترین فیلمسازان زنده دنیاست که پیچیدگی داستان زندگی شخصیاش دست کمی از فیلمهایش ندارد. او با تحریر سرنوشــتش در کتاب «رومن به روایت پوالنسکی» این فرصت را ایجاد کرده تا بیشتر بتوانیم به او نزدیک شویم و دربارهاش بیشتر بدانیم؛ بدون تحریف و تغییر و افسانه.

پوالنســکی در این کتاب به چگونگی شکلگرفتن ایدهها و ساختهشدن فیلمهایش میپردازد و در خالل آنها از زندگی شخصیاش میگوید. خواندن این کتاب مثل یک جور مرور تاریخ سینما و اتفاقات سیاسی و اجتماعی مهم آن دههها از زبان کسی است که در مرکز بسیاری از اتفاقات قرار داشته است. تجربیات پوالنسکی در مواجهه با کارگردانان دیگر و بازیگــران، در بخشهایی که او از شکلگیری ایده فیلمهایش تا اجرایشان را شرح میدهد، پرده نقرهای سینما را برایمان کنار میزند و حقایقی برمال میکند که هرگز به ذهنمان خطور هم نمیکند. کودکی پوالنسکی و جنگ جهانی دوم، ماجرای قتل همسرش شارون تیت توسط خانواده منسون و جریان دادگاهی و زندانی شــدنش در آمریکا ســه اتفاق گلدرشت زندگی پوالنســکی است که شــاید هرکسی با یک جستوجوی ساده، مختصر اطالعاتی دربارهاش پیدا کند؛ اما او در این کتــاب ریزهکاریهایی را تعریف میکند که در زندگی عجیبش از سر گذرانده است. این اتفاقات خواندنیتر آن است که بتوان تصورش را کرد. ماجرای جدایی میا فارو از فرانک ســیناترا، در زمــان فیلمبرداری فیلم بچــه رزماری و تجربه کار با کارگردان حرفهای مثل جان کاســاویتس در ســمت بازیگر، داستان تعطیلی جشــنواره کن و مخالفت پوالنسکی با تصمیمگیرندگان این جریان و همینطور ماجرای اولین رفاقتهایش که مسیر زندگیاش را تغییر دادند، بخشــی از این اتفاقات است. شاید بعد از خواندن چنین کتابی هر نویسنده و فیلمسازی به اینهمه خوراک آماده برای داستان غبطــه بخورد. تجربیاتــی که ردپایشــان در آثار پوالنســکی به چشــم میخورد. «رومن به روایت پوالنســکی» از آن کتابهایی است که وقتی تمام میشــوند هنوز در ذهن مخاطــب جریان دارند و شاید هیچوقت هم دست از سرش برندارند؛ اما اگر بخواهیم این کتاب را در یک کلمه توصیف کنیم، آن کلمه سرسختی است؛ سرسختی هنرمند بزرگی که چند فیلم مهم تاریخ سینما را در کارنامهاش دارد؛ اما

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.